
اقسام علم اجمالی و مدرکیت آن برای فحص از مخصص
المقصد الثانی: العام و الخاصّ الفصل الخامس: العمل بالعامّ قبل الفحص عن المخصّص
اقسام علم اجمالی و مدرکیت آن برای فحص از مخصص
توضیحات:
المقصد الثانی: العام و الخاصّ الفصل الخامس: العمل بالعامّ قبل الفحص عن المخصّص
اقسام علم اجمالی و مدرکیت آن برای فحص از مخصص
8علم اجمالی قطعی موجب وجوب فحص
بنابراین علم اجمالی که موجب وجوب فحص است، عبارت است از علم قطعی اجمالی ما؛ یعنی علمی است که اطراف ندارد، خمسه و عشره ندارد، فقط یک طرف دارد که آن طرف بما فی الدفتر است. فقط یک طرف در اینجا دارد ولو اینکه من هزار بار هم قبل از اینکه به دفتر مراجعه کنم علم اجمالی داشته باشم که یا خمسه است یا سته، یا خمسه است یا سبعه، یا خسمه است یا خمسة عشر، یا خمسه است یا عشرین، اینها هیچ فایدهای ندارد. همۀ اینها تحتالشعاع آن علم قطعی ذهنی من است که آن به چیزی که ما فی الدفتر میباشد تعلق گرفته است؛ بنابراین من در اینجا یک علم بیشتر ندارم و آن علم من به دفتر تعلق گرفته است؛ ولی اجمالاً تعلق گرفته است، دیگر بقیۀ علمهای اجمالی بیخاصیّت هستند، هزاران هم داشته باشیم بیخاصیّت هستند. روی این حساب است که عقلا فرد را الزام میکنند که بما فی الدفتر مراجعه کند و صرفاً به اخراج خمسه اکتفا نکند و قائل به تبدّل موضوع به شبهۀ بدویه و انحلال علم اجمالی در اینجا نشود، علتش این است و اما در مانحنفیه اینطور نیست.
مطلب سوم
اشکال دیگر در اینجا این است که شما میخواهید دَین زید را با علم اجمالی ما مقایسه کنید به یک عموماتی که ما میدانیم یکسری عموماتی در شرع داریم که یکسری مخصِّصات هم در این کتب دارند، آن عموماتی که ما در شرع داریم چندتا است؟ حالا یا سیصدتا یا دویستتا یا چهارصدتا است دیگر، به این علم اجمالی داریم، ما در انحلال علم اجمالی گفتیم که تطابق علم تفصیلی با علم اجمالی باید حاصل باشد؛ یعنی اگر فرض کنید که ما در ابتدا میدانستیم دو قسمت از این خمسه نجس هست بعد یک قسمت از این خمسه پاک شد هنوز علم اجمالی ما به حال خودش باقی است، این علم اجمالی مُلزِم است. اگر ابتدا میدانستیم یک قسمت از این فراش در اینجا نجس است، الآن علم تفصیلی به طهارت یک قسمت پیدا کردیم این علم اجمالی منحل است. چرا؟ چون علم تفصیلی ما منطبق است با آن علم اجمالی که اولاً برای ما پیدا شده است بنابراین باعث انحلال میشود.
