
حکم عامّ در تخصیص به مخصّص مجمَل (12)
ادامۀ بررسی نظر مرحوم میرزای نائینی
در جلسۀ پنجاه و هشتم از سلسله جلسات درس اصول، باب عامّ و خاصّ، استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، در ادامۀ بررسی دیدگاه آیةالله نائینی در حکم تمسّک به عامّ مخصَّص به مخصِّص مجمل مصداقی، ابتدا اشکال ایشان را بر بعضی از اصولیّین مطرح میکنند که بین قضیۀ خارجیّه و حقیقیّه در مسئله تفاوت قائل هستند. مرحوم استاد ضمن نقد این قول و اشکال مرحوم نائینی بر آن، این نکته را نیز مورد تأکید قرار میدهند که احکام شرعی در قالب قضایای خارجیّه صادر شده است. پس از این بحث، استاد معظّم پاسخ مرحوم نائینی به کسانی را بیان میکنند که تمسّک به عموم در مسئله را با تمسّک به اصول عملیّه قیاس کردهاند و این قیاس را بررسی میکنند.
حکم عامّ در تخصیص به مخصّص مجمَل (12)
6لذا بحث این قضیه در علم اجمالی و اطراف علم اجمالی و شبهۀ محصوره، خواهد آمد که آیا در صورتیکه موضوع در قدرت مکلّف نباشد ـ حالا یا باشد و مانعی از اقدام مکلّف باشد یا اصلاً وجود خارجی ندارد ـ باز آن حکم در عالَم اعتبار، شامل مکلّف خواهد شد یا شامل نخواهد شد؟ و ثمرات زیادی بر این قضیه بار میشود. مثلاً إتیان به بعضی از اطراف علم اجمالی در صورت مانعیّت ارتکاب بعض دیگر، آیا جایز است یا جایز نیست؟ آیا خروج أحد الأطراف عَن دایرۀ علم اجمالی، موجب جواز ارتکاب به بقیۀ اطراف خواهد شد یا نخواهد شد؟ خیلی ثمرات مهمّی بر این بحث مترتّب میشود.
آنچه که در اینجا مدّنظر است این است که درصورتیکه حرمت و وجوب، یا اقدام و عدم اقدام، تمام اینها از افعال مکلّف هستند؛ این اقدام و عدم اقدام چگونه ممکن است به ماهیّتی تعلّق بگیرد که ولو تا قیامت یکهمچنین ماهیّتی به وجود نخواهد آمد؟! فرض کنید که اصلاً خمری در عالم نبود و اصلاً ریشۀ چوب تاک خشک شد، فرض کنید که اصلاً در عالَم یک هستۀ انگور هم پیدا نشد؛ در اینصورت از کجا دیگر انگور دربیاید؟! وقتی که انگوری نیست دیگر شراب از کجا درست شود؟!
اگر ما فرض کنیم در یک جزیرهای افتادیم یا بهطور کلّی در کرۀ زمین اصلاً دیگر شرب توتون نیست، خمر نیست یا مثلاً زمینۀ برای زنا از بین رفت؛ فرض میکنیم روی کرۀ زمین یک بمب انداختند و این هم فقط به جنس مؤنّث حساس باشد و همۀ زنها را از بین ببرد و بکشد! در اینصورت دیگر اصلاً آیا حرمت زنایی داریم یا نداریم؟!
احکام دائر مدار تحقّق فرد خارجی برای موضوع هستند؛ نهاینکه در عالم اعتبار، خمر حرام است ولو اینکه خمری در خارج نباشد! نهخیر، مولا چیزی را که در نظر میگیرد ـ ولو در قضیۀ حقیقیّۀ جناب شما ـ [بر مدار افراد خارجی است.]
بر فرض ما مطلب شما را بهعنوان قضیۀ حقیقیّۀ قبول کنیم، این مطلب شما را که مولا در مقام اعتبار، اصلاً افراد در نظرش نیستند و فقط آن چیزی که در مقام اعتبار است خمر است و حرمت را روی خمر برده است، [در این صورت این اشکال پیدا میشود که] حرمت یعنی کفّ نفس، و کفّ نفس که روی یک خمر کلّیای که هنوز وجود خارجی ندارد، نمیآید! [شارع که نمیگوید:] آقای مکلّف، شما باید کفّ نفس کنید از اقدام بر خمری که اصلاً نیست! وقتی در خارج خمری نیست، مکلّف چهکار کند؟! [یا فرض کنید بگوید:] آقای مکلّف، شما باید که به امری که اصلاً در خارج نیست، اقدام کنید! مثلاً باید بروی نماز جمعه بخوانی. نماز جمعهای که اصلاً وجود خارجی ندارد! نماز جمعۀ با این کیفیّت خطیب و... وقتی که وجود خارجی نداشت ـ فرض کنید که در زمان سابق [که نماز جمعه نبوده] ـ بنده به چه چیزی میخواهم اقدام کنم؟! تحریک به چه چیزی است؟! تحریص به چه چیزی است؟! تشویق به چه چیزی است؟!
