
ادامه بررسی دیدگاه میرزای قمی
حجیت ظواهر برای غیر مخاطبان مستقیم، محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه بررسی نظریه میرزای قمی، دیدگاه ایشان را درباره اختصاص حجیت ظواهر به مقصودین بالخطاب نقد میکند. در این بحث ابتدا تفاوت میان «ظهور» و «حجیت ظهور» تبیین میشود و سپس این ادعا بررسی میگردد که آیا تحقق ظهور نیازمند ارتباط ویژه میان متکلم و مخاطب است یا خیر. استاد با استناد به سیره عقلائیه، مکاتبات، وصایا و شیوه متعارف محاورات عرفی نشان میدهد که فهم و حجیت خطابات اختصاصی به مخاطبان حاضر ندارد. همچنین مسئله ظهور شخصی و ظهور نوعی، نقش ارتکازات ذهنی مخاطبان در فهم کلام و جایگاه قرائن در انعقاد ظهور مورد بحث قرار میگیرد. حاصل بحث آن است که خطابات شرعی و احکام کلی الهی بهگونهای بیان شدهاند که اختصاص به مشافهین نداشته و شامل غایبان و نسلهای بعد نیز میشوند.
ادامه بررسی دیدگاه میرزای قمی
توضیحات:
حجیت ظواهر برای غیر مخاطبان مستقیم، محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه بررسی نظریه میرزای قمی، دیدگاه ایشان را درباره اختصاص حجیت ظواهر به مقصودین بالخطاب نقد میکند. در این بحث ابتدا تفاوت میان «ظهور» و «حجیت ظهور» تبیین میشود و سپس این ادعا بررسی میگردد که آیا تحقق ظهور نیازمند ارتباط ویژه میان متکلم و مخاطب است یا خیر. استاد با استناد به سیره عقلائیه، مکاتبات، وصایا و شیوه متعارف محاورات عرفی نشان میدهد که فهم و حجیت خطابات اختصاصی به مخاطبان حاضر ندارد. همچنین مسئله ظهور شخصی و ظهور نوعی، نقش ارتکازات ذهنی مخاطبان در فهم کلام و جایگاه قرائن در انعقاد ظهور مورد بحث قرار میگیرد. حاصل بحث آن است که خطابات شرعی و احکام کلی الهی بهگونهای بیان شدهاند که اختصاص به مشافهین نداشته و شامل غایبان و نسلهای بعد نیز میشوند.
ادامه بررسی دیدگاه میرزای قمی
12یک وقت منبابمثال شخصی میگوید که الآن صلح حرام است و جنگ واجب است، اگر اینطور بگوید و کسی که انجام ندهد در چیز است؛ مثل نصّی که میرزای شیرازی بر تنباکو آورد، الیوم استعمال توتون و تنباکو بأیِّنحوٍکان در حکم محاربه با امام زمان علیهالسّلام است.1 یعنی دیگر نصی از این بالاتر وجود ندارد، این از حرام هم بدتر است.
یک وقت بهنحوی حرف میزند که صلاح مسلمین است بر اینکه منافع خود را درنظر بگیرند، طبعاً این شخص میگوید که منافع در این است که ما الآن انگلیس را بیاوریم، آن یکی میگوید که منافع در این است که اینها را بیرون کنیم، آنوقت هر کسی میگوید که میرزا این را میگوید و دیگری میگوید که میرزا این را میگوید، آن شخص هم میگوید که نه! میرزا این را میگوید! یعنی هر کسی براساس ارتکاز ذهنی خودش از آن کلام ظهور در میآورد.
تلمیذ: براساس فرمایشات جنابعالی اینطور است که اصولاً ظهور آنجایی است که احتمال خلاف باشد.
استاد: بله.
تلمیذ: عمداً القاء مثلا ً...
استاد: صحبت عمد نیست، صحبت در این است که با چه شخصی طرف است؟ آن شخصی که با او طرف است [مهم است]. یک وقت پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم صحبت میکند و مخاطبین او امیرالمؤمنین علیهالسّلام و ابودردا هستند، ابودردا هم آدم بدی نبود, از همین آدمهای علاف بود! وقتی که پیغمبر حرفی را میزد، آیا آنچه را که امیرالمؤمنین میفهمد با دیگران یکی است؟! هردو حرف یکی است، هردو امر به تقوا است، هردو امر گذشتن از نفس است، آنچه که [او میفهمد] ایثار اموال و اینها نیست, او الآن نفس را در یک مراحل عجیبوغریب و لطیف احساس میکند, بنابراین هر کسی بر طبق مرتکزات خودش کلام مولا را ادراک میکند؛ گرچه ممکن است منبابمثال در مراحل پایین هم آن مسائل را ادراک کند یعنی کلام متکلم دارای مراحل مختلفی باشد, هم مرحلۀ ظاهر داشته باشد و هم مرحلۀ اظهر داشته باشد و هم باطن داشته باشد و هم خفی داشته باشد و هر کسی که در جای علی هست او هم همین را میفهمد، ما به این ظهور نوعی میگوییم، نه آن ظهور نوعی که دیگران میگویند که معنایی را متکلم بگوید و همه از آن خرچران و گوسفندچران گرفته تا مجتهد یک معنا بفهمند، این اصلاً امکان ندارد.
- تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج 1، ص 74.
