
تمسک به عام در شبهۀ مصداقیه در فرض خروجِ قطعی مشتبه از تحت عام
و اشارهای به مبحث عناوین ثانویه
مرحوم آخوند بحثی را دربارۀ تمسک به عام در شبهۀ مصداقیه در فرض خروجِ قطعی مورد مشتبه از تحت عام، مطرح کردهاند و بالتبع، استاد معظم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در هفتاد و پنجمین جلسه درس خارج اصول وارد این مبحث شدهاند. ایشان به بررسی دیدگاه مرحوم آیةالله حکیم میپردازند که در خصوص تمسک به اصل عدم تخصیص و اجرای قواعد منطقی مانند عکس نقیض، فرمودهاند: سیره و دلالات عقلائیه در خصوص این مسئله ثابت نیست. مرحوم استاد در مقام نقد این دیدگاه، به تخصیص بردار نبودن قواعد عقلی منطق اشاره نموده و نسبت به تفکیک قضایای واقعی از قضایای اعتباری تأکید میکند. نکته مهمی که در این درس به آن پرداخته شده است تعلق تکالیف به مقام اثبات است؛ چه اینکه بر اساس سیره عقلاء در ارتباطشان با افراد، در مقام امتثال دستورات، علم را شرط ضمنی محاورهای میشمارند. در همین راستا میتوان ادعا کرد که تمام اصول لفظیه مانند اصل عدم تخصیص، اصل عام، اصالة الظهور، اصالة الاطلاق، اصل عدم تقیید، اصل عدم مجازیت، اطلاق مقامی، اطلاق حکمی و ... به اصول لفظیه مانند استصحاب که اصولی عقلائی هستند بازگشت میکنند.
تمسک به عام در شبهۀ مصداقیه در فرض خروجِ قطعی مشتبه از تحت عام
توضیحات:
مرحوم آخوند بحثی را دربارۀ تمسک به عام در شبهۀ مصداقیه در فرض خروجِ قطعی مورد مشتبه از تحت عام، مطرح کردهاند و بالتبع، استاد معظم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در هفتاد و پنجمین جلسه درس خارج اصول وارد این مبحث شدهاند. ایشان به بررسی دیدگاه مرحوم آیةالله حکیم میپردازند که در خصوص تمسک به اصل عدم تخصیص و اجرای قواعد منطقی مانند عکس نقیض، فرمودهاند: سیره و دلالات عقلائیه در خصوص این مسئله ثابت نیست. مرحوم استاد در مقام نقد این دیدگاه، به تخصیص بردار نبودن قواعد عقلی منطق اشاره نموده و نسبت به تفکیک قضایای واقعی از قضایای اعتباری تأکید میکند. نکته مهمی که در این درس به آن پرداخته شده است تعلق تکالیف به مقام اثبات است؛ چه اینکه بر اساس سیره عقلاء در ارتباطشان با افراد، در مقام امتثال دستورات، علم را شرط ضمنی محاورهای میشمارند. در همین راستا میتوان ادعا کرد که تمام اصول لفظیه مانند اصل عدم تخصیص، اصل عام، اصالة الظهور، اصالة الاطلاق، اصل عدم تقیید، اصل عدم مجازیت، اطلاق مقامی، اطلاق حکمی و ... به اصول لفظیه مانند استصحاب که اصولی عقلائی هستند بازگشت میکنند.
تمسک به عام در شبهۀ مصداقیه در فرض خروجِ قطعی مشتبه از تحت عام
14نظر علامه طباطبائی ـ رضواناللهعلیه ـ در مورد مرجع تقلید سالک و نقد آن
[در آن جلسهاى كه بين مرحوم آقا و علامه طباطبائى ـ رضواناللهعلیهما ـ در مشهد بود ـ در آنجا بنده خودم بودم ـ وقتى كه صحبت از تقليد شد، آقا ـ رضواناللهعلیه ـ] رو کردند به آقای طباطبائی ـ رضواناللهعلیه ـ و فرمودند که آخر این چه معنا دارد که شاگردی با توجه به خصوصیت استاد باز از کسی دیگر تقلید کند؟! این چه معنایی دارد؟! آخر این چهجوری میشود؟! با یک حالتی فرمودند که آخر این چهجوری میشود؟! با کمال تعجب یک دفعه دیدم مرحوم علامه ـ رضواناللهعلیه ـ در جواب مىفرمايند که تقليد از هر مرجعى كه واجد شرايط تقليد است اشكال و ايراد ندارد. خیلی تعجب کردم! آقا ـ رضواناللهعلیه ـ دیگر هیچ صحبت نفرمودند.
آخر مرحوم قاضی ـ رضواناللهعلیه ـ با طلبه فرق میکند! ایشان که مسلّم مجتهد است و عارف است و اسفار اربعه را طی کرده است و به مقام بقا رسیده است و صاحب ولایت مطلقه شده است، با توجه به اینگونه مسائل و این مبانی [چگونه میشود به کس دیگر رجوع کرد!] یا اینطور است که شما در این مقدمات تشکیک میکنید، خب آن یک حرفی است؛ ولی اگر کسی به این مبانی معتقد است [چگونه میشود به کس دیگر رجوع کند.] چطور اینکه هر سالکی در ارتباط با استاد تربیتی و سلوکیاش باید معتقد باشد مگر آنکه آن استاد، واسطه باشد؛ آن یک حرف دیگر است. خود آقا ـ رضواناللهعلیه ـ در زمان مرحوم آقای حداد ـ رضواناللهعلیه ـ واسطه بودند دیگر! البته آن اوایل، نه در سنین بالا. من بچّه بودم پنج، شش ساله بودم، یادم هست که آقای سید مرتضی مقدسی از آقا ـ رضواناللهعلیه ـ دستور میگرفت. خب خیلیها بودند، آقا ـ رضواناللهعلیهـ خیلی شاگرد داشتند، رفیق بودند و به عنوان رفیق دستور هم میگرفتند، و این همه واسطه بوده است.
سی و پنج سال را از هفتاد سال سن آقا ـ رضواناللهعلیه ـ کم کنید ایشان آن موقع سی و پنج یا سی و شش سال سنشان بوده است. آن موقع مسئلۀ ایشان موضوعیت نداشته است طریقیت بوده است. یعنی تمام این مسائل به دستور آقای حداد و در تحت اشراف آقای حداد بوده است؛ آن یک حرفی است. خب الآن ولایت برای آقای حداد ـ رضواناللهعلیه ـ است و ایشان هم واسطه از طرف آقای حداد ـ رضواناللهعلیه ـ بودند.
