اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین تعمیم خطابات شارع

14٬099
اصول

تعمیم خطابات شارع به همه مکلفان تا روز قیامت محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا میان مقام تکلیف و مقام خطاب تفکیک می‌کند و توضیح می‌دهد که تکلیف از آغاز بر طبیعت مکلفان تعلق می‌گیرد و اختصاصی به حاضران زمان صدور حکم ندارد. سپس به بررسی معنای مخاطب و مقصود بالإفهام در محاورات عرفی و خطابات شرعی می‌پردازد و این دیدگاه را نقد می‌کند که خطاب در حقیقت تنها متوجه حاضران است و دیگران به‌واسطه قاعده اشتراک مشمول می‌شوند. در ادامه با مثال‌هایی از عرف، قرآن کریم، ندای حضرت ابراهیم علیه‌السلام برای حج و خطابات سیدالشهدا علیه‌السلام در کربلا، حقیقت خطاب نسبت به غایبان و آیندگان تبیین می‌شود. بخش پایانی جلسه نیز به بررسی ماهیت الفاظ خطاب و نقد دیدگاه لغوی در این مسئله اختصاص دارد و نشان می‌دهد که شمول خطابات شرعی ریشه در یک مبنای عقلی دارد، نه صرفاً در قواعد وضع الفاظ.

تبیین تعمیم خطابات شارع

توضیحات:

تعمیم خطابات شارع به همه مکلفان تا روز قیامت محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا میان مقام تکلیف و مقام خطاب تفکیک می‌کند و توضیح می‌دهد که تکلیف از آغاز بر طبیعت مکلفان تعلق می‌گیرد و اختصاصی به حاضران زمان صدور حکم ندارد. سپس به بررسی معنای مخاطب و مقصود بالإفهام در محاورات عرفی و خطابات شرعی می‌پردازد و این دیدگاه را نقد می‌کند که خطاب در حقیقت تنها متوجه حاضران است و دیگران به‌واسطه قاعده اشتراک مشمول می‌شوند. در ادامه با مثال‌هایی از عرف، قرآن کریم، ندای حضرت ابراهیم علیه‌السلام برای حج و خطابات سیدالشهدا علیه‌السلام در کربلا، حقیقت خطاب نسبت به غایبان و آیندگان تبیین می‌شود. بخش پایانی جلسه نیز به بررسی ماهیت الفاظ خطاب و نقد دیدگاه لغوی در این مسئله اختصاص دارد و نشان می‌دهد که شمول خطابات شرعی ریشه در یک مبنای عقلی دارد، نه صرفاً در قواعد وضع الفاظ.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین تعمیم خطابات شارع

16
  • وضع، عام و موضوع‌له، خاص

  • بعضی‌ها هم گفته‌اند که وضع عام است، ولی موضوعٌ‌له خاص است یعنی واضع «یا» را برای مخاطب وضع کرده است، برای هر مخاطبی که می‌خواهد باشد؛ اگر مخاطب انسان، انسان باشد یا حیوان باشد، اشکال ندارد؛ مخاطب انسان، شجر باشد، مَدَر باشد، اشکال ندارد؛ مخاطبش خدا باشد مثل یا اِلٰهنا، اللهم فلان که مخاطب خدا است؛ مخاطب انسان هر کسی می‌خواهد باشد فرق نمی‌کند چون وضع، عام است اما موضوعٌ‌له خاص است. یعنی آن را وضع کرده است برای آن مخاطبی که به‌خصوص در اینجا مورد نظر است، این وضع عام می‌شود و موضوعٌ‌له خاص؛ یعنی برای آن مخاطبِ حاضر که مقصود بالإفهام است و مورد حضور انسان است. حالا اگر خدا باشد، خُب خدا حضور دارد، اگر زید باشد، حضور دارد. اما آن را برای مخاطب غایب وضع نکرده است یعنی وضع، عام است؛ ولی مخاطب باید شخصاً حضور داشته باشد. اگر بخواهیم برای مخاطبِ غایب استعمال کنیم، بالعنایة و المجاز می‌شود. یعنی متکلم در مقام اعتبار، امر عدمی را به امر وجودی تنزیل می‌کند، وقتی که آن امر عدمی موجود شد آن موقع تعلق خطاب نسبت به او پیدا می‌شود. این یک مسئله.

  • عقلی بودن و نه لغوی بودن ماهیت این مسئله

  • اما اگر ما در اینجا یک‌ نظر دقیقی کنیم اصلاً این بحث، بحثِ لغوی نیست بلکه بحثِ عقلی است. واضعِ لغت حق ندارد الفاظ را به معنای عام و به معنای خاص وضع کند. اصلاً بحث، بحثِ عقلی است. یعنی اصلاً این بحث نباید در محدودۀ لغت مطرح شود، به‌جهت اینکه واضعِ لغت یک شخصی مثل یکی از افراد دیگر است و براساس قریحه، ذوق، عقل و آن ‌حالت وجدانی خودش الفاظ را برای معانی وضع می‌کند و نمی‌تواند از این سیره تخطّی کند، دست واضعِ لغت نیست که این کارها را انجام دهد و دخل و تصرف کند. واضعِ لغت فقط اسم را برای یک معنا وضع می‌کند مثل اسماء اجناس؛ اسم گندم را برای این وجود خاص وضع می‌کند اما اینکه آیا می‌تواند بگوید: «من گندم را برای گندمی که مثلاً در ری کاشته شود وضع می‌کنم یا گندم را برای گندمی که دارای این خصوصیت باشد وضع می‌کنم»؟! اصلاً دست او نیست، چرا؟! به‌جهت اینکه اسم جنس روی جنس می‌رود و جنس عقلاً و تکویناً جمیع انواع خودش را متکفّل است. بنابراین وقتی اسمی برای یک جنس وضع می‌شود لامحالة و قطعاً جمیع انواع خودش داخل در آن جنس خواهند بود.

/ 260