
حکم عامّ در تخصیص به مخصّص مجمَل (11)
بررسی دیدگاه میرزای نائینی
در جلسۀ پنجاه و هفتم از سلسله جلسات درس اصول، باب عامّ و خاصّ، استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه، بحث از جواز یا عدم جواز تمسّک به عامّ در شبهۀ مصداقیّۀ خاصّ را ادامه داده و نظر میرزای نائینی رحمة الله علیه را طرح و بررسی میکنند. ایشان ابتدا کلام مرحوم نائینی را در رابطه با قضایای حقیقیه توضیح میدهند که از نظر ایشان تمسک به عام جایز نیست. سپس دربارۀ قضایای خارجیه وجهی جهت جواز تمسک مطرح میشود؛ اما محقق نائینی آن را رد کرده و عدم جواز را در این مورد نیز تثبیت مینماید. استاد معظّم در پایان درس اشکالی به کلّیت کلام مرحوم نائینی وارد میدانند و استدلال ایشان را در عدم جواز به تمسّک عامّ در فرض مسئله نمیپذیرند، گرچه تتمۀ بحث را به جلسات آتی احاله میفرماید.
حکم عامّ در تخصیص به مخصّص مجمَل (11)
2أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم
بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
بیان میرزای نائینی در عدم جواز تمسّک به عام در شبهات مصداقیّه
الف - در قضایای حقیقیّه
[... مرحوم نائینی در تمسّک به عامّ در شبهات مصداقیّه در قضایای حقیقیّه میفرمایند که عنوان عامّ به مقتضای اصالةالعموم، قبل از ورود خاصّ، تمامالموضوع برای حکم است، و لهذا وقتی که عامّی ابتدائاً از طرف مولا مطرح میشود] جنبۀ عمومیت آن، بر دخالت آن عنوان، بهعنوان تمامالموضوع، در ترتّب حکم دلالت میکند. «أکرِم العُلماء» دلالت میکند بر ترتّب وجوب اکرام بر عنوان عالم، بهعنوان تمامالموضوع؛ و این دخالت باقی است به بقاء آن عامّ تا وقتیکه مخصّص نیاید، و با وجود مخصّص، آن تمامیّت موضوع، متبدّل میشود به ترکّب آن موضوع و عنوان. پس «لا تُکرِم الفسّاق» کاری که انجام میدهد این است که آن اکرام عالم را که بهعنوان تمامالموضوع در ترتّب حکم دخیل بود، به غیر فاسق مقیّد میکند. پس ما حَصَل از انضمام مخصِّص به عامّ، عنوان مرکّبی است که با وجود آن عنوان مرکّب، وجوب اکرام هست و با انتفاء آن عنوان مرکّب، وجوب اکرام نیست.
بناءًعلیٰهذا اگر ما در شبهۀ مصداقیّۀ در خود عامّ، در علم زید دچار شک میشدیم، چگونه تمسّک به «أکرِم العُلماء» نمیتواند برای ما احراز موضوع کند، بلکه آن اکرام علماء و آن عامّ، کاری که انجام میدهد مراد مولا را میتواند احراز کند، دیگر مصداق را که نمیتواند مشخّص کند؛ عمومیّت علماء، مراد مولا را برای ما احراز میکند که مراد مولا عمومیّت دارد و خصوصیّتی ندارد. وقتی که اینطور شد، آنوقت دیگر عمومیّت این دلیل به تحقّق و عدم تحقّق موضوع، کاری ندارد. پس اگر ما در موردی شک داشتیم که آیا زید، عالم است یا جاهل، نمیتوانیم به «أکرِم العُلماء» علم او را احراز کنیم.
همینطور بعد از ورود مخصّص و تبدّل عنوان عامّ به عنوان مرکّب، اگر ما در فسق زید شک کردیم با احراز علم به او، در اینجا ما نمیتوانیم به آن عامّ که «أکرِم العُلماء» است برای احراز عدالت او یا برای احراز اکرام او تمسّک کنیم، چون در اینجا قضیه از عمومیّت خودش متبدّل شده است به یک عنوان خاصّی که در صورت شک در مصداق خاصّ، تمسّک به عامّ جایز نیست. این بیان، بیان مرحوم نائینی در عدم جواز تمسّک به عام در شبهات مصداقیّه در قضایای حقیقیّه بود.1
- فوائد الاصول، ج 2، ص 525.
