
ظهور الفاظ خطابات عام شارع
آراء مرحوم آقاضیاء عراقی
شمول خطابات شرعی به غایبین و معدومین محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با بررسی دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی، خطابات شارع را به چند دسته تقسیم کرده و تفاوت میان خطاب حقیقی، خطاب انشائی و خطاب ادعایی را تبیین میکنند. در ادامه، معنای واقعی مخاطب و مقصود بالافهام مورد بررسی قرار میگیرد و نسبت میان حضور در مجلس خطاب و تعلق واقعی تکلیف تحلیل میشود. استاد سپس اشکالات وارد بر برخی تقریرات مشهور درباره شمول احکام نسبت به غایبین و معدومین، قاعده اشتراک و الغای خصوصیت را مطرح کرده و مبنای خود را در تفسیر خطابات عام قرآن و سنت توضیح میدهند. حاصل بحث روشن شدن معیار حقیقی مخاطب در خطابات شرعی و چگونگی سرایت احکام به مکلفان در همه زمانها است.
ظهور الفاظ خطابات عام شارع
توضیحات:
شمول خطابات شرعی به غایبین و معدومین محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با بررسی دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی، خطابات شارع را به چند دسته تقسیم کرده و تفاوت میان خطاب حقیقی، خطاب انشائی و خطاب ادعایی را تبیین میکنند. در ادامه، معنای واقعی مخاطب و مقصود بالافهام مورد بررسی قرار میگیرد و نسبت میان حضور در مجلس خطاب و تعلق واقعی تکلیف تحلیل میشود. استاد سپس اشکالات وارد بر برخی تقریرات مشهور درباره شمول احکام نسبت به غایبین و معدومین، قاعده اشتراک و الغای خصوصیت را مطرح کرده و مبنای خود را در تفسیر خطابات عام قرآن و سنت توضیح میدهند. حاصل بحث روشن شدن معیار حقیقی مخاطب در خطابات شرعی و چگونگی سرایت احکام به مکلفان در همه زمانها است.
ظهور الفاظ خطابات عام شارع
6خطاب هم از همینجا میآید. در معرض خطاب و تخاطب یعنی ایجاد ارتباط، خطیب را چرا خطیب میگویند؟ بهخاطر اینکه بین خود و دیگران ایجاد ارتباط میکند؛ به دیگران حکم میکند، نصیحت میکند و انذار میدهد. سابق اینطور بود، خطیب که خطبه میخواند، از دیگران میخواست؛ کار میخواست، امیر یک شهر، خلیفه، اینها میرفتند خطبه میخواندند. یعنی میرفتند بین خود و مردم عُلقه ایجاد میکردند، تکلیف ایجاد میکردند، [میگفتند:] «مردم، شما باید در زندگی این کار را انجام دهید، در این هفته باید این کار را انجام دهید، ما اینطور مسائل را داریم، این گرفتاریها را داریم، این کارها را داریم، الآن فلانجا دارد به ما حمله میکند با فلانجا باید صلح کنیم، کسی که فلان کار را انجام دهد فلان کارش میکنیم مثلاً دارش میزنیم.» به برقراری علقه بهعنوان القاء تکالیف خطبه میگفتند [و به آن شخص] خطیب میگفتند.
بنابراین تخاطب یعنی ایجاد ارتباط؛ انسان با مخاطب خود ارتباط ایجاد کند، این را تخاطب و خطاب میگویند. فرض کنید من که اینجا نشستهام و مشغول صحبت با شما هستم مطالبی را راجع به زنها بیان میکنم مثلاً بر زنها واجب است که این کار را انجام دهند، واجب است در خانه باشند، واجب است که صدایشان را نامحرم نشود، این قوانینی را که من برای نساء القا میکنم، مخاطبین من واقعاً چه کسانی هستند؟ آن کسانی که من دارم با آنها علقه و ارتباط ایجاد میکنم شما نیستید؛ بلکه شما فقط به حرف من گوش میدهید، شما افرادی هستید که در مقابل من هستید و مستمع میباشید ولی آنهایی که مورد تخاطب هستند، آنهایی که علقه با آنها ایجاد میشود، ارتباط ایجاد میشود، تکلیف به آنها تعلق میگیرد، تحمیلی بر آنها میشود و بعثی نسبت به آنها انشاء میشود، آنها چه کسانی هستند؟ آنها نساء هستند به اینجا چه مربوط است؟!
تعریف خطاب حقیقی
همانطوریکه قبلاً هم راجع به این قضیه این خصوصیت عرض شد، اصلاً معنای واقعی و حقیقی خطاب این است که به آن شخصی تعلق میگیرد که منظور برای متکلم و منظور برای مولا است، این خطاب را خطاب حقیقی میگویند. لذا هم مرحوم آخوند، هم مرحوم آقا ضیاء، هم دیگران و هم بزرگان و همه و همه و همه اصلاً در معنای خطاب حقیقی در اینجا دچار اشکال شدهاند و فرق بین...
