
بررسی قول مرحوم خوئی و نایینی در اطراف علم اجمالی برای فحص از مخصص
المقصد الثانی: العام و الخاصّ الفصل الخامس: العمل بالعامّ قبل الفحص عن المخصّص
بررسی قول مرحوم خوئی و نایینی در اطراف علم اجمالی برای فحص از مخصص
توضیحات:
المقصد الثانی: العام و الخاصّ الفصل الخامس: العمل بالعامّ قبل الفحص عن المخصّص
بررسی قول مرحوم خوئی و نایینی در اطراف علم اجمالی برای فحص از مخصص
3این مسئله با آنجایی که شک در آن مالِ مدیون، شک در متباینین باشد تفاوت پیدا میکند و مانحنفیه از این قبیل نیست. در مانحنفیه شک در اقل و اکثر است نه در متباینین. در متباینین منبابمثال ما علم اجمالی داریم بر اینکه بما فی الدفتر مشخِّصِ مال مدیون است، وقتی که مراجعه میکنیم، میبینیم در آنجا مالِ مطالَب، دائر بین متباینین است یا فرض کنید که یک قطعه زمین در آنجا مورد طلب بوده است به آنجا میرویم، میبینیم که ممکن است اینطور باشد و ممکن هم هست که یک مقدار مال مشخص باشد، امر دائر بین متباینین است. اگر بهدست آوریم بر اینکه این مقدار مال، متیقن مال زید بوده است، دیگر در اینجا نمیتوانیم به برائت مراجعه کنیم و بگوییم که در آن قطعۀ از زمین وجوب فحص لازم نیست؛ بلکه ما باید تفحص کنیم تا یقین پیدا کنیم یا ظن متآخم پیدا کنیم یا وثوق پیدا کنیم که آن زمین نبوده است؛ چون امر دائر مدار بین متباینین است؛ یعنی دو امر مستقل و دو طرف مستقل برای علم اجمالی در اینجا وجود دارد؛ یکی مال است و یکی منبابمثال زمین است؛ نه اینکه همان مال است که مردّد بین اقل و اکثر باشد. به عبارت دیگر حکم تکلیفی به اداء و اشتغال، دو حکم تکلیفی در ظرف اجمال است نه اینکه یک حکم تکلیفی باشد. اگر یک حکم تکلیفی بود وقتی که ما ظفر به حدّ تیقّن پیدا میکردیم موجب انحلال میشد یا تکوینی یا حکمی؛ اما در اینجا چون دو حکم است بنابراین استصحاب بقاء حکم تکلیفی در اینجا بهنحو اجمال بر ذمه باقی است تا وقتی که یأس از ظفر به آن مورد زمین در اینجا پیدا کنیم.
بیان دو مثال
ایشان در اینجا دو مثال میزنند؛ یکی اینکه ما یقین داریم اناء زید نجس است و این اناء زید بین ده اناء است، این یک علم اجمالی که علم اجمالی اول است. علم اجمالی دوم که در اینجا به این تعلق گرفته است آن است که علم اجمالی داریم یک قطره دَم در یکی از این ده اناء افتاده است. پس دو علم اجمالی در اینجا وجود دارد؛ علم اجمالی [اول] بر اینکه انائی که منتسب به زید است نجس است و آن در بین دهتا است، یک علم اجمالی دیگر داریم که اصلاً به زید و اناء زید هم کار نداریم، میدانیم یک قطره دَم در اینجا افتاده است؛ مثلاً شخصی دماغش خون آمده است همینکه میخواهد بلند شود تا برود، یک قطره دَم در یکی از این کاسهها افتاده است. بنابراین دو علم اجمالی در اینجا داریم. حالا چون در اینجا امر بین متباینین است؛ اناء زیدی که مربوط به دَم نیست و همینطور قطرۀ دَمی که مربوط به اناء زید نیست، اگر ما بر آن انائی که قطرۀ دَم در آن افتاده است ظفر پیدا کردیم، آن اناء را از دایرۀ این عشرة آنیه خارج میکنیم. وقتی خارج کردیم علم اجمالی دوم که یکی از این دهتا در آن یک قطره دَم افتاده است منحل میشود؛ چون در اینجا علم تفصیلی پیدا شده است. حالا آیا علم اجمالی اول هم منحل میشود؟ آن دیگر منحل نمیشود بهخاطر اینکه امر در اینجا بین متباینین بود؛ علم اجمالی اول در اینجا این بود که اناء زید لقولٍ أو لجهةٍ مِن جهات المنجّسة نجس شده بود، آیا آن علم اجمالی با آمدن این قطرۀ اناء از بین رفت؟ خیر، سر جای خودش باقی است. الآن هم میدانیم که اناء زید نجس است و در بین این دهتا مشکوک است. بسیارخب این علم اجمالی دوم بر علم اجمالی اول تسرّی نمیکند؛ چون این علم اجمالی دوم به آن احتراز دَم تعلق گرفته است، آن علم اجمالی اول احتراز از انائی که مربوط به زید است و مربوط به نجاستی از نجاسات است، به آن تعلق گرفته است؛ پس این موجب انحلال آن نخواهد شد. این مربوط به آنجایی است که اطراف علم اجمالی دائر مدار بین متباینین هستند، نه مردّد بین اقل و اکثر.
