
بررسی حجیت خطابات مشافهیه نسبت به غیرمشافهین
حجیت خطابات مشافهیه برای غائبان و آیندگان محور اصلی این جلسه از مباحث اصول فقه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی دیدگاه مرحوم میرزای قمی درباره اختصاص حجیت ظواهر به مقصودین بالإفهام را بررسی و نقد میکند. ایشان ابتدا این مبنا را که فهم خطابات همواره وابسته به قرائن ویژه میان گوینده و مخاطب است مورد مناقشه قرار داده و با نمونههایی از محاورات عرفی، وصایا، شهادات و مکاتبات نشان میدهد که ظهور الفاظ به مخاطبان مستقیم محدود نمیشود. سپس با طرح مسئله بطون قرآن، تفاوت میان مراتب فهم آیات و اصل حجیت ظواهر را تبیین میکند. در ادامه، از اعجاز همیشگی قرآن بهعنوان دلیلی بر شمول خطابات الهی نسبت به همه انسانها در همه زمانها یاد میشود و پیامدهای مبنای اختصاص قرآن به مشافهین بررسی میگردد. نتیجه بحث آن است که خطابات و ظواهر قرآن اختصاص به مخاطبان عصر نزول ندارند و برای غائبان و آیندگان نیز حجیت دارند.
بررسی حجیت خطابات مشافهیه نسبت به غیرمشافهین
توضیحات:
حجیت خطابات مشافهیه برای غائبان و آیندگان محور اصلی این جلسه از مباحث اصول فقه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی دیدگاه مرحوم میرزای قمی درباره اختصاص حجیت ظواهر به مقصودین بالإفهام را بررسی و نقد میکند. ایشان ابتدا این مبنا را که فهم خطابات همواره وابسته به قرائن ویژه میان گوینده و مخاطب است مورد مناقشه قرار داده و با نمونههایی از محاورات عرفی، وصایا، شهادات و مکاتبات نشان میدهد که ظهور الفاظ به مخاطبان مستقیم محدود نمیشود. سپس با طرح مسئله بطون قرآن، تفاوت میان مراتب فهم آیات و اصل حجیت ظواهر را تبیین میکند. در ادامه، از اعجاز همیشگی قرآن بهعنوان دلیلی بر شمول خطابات الهی نسبت به همه انسانها در همه زمانها یاد میشود و پیامدهای مبنای اختصاص قرآن به مشافهین بررسی میگردد. نتیجه بحث آن است که خطابات و ظواهر قرآن اختصاص به مخاطبان عصر نزول ندارند و برای غائبان و آیندگان نیز حجیت دارند.
بررسی حجیت خطابات مشافهیه نسبت به غیرمشافهین
11قرآن باید دربست روی طاقچه برود، دیگر هیچ کاری از این قرآن برنمیآید و حتی خواندنش هم فقط از باب لقلقۀ لسان است؛ یعنی هیچ فرقی نمیکند که شما یک متن چینی و انگلیسی را بخوانید و بگویند که ثواب دارد یا اینکه قرآن بخوانید، چون دیگر ظهورات حجت ندارند؛ یعنی شما از این ظهورات هیچ نمیفهمید. همین فقط لقلقۀ زبان است، همانطور که نوار ضبط میگردد، زبان شما هم بر این میگردد. پس این روایاتی که ما داریم که خواندن قرآن مستحب است و امثالذلک،1 روایاتی که در روز قیامت قرآن از دست مردم ناله میکند که من را مهجور قرار دادند2 و چهکار نکردند، تمام اینها فقط خلاصه میشود در اینکه هر مسلمان که بلند میشود همینطور طوطیوار بخواند؛ مثلاً بهجای اینکه تصنیف بخواند، قرآن بخواند و اصلاً از معنایش چیزی سر درنیاورد. یعنی واقعاً خندهدار است، کسانی که این حرف را میزنند اصلاً نمیفهمند، کسی که قرآن میخواند و میفهمد آن قرآن با جانش حرف میزند!
اینقدر ما به انحطاط کشیده شدیم که بزرگان ما اصلاً بین قرآن با یک روزنامه فرق نمیگذارند، از روزنامه میفهمند ولی میگویند که از قرآن نمیفهمند. اصلاً انگارنهانگار، بهخاطر این است که اصلاً یک ذرّه معنویت و ربط در اینها وجود ندارد. کسی که قرآن را میخواند آیا نمیفهمد که این قرآن نور دارد؟! میگویند: «این قرآن برای ما حجّیت ندارد، این قرآن برای شخص دیگر است»! مثل اینکه شما یک متن ترکی را همینطوری یاد گرفته باشید و بگویند که مستحب است روزی سه دفعه این متن را بخوانید؛ بعد بگویند که آقا این مستحب است. شما هرچه هم بخوانید چیزی سر در نمیآورید اما مستحب است، بخوانید دیگر! مستحب است، قرآن هم همین میشود، فقط خواندش مستحب است بقیهاش چه؟! فهمیدنش چه؟! حجت نیست، اگر حجت نیست پس چیست؟! میشود ظاهر! هیچ! یعنی روش و دَیدَن ما و درسهای ما به این کیفیت و به این سمت سوق داده میشوند. این معنای اعجاز قرآن است که اگر این ظواهر حجّیت نداشته باشند پس اعجاز قرآن هم کنار میرود و اصلاً بهطورکلی زیر سؤال میرود و مسائل دیگر که بر این قضیه بار است؛ ولی ما دیگر بیشتر وارد این بحث نمیشویم، حالا صحبتهایش در طیّ مسائل دیگر میآید. اما اینکه اصلاً حقیقت مسئله چطور است و به چه کیفیت است که اصلاً این بحثها نیاید آن یک مسائل دیگر است.
- بحار الأنوار، ج ۸۹، ص ۱۷:
«قال رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم: ”... یا سلمان المؤمن إذا قرأ القرآن فتح الله علیه أبواب الرّحمة و خلق الله بکلّ حرف یخرج من فمه ملکا یسبّح له إلی یوم القیامة ... .“.» - سوره فرقان (25) آیه 30: ﴿وَقَالَ ٱلرَّسُولُ يَٰرَبِّ إِنَّ قَوۡمِي ٱتَّخَذُواْ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانَ مَهۡجُورٗا﴾؛ مجمع البيان، ج 7، ص 293.
- بحار الأنوار، ج ۸۹، ص ۱۷:
