
حکم عامّ در تخصیص به مخصّص مجمَل (8)
بررسی دیدگاه آیةالله خویی نسبت به مخصّص مجمل متّصل
استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن طهرانی قدّس الله سرّه، در جلسۀ پنجاه و چهارم از سلسله جلسات درس اصول، باب عامّ و خاصّ و در ادامۀ بررسی سرایت اجمال خاصّ به عامّ در اجمال مصداقی، به نقل دیدگاه مرحوم آیةالله خویی رحمة الله علیه، میپردازند. مرحوم استاد بعد از بیان دیدگاه ایشان مبنی بر عدم جواز تمسّک به عامّ در اجمال مخصّص متّصل، اشکال مرحوم علامه طهرانی قدّس الله سرّه، بر این بیان را نقل میکنند. مرحوم علامه در نقد این دیدگاه، تفاوت میان مقیِّد و مخصِّص را مطرح کردهاند. استاد معظّم در نهایت، دیدگاه آیةالله خویی را نپذیرفتهاند و در مخصّص متّصل مجمل، قائل به جواز تمسّک به عامّ میشوند.
حکم عامّ در تخصیص به مخصّص مجمَل (8)
2أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم
بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
بیان مرحوم آیةالله خویی در مخصّص متّصل
آقای خویی ـ رحمة الله علیه ـ مسئله را با یک بیانی شروع کرده اند که بهظاهر بیان متین و موجّهی مینماید. ایشان میفرمایند که ما یک مقام تصوّر داریم و یک مقام تصدیق. مولا هنگام القاء حکم به مخاطب و ترتّبش بر آن عامّ، در مقام تصوّر، درصورتیکه مخصّص ما متّصل باشد مانند تقیید عمل میکند. یعنی چطور در مقیَّد، مقیِّد، ابتدائاً محطّ آن عامّ را استیعاب افرادِ خارج از خاصّ قرار میدهد، نه افراد داخل و خارج در خاصّ که بعد این خاصّ آنها را خارج کند؛ در اینجا هم از اول، ظهور این عامّ در افرادی که آنها از خاصّ خارج هستند منعقد میشود.
منبابمثال اگر مولا بگوید: «أکرِم أقرِبائی إلاّ الأعداءَ مِنهم» در اینجا ظهوری که برای عامّ «أقرباء» منعقد است أقرباء غیر أعداء است. بنابراین از اول، ظهوری برای عامّ بالنّسبة به أعداء و غیر أعداء و مشکوکالأعدائیّة منعقد نشده تا اینکه بعداً مخصّصی بیاید و افرادی را خارج کند. ظهور «أکرِم أقرِبائی» اوّلاً بلا اوّل روی أقربای غیر عدوّ رفته است. بنابراین شک در دخول فردی داخل در مخصِّص، برگشتش به شکّ دخول فرد است در محطّ عامّ و در استیعاب عامّ؛ و چطور در شبهۀ مصداقیّه تمسّک به عامّ در خصوص مصداق جایز نیست، در اینجا هم شکّ در مصداقیّت مخصّص، موجب عدم تمسّک در مصداقیّت عامّ میشود.
اگر ما «أکرِم أقرِبائی» را داشتیم و در یک مورد شک کردیم که آیا از أقرباء هست یا نه؟ تمسّک به عامّ صحیح نیست. در اینجا هم همینطور است. وقتی شک در عُدوان یک شخص و أعدائیّت آن شخص نسبت به این مولا کردیم، این شک موجب شک در مخصّص خواهد بود و شک در مخصّص هم موجب شک در عامّ. چون از اول محطّ استیعاب، افراد غیر عدوّ هستند، نه افراد عدوّ و غیر عدوّ.
تا اینجا به مخصّص متّصل مربوط میشود.1 اما در مورد مخصّص منفصل، ایشان بیانی دارند که آن را جدا باید عرض کنیم.
- محاضرات فی أصول الفقه، ج 5، ص 163.
