اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تمسک به عام در شبهۀ مصداقیه در فرض خروجِ قطعی مشتبه از تحت عام

و اشاره‌ای به مبحث عناوین ثانویه

14٬080
اصول

مرحوم آخوند بحثی را دربارۀ تمسک به عام در شبهۀ مصداقیه در فرض خروجِ قطعی مورد مشتبه از تحت عام، مطرح کرده‌اند و بالتبع، استاد معظم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در هفتاد و پنجمین جلسه درس خارج اصول وارد این مبحث شده‌اند. ایشان به بررسی دیدگاه مرحوم آیةالله حکیم می‌پردازند که در خصوص تمسک به اصل عدم تخصیص و اجرای قواعد منطقی مانند عکس نقیض، فرموده‌اند: سیره‌ و دلالات عقلائیه در خصوص این مسئله ثابت نیست. مرحوم استاد در مقام نقد این دیدگاه، به تخصیص بردار نبودن قواعد عقلی منطق اشاره نموده و نسبت به تفکیک قضایای واقعی از قضایای اعتباری تأکید می‌کند. نکته مهمی که در این درس به آن پرداخته شده است تعلق تکالیف به مقام اثبات است؛ چه اینکه بر اساس سیره عقلاء در ارتباط‌شان با افراد، در مقام امتثال دستورات، علم را شرط ضمنی محاوره‌ای می‌شمارند. در همین راستا می‌توان ادعا کرد که تمام اصول لفظیه مانند اصل عدم تخصیص، اصل عام، اصالة الظهور، اصالة الاطلاق، اصل عدم تقیید، اصل عدم مجازیت، اطلاق مقامی، اطلاق حکمی و ... به اصول لفظیه مانند استصحاب که اصولی عقلائی هستند بازگشت می‌کنند.

تمسک به عام در شبهۀ مصداقیه در فرض خروجِ قطعی مشتبه از تحت عام

توضیحات:

مرحوم آخوند بحثی را دربارۀ تمسک به عام در شبهۀ مصداقیه در فرض خروجِ قطعی مورد مشتبه از تحت عام، مطرح کرده‌اند و بالتبع، استاد معظم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در هفتاد و پنجمین جلسه درس خارج اصول وارد این مبحث شده‌اند. ایشان به بررسی دیدگاه مرحوم آیةالله حکیم می‌پردازند که در خصوص تمسک به اصل عدم تخصیص و اجرای قواعد منطقی مانند عکس نقیض، فرموده‌اند: سیره‌ و دلالات عقلائیه در خصوص این مسئله ثابت نیست. مرحوم استاد در مقام نقد این دیدگاه، به تخصیص بردار نبودن قواعد عقلی منطق اشاره نموده و نسبت به تفکیک قضایای واقعی از قضایای اعتباری تأکید می‌کند. نکته مهمی که در این درس به آن پرداخته شده است تعلق تکالیف به مقام اثبات است؛ چه اینکه بر اساس سیره عقلاء در ارتباط‌شان با افراد، در مقام امتثال دستورات، علم را شرط ضمنی محاوره‌ای می‌شمارند. در همین راستا می‌توان ادعا کرد که تمام اصول لفظیه مانند اصل عدم تخصیص، اصل عام، اصالة الظهور، اصالة الاطلاق، اصل عدم تقیید، اصل عدم مجازیت، اطلاق مقامی، اطلاق حکمی و ... به اصول لفظیه مانند استصحاب که اصولی عقلائی هستند بازگشت می‌کنند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تمسک به عام در شبهۀ مصداقیه در فرض خروجِ قطعی مشتبه از تحت عام

15
  • چطور اینکه خود آقا ـ رضوان‌الله‌علیه ـ در زمان حیا‌تشان رسماً به بعضی‌ها کاغذ نوشتند که شما مجاز هستید بر اینکه شاگرد بگیرید و تربیت کنید. نامه‌اش هست که به بعضی‌ از شاگردان خودشان نوشتند که شما مجاز هستید که این کار را انجام بدهید. خب آیا ‌آنها به ولایت رسیده بودند؟! این‌طور که نبوده است. شاگردی که پخته بشود و بیرون بیاید و از رمز و رموزات سلوک اطلاع پیدا کند، وقتی که زیر نظر استاد باشد می‌تواند شاگرد تربیت کند. اطلاع دارد، منتهیٰ این اطلاع کافی نیست تا وقتی که دست ولایت بالای سرش نباشد؛ اگر دست ولایت بالای سرش نباشد همه چیز می‌رود پی کارش؛ همان اطلاع، می‌شود بی‌اطلاع، مثل بقیه. بنابراین بازی‌هایی که درآوردند، مکتب و دکّان و...، اینها همه‌اش می‌رود کنار.

  • و خود ایشان در همان موقع جنبۀ وساطت داشته است، خود آقا ـ رضوان‌الله‌علیه ـ‌ این‌طور نبودند که در ابتدای آن مسئله و قضیه ایشان...

  • و خود ایشان هم صاف می‌گفتند؛ می‌گفتند که من صفر هستم. بارها من شنیدم ایشان نسبت به افراد دیگر وقتی که صحبتی می‌شد و آنها می‌گفتند که آقا ما شما را قبول داریم و آقای حداد ـ رضوان‌الله‌علیه ـ را قبول نداریم ایشان می‌گفتند که یا آقای حداد ـ رضوان‌الله‌علیه ـ یا هیچ؛ من در مقابل ایشان صفر هستم و من مأموری هستم از طرف ایشان و دارم این را انجام می‌دهم. خیلی ایشان عجیب بودند یعنی من ندیدم شاگردی مثل آقا ـ رضوان‌الله‌علیه ـ این‌‌قدر واقعاً رعایت همۀ مراتب کثرت و ادب را داشته باشد، من هیچ جا ندیدم، خیلی عجیب بود!

  • حالا صحبت در این است که آقای طباطبائی ـ رضوان‌الله‌علیه ـ نظرشان این‌طور بود، یعنی یک تفکیکی ـ حالا اسمش را تفکیک بگذاریم ـ یا مثلاً جهت امضائیتی بوده است. ولکن ما می‌گوییم که الآن وقتی ایشان می‌‌ایستد و نماز می‌خواند اصلاً یعنی چه که شما حرف بزنید؟! شما می‌خواهید نمازی بخوانید که خدا قبول کند دیگر. ایشان هم می‌گوید که به عهدۀ من. خب آقاجان دیگر چه می‌خواهی؟! یک وقت می‌گویند که آقایانی که از آقای فلانی تقلید می‌کنند آنها صبر کنند؛ یک وقت خودش می‌ایستد جلو و می‌گوید: الله اکبر؛ خب این یعنی شما هم بایستید دیگر! یعنی به عهدۀ من. واقعاً اینها این را نمی‌فهمیدند؟! توجه نمی‌کردند؟! آن‌وقت همۀ اینها می‌مانند؛ و همۀ‌شان هم ماندند! همه در یک رتبه‌‌هایی در همین حد ماندند. درحالی‌که این مسائل واقعاً بدیهی است و این مسائل جزء اوّلیات است.

/ 0