
نقد کلام مرحوم نائینی دربارۀ اجرای اصل در اعراض
و دفاع از ایشان در قاعدۀ «علی الید»
استصحاب عدم ازلی و اعراض ملازم ذات محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا از دیدگاه مرحوم نائینی در مسئله ضمان و قاعده «علی الید» دفاع میکند و نشان میدهد که با استناد به روایت «لا یحل مال امرئ مسلم الا بطیب نفسه» میتوان حرمت تصرف و ضمان را اثبات کرد. سپس بحث به جریان اصول عملیه در موضوعات مرکب از محل و عرض کشیده میشود و تفاوت اعراض قابل انفکاک، مانند عدالت و فسق، با اوصافی که از آغاز همراه ذات هستند، مانند قرشیت، سیادت و اسلام، تبیین میگردد. در ادامه، نظریه استصحاب عدم ازلی در اینگونه اوصاف بررسی و اشکالات آن، از جمله نفی ذات و تعارض با نقیض خود، مطرح میشود. استاد با ذکر نمونههایی مانند تذکیه حیوان، ماهی مشکوکالفلس و انتساب فرزند به والدین، حدود اعتبار این اصول را روشن میکند و نتیجه میگیرد که در چنین مواردی نمیتوان به استصحاب عدم ازلی تمسک کرد.
نقد کلام مرحوم نائینی دربارۀ اجرای اصل در اعراض
توضیحات:
استصحاب عدم ازلی و اعراض ملازم ذات محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا از دیدگاه مرحوم نائینی در مسئله ضمان و قاعده «علی الید» دفاع میکند و نشان میدهد که با استناد به روایت «لا یحل مال امرئ مسلم الا بطیب نفسه» میتوان حرمت تصرف و ضمان را اثبات کرد. سپس بحث به جریان اصول عملیه در موضوعات مرکب از محل و عرض کشیده میشود و تفاوت اعراض قابل انفکاک، مانند عدالت و فسق، با اوصافی که از آغاز همراه ذات هستند، مانند قرشیت، سیادت و اسلام، تبیین میگردد. در ادامه، نظریه استصحاب عدم ازلی در اینگونه اوصاف بررسی و اشکالات آن، از جمله نفی ذات و تعارض با نقیض خود، مطرح میشود. استاد با ذکر نمونههایی مانند تذکیه حیوان، ماهی مشکوکالفلس و انتساب فرزند به والدین، حدود اعتبار این اصول را روشن میکند و نتیجه میگیرد که در چنین مواردی نمیتوان به استصحاب عدم ازلی تمسک کرد.
نقد کلام مرحوم نائینی دربارۀ اجرای اصل در اعراض
7تلمیذ: پس در اینصورت این استصحاب عدم ازلی دو اشکال دارد؛ یکی اینکه نفی ذات میکند، یکی اینکه معارض میشود با اصل.
استاد: با نقیض خودش معارض میشود. تمام اوصاف و تمام نعوتی که اینها ملازم ذات هستند همین حکم را دارند. منبابمثال ـ در مورد اصل عدم تذکیه این بحث پیش آمد؛ حالا نمیدانم این مطلب را در آنجا عرض کردم یا نه ـ اگر حیوانی مشکوک التذکیة است و خصوصیت ذاتیۀ حیوان موردِ مشکوک ما است، نه فری اوداج و امثالذلک؛ در اینجا ما چه اصلی میتوانیم جاری کنیم؟ آیا اصل عدم تذکیه در اینجا میتوانیم جاری کنیم یا نمیتوانیم؟ اصلاً اصل عدم تذکیه نمیتوانیم جاری کنیم؛ چون این حیوان من نفس الامر و اولاً بلااوّل، یا مجبول بر تذکیه است یا مجبول بر عدم تذکیه است؛ کدامیک از این دوتا را میخواهیم جاری کنیم؟! هردو را که نمیتوانیم جاری کنیم.
یا این حیوان اولاً بلااوّل قابل تذکیه است یا غیر قابل تذکیه؛ نمیشود که این حیوان لا بشرط متولد بشود و بگوییم که خدا حیوانات را خلق کرده است، یک حیوان هم لا بشرط خلق کرده است، در تحت این شرایط میشود مذکیٰ، در تحت این شرایط میشود غیر مذکیٰ؛ یا این قابلیت از اوّل در کمون و ذات این حیوان قرار داده شده است، یا قرار داده نشده است.
آنوقت اگر شما در اینجا بگویید که اصل عدم تذکیۀ ازلی را ما برای این حیوان استصحاب میکنیم و میگوییم این حیوان وقتی متولد شده است با خودش عدم التذکیة را میکشد، این معارض میشود با اصل عدمِ عدمِ تذکیۀ ازلی؛ معارضه به این است که همانطوری که تذکیه نبوده، عدم تذکیه هم نبوده است؛ چون ما تذکیه را یک حالت و جهت نفسانی میگیریم دیگر! یعنی عدم، در این حیوان یک جهت فعلی دارد که بهواسطۀ آن جهت فعلی، نمیگذارد این مذکیٰ باشد؛ اگر اینطور است، اصل عدم فعلیت ازلی عدم تذکیه باز در این جاری است؛ بنابراین ما اصلاً نمیتوانیم در این حیوان مشکوک، اصل جاری کنیم، وقتی نتوانستیم اصل جاری کنیم، پس تمسک میکنیم به «کل شیء لک حلال حتی تعلم انّه حرام بعینه»1. بناءً بر اینکه بگوییم که این روایت در ظرف مباح نیامده است.
- الكافي، ج 5، ص 313.
