اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

استصحاب وصف ملازم با ذات در استصحاب عدم ازلی

و نقد آن

14٬141
اصول

در این جلسه از درس خارج اصول فقه، آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی یکی از مباحث پیچیده اصول عملیه، یعنی استصحاب عدم ازلی در اوصاف ملازم با ذات می‌پردازد. محور اصلی بحث، نقد دیدگاه مرحوم نائینی درباره جریان اصل در صفاتی همچون قرشیت، سیادت، وحدت و کثرت است؛ صفاتی که انفکاک آنها از ذات ممکن نیست. استاد ابتدا نظریه استصحاب وصف به همراه ذات را تبیین کرده و سپس اشکالات آن را مطرح می‌کند و نشان می‌دهد که این مبنا نه‌تنها مشکل اصل مثبت را حل نمی‌کند، بلکه از برخی جهات از اصل مثبت نیز دشوارتر است. در ادامه، تفاوت میان کلی طبیعی و مصادیق خارجی در استصحاب بررسی شده و ناتوانی این روش در اثبات افراد مشکوک تبیین می‌شود. بخش پایانی درس به تحلیل دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی درباره تمسک به عام در شبهه مصداقیه اختصاص دارد؛ جایی که تفاوت میان مخصص متصل و منفصل و تأثیر آن در جریان اصول عملیه و استصحاب عدمی مورد بررسی قرار می‌گیرد.

استصحاب وصف ملازم با ذات در استصحاب عدم ازلی

توضیحات:

در این جلسه از درس خارج اصول فقه، آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی یکی از مباحث پیچیده اصول عملیه، یعنی استصحاب عدم ازلی در اوصاف ملازم با ذات می‌پردازد. محور اصلی بحث، نقد دیدگاه مرحوم نائینی درباره جریان اصل در صفاتی همچون قرشیت، سیادت، وحدت و کثرت است؛ صفاتی که انفکاک آنها از ذات ممکن نیست. استاد ابتدا نظریه استصحاب وصف به همراه ذات را تبیین کرده و سپس اشکالات آن را مطرح می‌کند و نشان می‌دهد که این مبنا نه‌تنها مشکل اصل مثبت را حل نمی‌کند، بلکه از برخی جهات از اصل مثبت نیز دشوارتر است. در ادامه، تفاوت میان کلی طبیعی و مصادیق خارجی در استصحاب بررسی شده و ناتوانی این روش در اثبات افراد مشکوک تبیین می‌شود. بخش پایانی درس به تحلیل دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی درباره تمسک به عام در شبهه مصداقیه اختصاص دارد؛ جایی که تفاوت میان مخصص متصل و منفصل و تأثیر آن در جریان اصول عملیه و استصحاب عدمی مورد بررسی قرار می‌گیرد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

استصحاب وصف ملازم با ذات در استصحاب عدم ازلی

4
  • من‌باب‌مثال اینکه می‌گوییم: إذا کان الانسان ناطقا فالحمار ناهق، یا اینکه می‌گوییم که هر وقتی که من فلانی را دیدم در این لباسش بود؛ این قضایای اتفاقیه، اینها اصل مثبت است. یعنی اگر در اغلب احیان یک ارتباط اتفاقی بین این موضوع و بین موضوع دیگر یا آن حکم وجود داشته باشد و ما بخواهیم به‌واسطۀ آن اصل، آن حکم را اثبات کنیم یا بنا بر قضیۀ اتفاقیه، به‌واسطۀ استصحاب آن حکم، این موضوع را اثبات کنیم، این می‌شود اصل مثبت. اما در بقیۀ مواردش که این‌طور نیست.

  • ولی صحبت در این است که در مانحن‌فیه وقتی که ما ذات را منضم و ملاصق با آن وصف، استصحاب می‌کنیم، در اینجا ما چه عملی انجام می‌دهیم؟ ما در اینجا صرفاً یک کلی طبیعی را نفی می‌کنیم و با انتفاء کلی طبیعی که نمی‌شود یک فرد، در تحت آن طبیعت منفیه داخل باشد. این دیگر حتی از استصحاب قسم ثالث هم بدتر است.

  • در استصحاب قسم ثالث، حیوانی بوده است، یعنی حیوان مشخص خارجی وجود داشته است، بعد آن حیوان مشخص خارجی انتفاء پیدا می‌کند؛ ما شک می‌کنیم که آیا به‌جای آن، حیوانی آمده است یا نیامده است؟ ما حیوانیت کلی را که از قبل بوده است استصحاب می‌کنیم. خب استصحاب قسم ثالث بالکلیه باطل است، استصحاب ثانی هم باطل است. ولی درهرصورت ما کلّیت را از حیوان خارجی منتزع می‌کنیم؛ اینجا قضیه عکس است. یعنی اگر من‌باب‌مثال ما حیوانیتی را در این دنیا اثبات کردیم، با اصلی یا با هر چیزی، مثلاً به مفاد کان تامّه‌ای، یک حیوانیتی را اثبات کردیم. به مفاد استصحاب قسم ثالث، که الان در این دنیا حیوان کلی وجود دارد، آن‌وقت ما شک می‌کنیم که این شیئی که دارد حرکت می‌کند، آیا در تحت حیوان داخل است یا در تحت حیوان داخل نیست؟ ما این را بگوییم اصلاً داخل در تحت غنم است! اصلاً می‌توانیم یک هم‌چنین کاری را بکنیم؟! آیا این حیوانی که الان شما اثبات کردید به‌عنوان کلی طبیعی، شما می‌توانید درصورت شک، این را در تحت صنف آن داخل کنید؟! نمی‌توانیم داخل کنیم دیگر! باید این، مصداق برای صنف آن حیوان کلی باشد تا ما بتوانیم این را در تحت آن صنف مندرج کنیم.

/ 380