
ادخال فرد مشتبه در عام با اصول موضوعی و نقد آن
و نظر مرحوم آخوند در عامِ معنون به عنوان خاص
ادخال فرد مشتبه در عام با اصول موضوعی، محور این جلسه از درس اصول فقه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه مرحوم آخوند و مرحوم شیخ را درباره نقش مخصص در ایجاد عنوان جدید برای موضوع عام بررسی میکنند و سپس آثار این مبنا را در جریان اصول موضوعیه و ورود افراد مشکوک به تحت عام توضیح میدهند. در ادامه، نسبت میان اصل مثبت، اصل نافی و عناوینی مانند عدالت، صلاح و عدم فسق تبیین میشود و اشکالات وارد بر نظریه عامِ معنون به عنوان خاص مورد بحث قرار میگیرد. بخش مهم دیگری از جلسه به جایگاه متفاهم عرفی در اصول عملیه، بهویژه استصحاب، اختصاص دارد و استاد با مثالهای عرفی حدود اعتبار یقین و شک را بررسی میکنند. حاصل بحث روشن شدن مبانی تمسک به عام در موارد مشکوک و ارزیابی دقت نظریه مرحوم آخوند در این مسئله اصولی است.
ادخال فرد مشتبه در عام با اصول موضوعی و نقد آن
توضیحات:
ادخال فرد مشتبه در عام با اصول موضوعی، محور این جلسه از درس اصول فقه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه مرحوم آخوند و مرحوم شیخ را درباره نقش مخصص در ایجاد عنوان جدید برای موضوع عام بررسی میکنند و سپس آثار این مبنا را در جریان اصول موضوعیه و ورود افراد مشکوک به تحت عام توضیح میدهند. در ادامه، نسبت میان اصل مثبت، اصل نافی و عناوینی مانند عدالت، صلاح و عدم فسق تبیین میشود و اشکالات وارد بر نظریه عامِ معنون به عنوان خاص مورد بحث قرار میگیرد. بخش مهم دیگری از جلسه به جایگاه متفاهم عرفی در اصول عملیه، بهویژه استصحاب، اختصاص دارد و استاد با مثالهای عرفی حدود اعتبار یقین و شک را بررسی میکنند. حاصل بحث روشن شدن مبانی تمسک به عام در موارد مشکوک و ارزیابی دقت نظریه مرحوم آخوند در این مسئله اصولی است.
ادخال فرد مشتبه در عام با اصول موضوعی و نقد آن
8تلمیذ: یعنی در هر رتبهای که باشد. ما یک وقت شک میکنیم در آن رتبه، مثلاً ممکن است شک کنیم در رتبۀ صد در صد چون نیاز داریم در اینجا به یقین صد در صد، اگر شک کردیم استصحاب میکنیم. مثلاً یقین نود و پنج درصدی نیاز داریم خب در اینجا یقین نود و پنج درصدی میآید، اگر شک کردیم استصحاب میکنیم.
استاد: میدانم!
تلمیذ: رفع یقین، هر چه یقین [است].
استاد: احسنت. عرض بنده هم همین است. من میگویم منبابمثال وقتی که شما در اینجا نود درصد یقین قبلی داشتید.
تلمیذ: اگر یقین باشد؛ نود درصد احتمالی بدهم نسبت به این، پس دیگر آنجا یقین آن طرفی شد! ملاک یقین بودن هست دیگر!
استاد: نه، ببینید در اینکه ما وضوئی گرفتیم، در آن حرفی نیست. ما دو مرحله میکنیم؛ مرحلۀ اوّل این وضوئی که قبلاً بوده است، نسبت به آن علم داریم، علم متعارف داریم، آن علم کذائی را نداریم. از آن طرف هم به مقتضای قاعده، اگر حتی یک درصد شما احتمال بدهید که آن باقی مانده باشد شما باید استصحاب کنید.
تلمیذ: اینجا دیگر استصحاب نیست. چون اینجا یقین دارم بر اینکه وضو ندارم.
استاد: از کجا یقین دارید؟
تلمیذ: چون نود و پنج درصد، ملاک یقین است.
استاد: بالاخره احتمال را در اینجا میدهیم یا نمیدهیم؟ احتمال [عقلی]؟
تلمیذ: نه دیگر. آن احتمال، احتمالی است که به دقت برای صد در صد است، و در اینجا ما یقین نود و پنج درصد میخواهیم.
استاد: میدانم.
تلمیذ: آن احتمال یک درصد برای آنجایی است که یقین صد در صد میخواهیم پس یک صدم هم خرابش میکند. اما ما در یک جایی یقین نود و پنج درصد میخواهیم.
استاد: میگویم منبابمثال اگر عرف در اینجا ده درصد یا پانزده درصد احتمال بقا را بدهد ولی هفتاد و پنج یا هشتاد و پنج درصد احتمال را نمیدهد، چطور شارع در اینجا میتواند حکم به بقای آن را بکند؟
