
حکم عامّ در تخصیص به مخصّص مجمَل (10)
بررسی دیدگاه آیةالله خویی دربارۀ دو نوع حجّیت
در جلسۀ پنجاه و ششم از سلسله جلسات درس اصول، باب عامّ و خاصّ، استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن طهرانی قدّس الله سرّه بحث از مخصّص مجمل مصداقی را ادامه دادهاند. در این جلسه، دیدگاه آیةالله خویی در طرح دو نوع حجّت و استناد به آن برای تمسّک به عامّ در شبهۀ مصداقیّۀ مخصّص مطرح و تبیین میشود. استاد معظّم پس از توضیح اصل کلام، اشکال آن را این میدانند که برای قاطعیّت عذر مکلّف، علم به تکلیف شرط است و نه علم به موضوع. ایشان سپس به مواردی اشاره میکنند که با وجود عدم علم به موضوع، بهسبب علم به اصل تکلیف، همه قائل به احتیاط در مقام عمل شدهاند. لذا مرحوم استاد، این نحوۀ استدلال را مردود میدانند.
حکم عامّ در تخصیص به مخصّص مجمَل (10)
5اشکال استاد بر بیان آیةالله خویی
عرض ما در اینجا این است که این فرقی که شما بین حجّیت در مقام قطع عذر و بین مقام فتوا و تصوّر و تطبیق مراد استعمالی بر مراد جدّی قرار دادهاید، این خالی از نظر نیست. بهجهتاینکه ما در مقام عمل آنچه را که برای قاطعیّت عذر لازم داریم، علم به موضوع نیست و علم به موضوع شرط نیست؛ آنچه که برای ما در مقام عمل قاطع عذر است علم به تکلیف است، نه علم به موضوع.
چهبسا ما در مقام عمل، علم به موضوع نداشته باشیم ولی تکلیف برای ما از باب احتراز یا از باب إتیان در اطراف علم اجمالی و بقاء اشتغال، محرز باشد. وقتی که در شبهات حکمیّه، امر دایر است بین وجوب صلاة جمعه یا وجوب صلاة ظهر، شما در آنجا چه میکنید؟ در آنجا علم به موضوع ندارید؛ درست است که موضوع را به عنوان یک صلاة [مبهم] میدانیم و به آن علم داریم، اما وقتی که ما بهخصوص صلاة جمعه و صلاة ظهر علم نداریم، در آنجا همه میگویند که باید بین صلاة جمعه و صلاة ظهر، جمع کرد. بهجهتاینکه در مقام اشتغال، در آنجا تکلیف، محرَز است إلاّ اینکه در مصداق، وقتی که در آنجا مصداق مشتبه است در آنجا باید إتیان به موارد بشود.
و همینطور در مورد شبهات مصداقیّه که علم اجمالی در آنجا منجّز حکم است، مثلاینکه فرض کنید که إنائَینی که مشتبه الخمریّة است، در آنجا چطور از باب اشتغال ذمّه و از باب احتراز از آن تکلیف تحریمیّه، باید احراز از إنائَین کرد؛ در اینجا هم شما علم به موضوع ندارید ولی علم به حکم دارید؛ علم به تنجّز تکلیف دارید؛ نهاینکه علم به موضوع دارید. پس آنچه که در مقام عمل، قاطعیّت عذر است، علم به موضوع نیست، آن علم به تکلیف است؛ آن قطع عمل میکند و آن در شبهات مفهومیّه و شبهات مصداقیّه فرقی نمیکند. چه فرقی میکند؟!
