
تبیین تعمیم خطابات شارع
تعمیم خطابات شارع به همه مکلفان تا روز قیامت محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا میان مقام تکلیف و مقام خطاب تفکیک میکند و توضیح میدهد که تکلیف از آغاز بر طبیعت مکلفان تعلق میگیرد و اختصاصی به حاضران زمان صدور حکم ندارد. سپس به بررسی معنای مخاطب و مقصود بالإفهام در محاورات عرفی و خطابات شرعی میپردازد و این دیدگاه را نقد میکند که خطاب در حقیقت تنها متوجه حاضران است و دیگران بهواسطه قاعده اشتراک مشمول میشوند. در ادامه با مثالهایی از عرف، قرآن کریم، ندای حضرت ابراهیم علیهالسلام برای حج و خطابات سیدالشهدا علیهالسلام در کربلا، حقیقت خطاب نسبت به غایبان و آیندگان تبیین میشود. بخش پایانی جلسه نیز به بررسی ماهیت الفاظ خطاب و نقد دیدگاه لغوی در این مسئله اختصاص دارد و نشان میدهد که شمول خطابات شرعی ریشه در یک مبنای عقلی دارد، نه صرفاً در قواعد وضع الفاظ.
تبیین تعمیم خطابات شارع
توضیحات:
تعمیم خطابات شارع به همه مکلفان تا روز قیامت محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا میان مقام تکلیف و مقام خطاب تفکیک میکند و توضیح میدهد که تکلیف از آغاز بر طبیعت مکلفان تعلق میگیرد و اختصاصی به حاضران زمان صدور حکم ندارد. سپس به بررسی معنای مخاطب و مقصود بالإفهام در محاورات عرفی و خطابات شرعی میپردازد و این دیدگاه را نقد میکند که خطاب در حقیقت تنها متوجه حاضران است و دیگران بهواسطه قاعده اشتراک مشمول میشوند. در ادامه با مثالهایی از عرف، قرآن کریم، ندای حضرت ابراهیم علیهالسلام برای حج و خطابات سیدالشهدا علیهالسلام در کربلا، حقیقت خطاب نسبت به غایبان و آیندگان تبیین میشود. بخش پایانی جلسه نیز به بررسی ماهیت الفاظ خطاب و نقد دیدگاه لغوی در این مسئله اختصاص دارد و نشان میدهد که شمول خطابات شرعی ریشه در یک مبنای عقلی دارد، نه صرفاً در قواعد وضع الفاظ.
تبیین تعمیم خطابات شارع
18لذا اینکه میگویند: «علاقه مَجاز و امثالذلک»، ما قبلاً عرض کردیم که همۀ این حرفها بیخود است ما اصلاً نمیخواهیم علاقۀ مجاز داشته باشیم و نداریم. یکی میگوید: «پنجتا»، یکی میگوید: «هفتتا»، مطوّل هم 24 تا 25 مورد هم شمرده است1 اصلاً این حرفها نیست.
علاقۀ مجاز عبارت است از آن ارتباطی که بین آن ذاتی که مجاز است و آن ذاتی که حقیقت است براساس ادراک متکلم. همین، آن ارتباط بههرنحوی میخواهد باشد و هر طوری میخواهد باشد که مصحح برای استعمال این لفظ در آنها باشد، علاقه میشود و آن یکی و دوتا نیست شما بگو هزارتا، شما بگو ده هزارتا، هر طوری که متکلم این لفظ را استعمال کند و عقل سلیم و ذوق سلیم برای این استعمال، وَجهِ حَسَن قائل باشد و این استعمال را مستحسن بداند، این میشود جواز استعمال لفظ در «غیر ما وضع له».
تلمیذ: این مفاد که فرمودید از سایر حروف بهدست نمیآید والاّ اگر از همان صاد و ضاد هم این مفاد بهدست بیاید خب واضع همین صاد و ضاد را ...
استاد: نه، اوّلاًبلااوّل را که واضع وضع کرده است. ما که علم غیب نداشتیم، لغت را نگاه کردیم، المنجد را نگاه کردیم، دیدیم که منبابمثال لفظ نَمِر را برای پلنگ وضع کرده است، لفظ اَسَد را برای شیر وضع کرده است، لفظ ذِئب را برای گرگ وضع کرده است، ما که وضع نکردیم بلکه از نیاکانمان، نیاکانمان از قبل، قبل، قبل تا برسیم به اینکه بالأخره یک نفر یا چند نفر یا عدهای وضع کردهاند حالا در آن وضعِ لفظ هم حرف است که آیا یک نفر بوده است یا آن طبیعت و ذوق انسانی وضع کرده است، مُلهَم است یا غیر مُلهَم است. بالأخره یکی این لفظ را بر معنایی وضع کرده است. حالا آیا ما میتوانیم لفظ دیگری را برای این معنا وضع کنیم؟! این یک بحث دیگر است؛ منبابمثال بنده دلم میخواهد «اَشی» را برای شیر وضع کنم آیا میتوانم یک چنین کاری را انجام دهم؟! بله میتوانم! دلیلش این است که بنده چنین غلطی را میکنم همسایۀ من هم این را انجام میدهد، کمکم این اسم برای او میشود! آقاخان که اوّل اسمش آقاخان نبود یکی به او گفت: «آقاخان»، آقاخان کمکم شد رئیس فرقۀ نمیدانم فلان. اسمش از اوّل این نبود.
- المطوّل، ج 1، ص 355.
