
بررسی قول مرحوم خوئی و نایینی در اطراف علم اجمالی برای فحص از مخصص
المقصد الثانی: العام و الخاصّ الفصل الخامس: العمل بالعامّ قبل الفحص عن المخصّص
بررسی قول مرحوم خوئی و نایینی در اطراف علم اجمالی برای فحص از مخصص
توضیحات:
المقصد الثانی: العام و الخاصّ الفصل الخامس: العمل بالعامّ قبل الفحص عن المخصّص
بررسی قول مرحوم خوئی و نایینی در اطراف علم اجمالی برای فحص از مخصص
4اما اگر منبابمثال خود اناء زید مردّد بین اقل و اکثر بود؛ یعنی اناء زید خودش مردّد بین اقل و اکثر است ـ این یک علم اجمالی ـ و ما میدانیم که نجس است و همینطور میدانیم که یک قطره از این دَم در یکی از این آنیه افتاده است، از آن طرف به یک اناء زید که میدانیم قطعاً اناء زید است و همین انائی است که در آن قطرۀ دَم افتاده است ظفر پیدا میکنیم، وقتی که ظفر پیدا کردیم این علم تفصیلی ما ریشۀ هردو علم اجمالی را میزند و هردو را منحل میکند؛ اول ریشۀ علم اجمالی اول را میزند که اناء زید مردّد بین اقل و اکثر بود. میدانیم زید چندتا کاسه در این دهتا دارد، دهتا کاسه است یکی از آنها قطعاً برای زید است، نمیدانیم بیش از یکی هم برای زید است یا نه؛ ولی این را میدانیم انائی که برای زید است نجس است. حالا اگر زید یک اناء داشت یکی نجس است، اگر دو اناء داشت دوتا نجس است، آنقدر میدانیم که هرچه زید آنیه دارد نجس است.
اصلاً فرض کنید که زید نصرانی است، خیالتان راحت! منبابمثال زید نصرانی است حالا نجاست ظاهری هم دارد و میدانیم که آنیههای زید نجس هستند یا مثلاً سگ اینها را نجس کرده است، حالا اینکه یکی در این دهتا است؟! نمیدانیم، پنجتا در این دهتا است؟! نمیدانیم، بالأخره اگر پنجتا هم باشد، نجس است، این یک علم اجمالی. یک علم اجمالی هم داریم که یک قطره دَم در یکی از اینها افتاده است. حالا فرض کنید که یکدفعه با علامتی مصادف شدیم و زیر کاسه را نگاه کردیم و دیدیم که این اناء زید است؛ مسلّم اناء زید است و مسلّم قطرۀ دَم در آن افتاده است؛ یعنی هم اناء زیدی که نجس است و هم اناء زیدی که قطرۀ دَم در آن افتاده است. وقتی که ما به این ظفر پیدا کردیم هردو علم اجمالی منحل میشود. اولاً علم اجمالی اول که زید انائش مردّد بین اقل و اکثر است منحل میشود؛ چون در اینجا شک نسبت به بقیه پیدا میشود و شک بدوی است؛ وقتی که [اناء] بیرون آمد پس بقیه طاهر میشوند. از آن طرف علم اجمالی دوم منحل میشود؛ چون علم اجمالی دوم به قطرۀ دَم تعلق گرفته است و ما قطرۀ دَم را دیدیم پس علم اجمالی دوم هم کنار میرود، اصلاً دیگر علم اجمالی تکویناً منحل میشود نه حکماً و اعتباراً. اصلاً بهطورکلی شما میدانید یک قطره دَم در این اناء افتاده است و آن قطره را هم پیدا کردید چون آنیۀ زید در اینجا بین متباینین نیست و بین اقل و اکثر است وقتی که زید آنیهاش بیرون آمد و بقیۀ آنیهها دیگر برای زید نشد، بنابراین علم اجمالی اول بهطورکلی انحلال پیدا میکند.
