
تبیین تعمیم خطابات شارع
تعمیم خطابات شارع به همه مکلفان تا روز قیامت محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا میان مقام تکلیف و مقام خطاب تفکیک میکند و توضیح میدهد که تکلیف از آغاز بر طبیعت مکلفان تعلق میگیرد و اختصاصی به حاضران زمان صدور حکم ندارد. سپس به بررسی معنای مخاطب و مقصود بالإفهام در محاورات عرفی و خطابات شرعی میپردازد و این دیدگاه را نقد میکند که خطاب در حقیقت تنها متوجه حاضران است و دیگران بهواسطه قاعده اشتراک مشمول میشوند. در ادامه با مثالهایی از عرف، قرآن کریم، ندای حضرت ابراهیم علیهالسلام برای حج و خطابات سیدالشهدا علیهالسلام در کربلا، حقیقت خطاب نسبت به غایبان و آیندگان تبیین میشود. بخش پایانی جلسه نیز به بررسی ماهیت الفاظ خطاب و نقد دیدگاه لغوی در این مسئله اختصاص دارد و نشان میدهد که شمول خطابات شرعی ریشه در یک مبنای عقلی دارد، نه صرفاً در قواعد وضع الفاظ.
تبیین تعمیم خطابات شارع
توضیحات:
تعمیم خطابات شارع به همه مکلفان تا روز قیامت محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا میان مقام تکلیف و مقام خطاب تفکیک میکند و توضیح میدهد که تکلیف از آغاز بر طبیعت مکلفان تعلق میگیرد و اختصاصی به حاضران زمان صدور حکم ندارد. سپس به بررسی معنای مخاطب و مقصود بالإفهام در محاورات عرفی و خطابات شرعی میپردازد و این دیدگاه را نقد میکند که خطاب در حقیقت تنها متوجه حاضران است و دیگران بهواسطه قاعده اشتراک مشمول میشوند. در ادامه با مثالهایی از عرف، قرآن کریم، ندای حضرت ابراهیم علیهالسلام برای حج و خطابات سیدالشهدا علیهالسلام در کربلا، حقیقت خطاب نسبت به غایبان و آیندگان تبیین میشود. بخش پایانی جلسه نیز به بررسی ماهیت الفاظ خطاب و نقد دیدگاه لغوی در این مسئله اختصاص دارد و نشان میدهد که شمول خطابات شرعی ریشه در یک مبنای عقلی دارد، نه صرفاً در قواعد وضع الفاظ.
تبیین تعمیم خطابات شارع
15تلمیذ: ثمره در اینجا چه میشود؟!
استاد: بله، فعلاً این سه محور را عرض میکنم آنوقت ثمره را خواهم گفت. به این کیفیتی که ما تا الآن بیان کردهایم دیگر ثمرهای مترتّب نمیشود، به مسئلۀ سوم هم که برسیم هیچ ثمرهای مترتّب نخواهد شد اما بنا بر مبنای میرزای قمی و مبنای مرحوم آخوند ثمره ظاهر میشود. این حجّیت ظهورات به نسبت به قول و این حرفها این مسائل پیش میآید.
الفاظ خطاب، مختص به حاضرین یا اعم از حاضرین و غایبین؟
محور سوم این است که ـ گرچه یک مقدار دقیق هست عرض میکنیم إنشاءالله بیان ثمراتش برای جلسات آینده میماند ـ الفاظ خطاب مثل الفاظ ندا ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ﴾، ضمایر خطاب؛ «کاف»، «ایاک»، «انتم» و امثالذلک یا حروفی که برای خطاب هستند؛ مثل «ها»، «هذه»، «انتم»، «هولاء» و امثالذلک، آیا از نظر لغت برای اعم از حاضرین و غایبین وضع شدهاند یا اینکه اختصاص به حاضرین دارند؟! مرحوم آخوند میفرمایند که این بحث لغوی است1 یعنی ما باید به لغت مراجعه کنیم و ببینیم که واضع لغت اوّلاًبلااوّل کاف خطاب را برای مخاطب شخصی واقعیِ جسمانی وضع کرده است و بعد بالعنایة و المجاز این کاف خطاب نسبت به معدومین هم هست، نسبت به معشوقۀ تخیلی هم هست، نسبت به موارد تنزیلی و اینها هم پیدا میشود؛ باید ببینیم که این الفاظ اولاً از نظر لغت برای چه معنایی وضع شدهاند؟ آیا برای خطاب واقعی هستند یا نه؟ لذا ایشان میفرمایند که این بحث لغوی است و ما باید به واضع مراجعه کنیم و امثالذلک.
وضع، عام و موضوعله، عام
حالا اگر در اینجا به واضع لغت مراجعه کردیم چه استفادهای میکنیم؟ بعضیها در اینجا گفتهاند که واضع در مقام وضع خطاب را اعم در عالم جعل درنظر گرفته است به عبارت دیگر وضع در اینجا وضع عام میشود یعنی یک معنای کلیِ خطاب را [برای] مخاطب درنظر گرفته یا وضع کرده است، حالا دیگر برایش فرق نمیکند که آن مخاطب حضوری باشد یا مخاطب غیابی، در واقع واضع وضع را در مقام وضع، عام درنظر گرفته است و موضوعٌله آن را هم عام درنظر گرفته است؛ یعنی یک معنای کلی مخاطب را درنظر گرفته است و این اسم و الفاظ را برای همان معنای عام، برای همان مخاطب مبهم، برای همان مخاطب عام، برای همان مخاطب کلی وضع کرده است، بعضیها اینطور فرمودهاند.
- کفایة الأصول، ج 1، ص 228.
