
بررسی ادخال فرد مشتبه در عام با جریان استصحاب عدم ازلی
استصحاب عدم ازلی یکی از مباحث مهم در تعیین حکم فرد مشتبه پس از تخصیص عام است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه ابتدا دیدگاه مرحوم آخوند و مشهور اصولیان را درباره جریان استصحاب عدم ازلی و نقش آن در اثبات خروج یا دخول فرد مشتبه در عام بررسی میکند. سپس با تفکیک میان استصحاب عدم وصفی و استصحاب عدم موضوعی، به تحلیل ارکان استصحاب، بهویژه ضرورت بقای موضوع، میپردازد و اشکال تبدل موضوع را در استصحاب عدم قرشیت مطرح میکند. در ادامه، مبنای عرفی حجیت استصحاب، امکان جریان استصحاب در امور عدمی و نسبت میان استصحاب و آثار شرعی مورد ارزیابی قرار میگیرد. حاصل بحث روشن شدن حدود اعتبار استصحاب عدم ازلی و نقد برخی مبانی مشهور در استنباط احکام اصولی است.
بررسی ادخال فرد مشتبه در عام با جریان استصحاب عدم ازلی
توضیحات:
استصحاب عدم ازلی یکی از مباحث مهم در تعیین حکم فرد مشتبه پس از تخصیص عام است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه ابتدا دیدگاه مرحوم آخوند و مشهور اصولیان را درباره جریان استصحاب عدم ازلی و نقش آن در اثبات خروج یا دخول فرد مشتبه در عام بررسی میکند. سپس با تفکیک میان استصحاب عدم وصفی و استصحاب عدم موضوعی، به تحلیل ارکان استصحاب، بهویژه ضرورت بقای موضوع، میپردازد و اشکال تبدل موضوع را در استصحاب عدم قرشیت مطرح میکند. در ادامه، مبنای عرفی حجیت استصحاب، امکان جریان استصحاب در امور عدمی و نسبت میان استصحاب و آثار شرعی مورد ارزیابی قرار میگیرد. حاصل بحث روشن شدن حدود اعتبار استصحاب عدم ازلی و نقد برخی مبانی مشهور در استنباط احکام اصولی است.
بررسی ادخال فرد مشتبه در عام با جریان استصحاب عدم ازلی
10استاد: بههمین راحتی نفی میکنیم؟! اگر اینطور بود که من اینقدر توضیح نمیدادم!
تلمیذ: اشکال دیگر این است که حالت سابقه ندارد.
استاد: حالت سابقه دارد؛ چه فرقی میکند؟! شما عدم وضو را استصحاب نمیکنید؟!
تلمیذ: موردها با هم تفاوت دارند. در مورد موجودی که هنوز ایجاد نشده است ما چطور شک میکنیم؟
استاد: زیدی هنوز به وجود نیامده است؛ شما شک در وجودش میکنید؛ میبینید هنوز از مادرش متولد نشده است؛ در اینجا استصحاب میکنید. این حرفها چیست؟!
تلمیذ: نسبت به عدم وصفی و نعتیاش عرض میکنم.
استاد: نه، خود عدم موضوعی را، یعنی خود موضوعش را استصحاب میکنیم. استصحاب وصفی داریم، استصحاب موصوفی داریم، نعتی داریم، ناعتی داریم، حملی داریم هزارتا .....
تلمیذ: نه، اصلاً عدم قرشیّت را در مورد عدم ازلی ما نداریم که بتوانیم استصحاب کنیم.
استاد: چرا نمیتوانیم؟
تلمیذ: چون حالت سابقه ندارد چون چیزی موجود نیست.
استاد: نباشد، قبل از تشریع اسلام آیا قرشیّت و عدم قرشیّتی بوده است یا نبوده است؟
تلمیذ: نبوده است.
استاد: اصلاً یک مطلبی به شما بگویم، شما استصحابات قبل الشرع را چطور در اینجا میآورید؟ فرض کنید که شک میکنید که آیا یک حکمی در اسلام هست یا نه؟ روایات دلالت ندارند، و شبهه برای شما پیدا میشود. در اینجا استصحاب زمان قبل از شرع را میکنید دیگر! شارع در اینجا حکمی نیاورده است، و ما در این مورد مشتبه شک داریم. میگوییم که قبل از شرع یک همچنین حکمی نبوده است، پس الآن هم نیست.
وجود جنبۀ واقعی در امارات و اصول
حالا این مسئله که خدمتتان عرض کردم این بهجای خودش تبدّل موضوع است. این مسئلۀ تبدّل موضوع یکی از مسائل خیلی مهمی است. آنقدر قضیه در اینجا مهم ست که حتی بعضیها میگویند که برای اثبات عدالت در زمان مرجعیت شخص، شما نمیتوانید عدالت قبل از مرجعیت را استصحاب کنید. چون اصلاً تبدّل موضوع شده است و واقعاً هم تبدّل موضوع میشود! این حکایت از این میکند که فقیه چقدر باید به روح شرع وارد باشد و از خشکی در بیاید و بداند که اصلاً این احکام و موضوعات و این اصول و قواعد و امارات، اینها یک جنبۀ واقعی دارند، خشک نیستند که تا شارعی چیزی بگوید فوری شما همینطوری بدون درنظر گرفتن واقع [حکم کنید]. اینها یک جنبۀ واقعی دارد. و شما میتوانید خودتان واقعاً در زندگیتان، آنها را تجربه کنید.
