اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امکان استصحاب عدم نعتی بدون استصحاب منعوت

بررسی نظر مرحوم نائینی و آیةالله حکیم

14٬110
اصول

امکان استصحاب عدم نعتی محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا از نقش مخصص در اخراج و تعنون عام سخن می‌گوید و سپس بحث را به استصحاب عدم نعتی، عدم ازلی و تفاوت آن با عدم موضوعی و عدم حملی پیوند می‌دهد. در ادامه این پرسش را بررسی می‌کند که آیا می‌توان عدم نعت را بدون استصحاب موصوف یا موضوع آن استصحاب کرد یا نه. برای روشن‌شدن مسئله، نمونه‌هایی مانند عدم قرشیت، عدم عدالت و عدم تذکیه مطرح می‌شود. سپس دیدگاه مرحوم نائینی درباره ارتباط استصحاب عدم نعتی با قضایای حملیه و شرطیه و نیز اشکال ایشان به اثبات مفاد لیس ناقصه بررسی می‌شود. در پایان، اشکال مرحوم حکیم به این مبنا و نقد آن مطرح می‌شود و حدود اعتبار استصحاب عدم نعتی در تطبیق بر موضوعات خارجی تبیین می‌گردد.

امکان استصحاب عدم نعتی بدون استصحاب منعوت

توضیحات:

امکان استصحاب عدم نعتی محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا از نقش مخصص در اخراج و تعنون عام سخن می‌گوید و سپس بحث را به استصحاب عدم نعتی، عدم ازلی و تفاوت آن با عدم موضوعی و عدم حملی پیوند می‌دهد. در ادامه این پرسش را بررسی می‌کند که آیا می‌توان عدم نعت را بدون استصحاب موصوف یا موضوع آن استصحاب کرد یا نه. برای روشن‌شدن مسئله، نمونه‌هایی مانند عدم قرشیت، عدم عدالت و عدم تذکیه مطرح می‌شود. سپس دیدگاه مرحوم نائینی درباره ارتباط استصحاب عدم نعتی با قضایای حملیه و شرطیه و نیز اشکال ایشان به اثبات مفاد لیس ناقصه بررسی می‌شود. در پایان، اشکال مرحوم حکیم به این مبنا و نقد آن مطرح می‌شود و حدود اعتبار استصحاب عدم نعتی در تطبیق بر موضوعات خارجی تبیین می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

امکان استصحاب عدم نعتی بدون استصحاب منعوت

3
  • تلمیذ: آن را ما از خود آن عام می‌فهمیم یا از خاص؟ در لا تکرم زیداً الفاسق، اینجا وقتی زید را خارج کردیم این خاص چطور چیز دیگری را جایگزین خودش می‌کند؟

  • استاد: این خاص می‌گوید که مولا مفهومی را از این علما قصد کرده است. اگر این خاص نبود تمام افراد چه صالح و چه طالح، در تحت اکرام داخل بودند یا نبودند؟! حالا مولا طالح را خارج کرد پس معلوم است منظورش صالح است.

  • آیا ما می‌توانیم بگوییم که طالح که خودش را از تحت علما خارج کرده است اصلاً در خود علما هم اجمال مفهومی به‌وجود آورده است، لذا علما شامل صالح نخواهد شد، و این می‌شود شبهۀ مصداقیه؟! نمی‌توانیم این حرف را بزنیم؛ بنابراین وظیفه‌ای که خاص دارد فقط اخراج نیست، بلکه یک نفی دارد و یک اثبات. از یک طرف می‌گوید فساق را از تحت علما من خارج می‌کنم، از یک طرف می‌گوید من بقیه را در تحت علما داخل می‌کنم.

  • تلمیذ: آن را خود عام بعمومه داخل می‌کند، عموم یعنی چی؟! اگر ما زید تنها را مثال بزنیم مطلب خوب روشن می‌شود. لا تکرم زید الفاسق یعنی از این جمع، زید می‌رود بیرون، بقیه سرجایشان هستند. دیگر آیا اینکه بقیه سرجایشان هستند را ما از اخراج زید می‌فهمیم؟! این‌طور که نیست؛ بلکه این مفهوم را از خود عام بعمومه می‌فهمیم. پس این استثناء در اینجا کاری نکرده است، استثناء فقط اخراج شد، نه اخراج خودش و ابقاء غیر خودش.

  • جواب تلمیذ: عموم دلالتش اجمالی است. پس تخصیص دلالتش اجمالی می‌شود. معلوم می‌شود آدم خاصی را درنظر دارد، چون استثناء شده است. خود این استثناء هردو دلالت را دارد هم دلالت جنبۀ نفیی و هم دلالت جنبۀ اثباتی.

  • استاد: در مورد عام، در اینجا این خاص اگر استثناء نمی‌شد خودش عمومی را دارد؛ این هست. اما وقتی که چیزی از عام استثناء می‌شود آن حجّیت عام کمی متزلزل می‌شود. می‌گوید که منظور مولا در اینجا عام بعمومه نیست، افرادی خارج شدند. آن‌وقت در اینجا این خاص می‌گوید اینکه مولا افرادی را خارج کرده است، فقط من را خارج کرده است، نه کسی دیگر را. چون در عبارت، کسی غیر از این خاص که نیامده است.

/ 380