اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی حجیت خطابات مشافهیه نسبت به غیرمشافهین

14٬067
اصول

حجیت خطابات مشافهیه برای غائبان و آیندگان محور اصلی این جلسه از مباحث اصول فقه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی دیدگاه مرحوم میرزای قمی درباره اختصاص حجیت ظواهر به مقصودین بالإفهام را بررسی و نقد می‌کند. ایشان ابتدا این مبنا را که فهم خطابات همواره وابسته به قرائن ویژه میان گوینده و مخاطب است مورد مناقشه قرار داده و با نمونه‌هایی از محاورات عرفی، وصایا، شهادات و مکاتبات نشان می‌دهد که ظهور الفاظ به مخاطبان مستقیم محدود نمی‌شود. سپس با طرح مسئله بطون قرآن، تفاوت میان مراتب فهم آیات و اصل حجیت ظواهر را تبیین می‌کند. در ادامه، از اعجاز همیشگی قرآن به‌عنوان دلیلی بر شمول خطابات الهی نسبت به همه انسان‌ها در همه زمان‌ها یاد می‌شود و پیامدهای مبنای اختصاص قرآن به مشافهین بررسی می‌گردد. نتیجه بحث آن است که خطابات و ظواهر قرآن اختصاص به مخاطبان عصر نزول ندارند و برای غائبان و آیندگان نیز حجیت دارند.

بررسی حجیت خطابات مشافهیه نسبت به غیرمشافهین

توضیحات:

حجیت خطابات مشافهیه برای غائبان و آیندگان محور اصلی این جلسه از مباحث اصول فقه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی دیدگاه مرحوم میرزای قمی درباره اختصاص حجیت ظواهر به مقصودین بالإفهام را بررسی و نقد می‌کند. ایشان ابتدا این مبنا را که فهم خطابات همواره وابسته به قرائن ویژه میان گوینده و مخاطب است مورد مناقشه قرار داده و با نمونه‌هایی از محاورات عرفی، وصایا، شهادات و مکاتبات نشان می‌دهد که ظهور الفاظ به مخاطبان مستقیم محدود نمی‌شود. سپس با طرح مسئله بطون قرآن، تفاوت میان مراتب فهم آیات و اصل حجیت ظواهر را تبیین می‌کند. در ادامه، از اعجاز همیشگی قرآن به‌عنوان دلیلی بر شمول خطابات الهی نسبت به همه انسان‌ها در همه زمان‌ها یاد می‌شود و پیامدهای مبنای اختصاص قرآن به مشافهین بررسی می‌گردد. نتیجه بحث آن است که خطابات و ظواهر قرآن اختصاص به مخاطبان عصر نزول ندارند و برای غائبان و آیندگان نیز حجیت دارند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی حجیت خطابات مشافهیه نسبت به غیرمشافهین

5
  • استاد: بله.

  • مبحث بطون قرآن و مراتب مختلف معانی آن

  • تلمیذ: آن‌وقت بطون قرآن و متشابهاتی که برای خواص هست ـ مطالبی در این زمینه داریم که عبارت قرآن چهارتا است: برای عوام، برای خواص، برای خاص‌الخاص ـ آنها چه نحوی هستند؟ یا خطاب‌هایی که مثلاً پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم دارند، فرض بفرمایید که سائل سؤال کرد، حضرت فرمودند که «إقطَعوا لِسانُه»،1 بعضی‌ها خواستند زبانش را در بیاورند، حضرت علی علیه‌السّلام به او انفاق کردند، از این قبیل [روایات] کم نیستند.

  • استاد: عرض کنم که این مسائل در هر عرفی وجود دارد و اختصاص به پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم ندارد، وقتی یک شخص بلیغ، عالم و حکیمی هست از این مطالب زیاد از او دیده می‌شود و انسان باید بر مقتضای عقل و محاورۀ خودش عمل کند. حالا فرض کنید که اگر شخصی مشغول صحبت کردن باشد و یکی از او سؤال کند و بگوید: «إقطَعوا لِسانُه»، آیا شما زبانش را می‌برید یا اینکه می‌گویید که شاید این شخص از این کلام منظوری دارد؟!

  • تلمیذ: خواستند زبانش را ببرند!

  • استاد: چه کسی؟!

  • تلمیذ: آنهایی که این‌گونه فهمیدند، یعنی اگر این ظهور در اینجا حجت بود باید زبانش را می‌بریدند.

  • استاد: نه، در اینجا آنهایی که این کار را انجام داده‌اند، مقداری [از نظر عقلی] کم داشتند، هر کسی که اقدام به بریدن زبانش نمی‌کند. این [قضیه] مثل [این] می‌ماند که فرض کنید می‌گویند که آقا بلند شو و برو و کلاه بیاور، می‌رود سر را می‌آورد! این افراد از نقطه‌نظر مقدار فرهنگی که دارند تفاوت پیدا می‌کنند.

  • تلمیذ: مثل ﴿يَدُ ٱللَهِ فَوۡقَ أَيۡدِيهِمۡ﴾.2

  • استاد: بله، اینها که می‌گویند که خدا دست دارد و امثال‌ذلک.

  • درهرصورت جواب سؤال شما این است که ما عرض نکردیم ظواهر آیات و ظهوراتی که در اینجا هستند فقط به یک صنف خاص و به شکل خاص و به یک وتیرۀ خاص هستند؛ بلکه عرض ما این بود که فرض کنید اگر نامه‌ای یا خطابی از طرف یک شخص حکیمی بیاید، از نظر تعلقش به آن افرادی که مشافه او یا عدم مشافه او از غائبین یا معدومین هستند، در‌صورتی‌که از نقطه‌نظر محاوره در یک رتبه قرار گرفته‌اند، از این نظر فرق نمی‌کند؛ یعنی فرض کنید که نامه‌ای بیاید و در این نامه نوشته شده باشد که من به فلان شخص آن‌قدر بدهکار هستم، چون این بدهکاری و دَین به مال تعلق گرفته است یا فرض کنید که به شیء غیر مال تعلق گرفته است، از نقطه‌نظر حکم ظاهری تفاوتی نمی‌کند که وصی باشد و به این وصیت‌نامه عمل کند یا اگر نباشد محکمه بر طبق این عمل می‌کند.

    1.  بحار الأنوار, ج ۲2، ص 86:
      «عن موسی بن بکر عن رجل عن أبی‌عبدالله علیه السّلام قال: ”أتی النّبی صلّی الله علیه و آله أعرابی فقال له: أ لست خیرنا أبا و أمّا و أکرمنا عقبا و رئیسا فی الجاهلیة و الإسلام؟! فغضب النّبی صلّی الله علیه و آله و سلّم و قال: یا أعرابی کم دون لسانک من حجاب؟ قال: اثنان شفتان و أسنان. فقال صلّی الله علیه و آله و سلّم: أ ما کان فی أحد هذین ما یردّ عنّا غرب لسانک هذا أما إنّه لم یعط أحد فی دنیاه شیئا هو أضرّ له فی آخرته من طلاقة لسانه! یا علی! قم فاقطع لسانه! فظنّ النّاس أنّه یقطع لسانه فأعطاه دراهم“.»
    2. سوره فتح (48) آیه 10.
/ 380