
امکان استصحاب عدم نعتی بدون استصحاب منعوت
بررسی نظر مرحوم نائینی و آیةالله حکیم
امکان استصحاب عدم نعتی محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا از نقش مخصص در اخراج و تعنون عام سخن میگوید و سپس بحث را به استصحاب عدم نعتی، عدم ازلی و تفاوت آن با عدم موضوعی و عدم حملی پیوند میدهد. در ادامه این پرسش را بررسی میکند که آیا میتوان عدم نعت را بدون استصحاب موصوف یا موضوع آن استصحاب کرد یا نه. برای روشنشدن مسئله، نمونههایی مانند عدم قرشیت، عدم عدالت و عدم تذکیه مطرح میشود. سپس دیدگاه مرحوم نائینی درباره ارتباط استصحاب عدم نعتی با قضایای حملیه و شرطیه و نیز اشکال ایشان به اثبات مفاد لیس ناقصه بررسی میشود. در پایان، اشکال مرحوم حکیم به این مبنا و نقد آن مطرح میشود و حدود اعتبار استصحاب عدم نعتی در تطبیق بر موضوعات خارجی تبیین میگردد.
امکان استصحاب عدم نعتی بدون استصحاب منعوت
توضیحات:
امکان استصحاب عدم نعتی محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا از نقش مخصص در اخراج و تعنون عام سخن میگوید و سپس بحث را به استصحاب عدم نعتی، عدم ازلی و تفاوت آن با عدم موضوعی و عدم حملی پیوند میدهد. در ادامه این پرسش را بررسی میکند که آیا میتوان عدم نعت را بدون استصحاب موصوف یا موضوع آن استصحاب کرد یا نه. برای روشنشدن مسئله، نمونههایی مانند عدم قرشیت، عدم عدالت و عدم تذکیه مطرح میشود. سپس دیدگاه مرحوم نائینی درباره ارتباط استصحاب عدم نعتی با قضایای حملیه و شرطیه و نیز اشکال ایشان به اثبات مفاد لیس ناقصه بررسی میشود. در پایان، اشکال مرحوم حکیم به این مبنا و نقد آن مطرح میشود و حدود اعتبار استصحاب عدم نعتی در تطبیق بر موضوعات خارجی تبیین میگردد.
امکان استصحاب عدم نعتی بدون استصحاب منعوت
13کیفیت احکام انشائی قبل از به فعلیّت رسیدن
البته این بسیار مطلب مهمی است و در خیلی از جاها بهدرد ما میخورد که آیا احکامی که اینها احکام انشائی هستند قبل از اینکه به فعلیّت بخواهند برسند در مرحلۀ انشاء باقی میمانند؟ البته در مقام فعلیّت و تنجّز میدانید که اختلاف است؛ بعضیها مقام فعلیّت را بعد از تنجّز میدانند و بعضیها تنجّز را بعد از فعلیّت میدانند. ما به آن مرحلۀ آخر که بالاخره گریبانگیر مکلف است کار داریم. حالا احکامی که بهنحو کلی طبیعی انشاء میشوند، مثل حرمت زنا، وجوب صلاة، وجوب انفاق و امثالذلک، قبل از اینکه گریبانگیر آن مکلف بشوند اگر مکلف تکویناً مانع از ایجاد آن داشت آیا باز آن احکام شامل او خواهند شد یا اصلاً به او مربوط نمیشوند؟
[منبابمثال] شخصی که اصلاً قادر بر زنا نیست آیا باز مشمول حرمت زنا خواهد شد یا نه؟ این برگشتش به این است که منظور مولا از این انشاء چیست؟ یعنی مولا این را میگوید که اگر موضوعی در خارج برای حرمت زنا تحقق پیدا کرد حرمت بر آن بار میشود؛ اما اینکه الآن آن موضوع هست یا نه، من به آن کاری ندارم. اگر موضوع نیست حرمت زنا هم الآن نیست.
تلمیذ: در اوامر هم همینطور است؟
استاد: در اوامر هم همینطور است، فرقی نمیکند. و این خیلی اثرات دارد! این بحث کشیده میشود به علم اجمالی، به شبهۀ محصوره، به اصل برائت؛ این قضیۀ خیلی دامنه دارد. این از آن چیزهایی است که اگر واردش بشویم دیگر انتهاء ندارد. فرض کنید که اصلاً همان مسئلهای که قبلاً ما مطرح کردیم بر اینکه خیلی از احکام اصلاً اینها شامل مکلفین نیستند. و اصلاً بعضی از احکام در ظرف نفس جعل میشوند؛ کسی که نفس ندارد اصلاً جعل این حکم برای او معنا ندارد. اینها همه ثمرات تنقیح این مبنا است که اگر بتوانیم این مبنا را تنقیح کنیم آنوقت خیلی ثمرات فقهی بر این بار میشود.
