
حکم عامّ در تخصیص به مخصّص مجمَل (7)
بررسی دلیل سوم بر تمسّک به عامّ در مخصّص مجمل مصداقی
استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن طهرانی قدّس الله سرّه، در جلسۀ پنجاه و سوم از سلسله جلسات درس اصول، باب عامّ و خاصّ و در ادامۀ بحث از سرایت اجمال خاصّ به عامّ، دلیل سوم قائلان به تمسّک به عامّ را بررسی میکنند. بنا بر این دلیل، اصل عدم مانع میتواند تمسّک به عامّ را موجّه سازد. استاد معظّم اشکال مرحوم آخوند بر این دلیل را بیان کرده و تقریری دیگر نیز خود بدان میافزایند. ایشان در ادامۀ بحث مسئلهای فقهی را بهعنوان نظیر مسئله، بیان میدارند. با اینحال در نهایت، ایشان اشکال مرحوم آخوند را به طریقی دیگر پاسخ میدهند و ظاهراً این دلیل را میپذیرند.
حکم عامّ در تخصیص به مخصّص مجمَل (7)
8حکم ماهی مشکوکالفَلس
منبابمثال اگر یک ماهی بگیریم که نمیدانیم در حرامگوشت داخل است که فلس ندارد یا در حلال داخل است که فلسدارد؟ در اینجا مقتضای قاعده، «کُلُّ شیءٍ لَکَ حلالٌ حتّیٰ تَعلَمَ أنّهُ حرامٌ» است. اگر ما در خروج حیّاً از بحر ـ از ماء ـ یقین داشته باشیم و آن قضیه مفروض باشد، در اینجا حکم به حلّیّت میکنیم؛ چرا؟ چون شک داریم.
اشکال و جوابی بر حلّیّت ماهی مشکوکالفلس
لا یُقالُ به اینکه وقتی که دلیل کلّی و دلیل عامّ بر حلّیّت سَمَک فلسدار هست، برای این حلّیّت، احراز موضوع لازم است و تا شما موضوع را احراز نکردهاید حکم به حلّیّت بار نمیشود.
لأنّا نَقولُ که حکم به حلّیّت حیوان فلسدار در مقام حکم کلّی است، نه در مقام شبهه. یعنی شارع اوّلاً بلا وّل سَمک را به دو قسم تقسیم کرده است؛ سَمک حلالگوشت که فلس دارد و سمک حرامگوشت که فلس ندارد. براساس این تقسیم، اگر احراز فلس شد در قسم مُحلَّل داخل میشود و اگر احراز غیر فلس شد در قسم مُحرَّم داخل میشود و اگر هیچکدام احراز نشد، ما نمیتوانیم از باب شبهات مصداقیّه، نه این حیوان را داخل در این فلسدار قرار بدهیم، نه داخل در مُحرَّمات قرار بدهیم، چون شبهه، شبهۀ مصداقیّه است. شبهۀ مفهومیّه که نیست؛ مصداقیّه است.
وقتی که نتوانستیم [آن را داخل ماهی فلسدار و در محرّمات] قرار بدهیم، «کُلُّ شیءٍ لَکَ حلالٌ حتّیٰ تَعلَمَ أنّهُ حرامٌ» مانحنفیه را شامل میشود و دیگر هر کاری را میشود کرد. [پس] بر فرضی که خروجش حیّاً از ماء، محرز شده باشد، دیگر میشود در اینجا تناول کرد. و قِس علیٰ هذا فَعلَلَ و تَفَعلَلَ؛ در هر موردی که شبهۀ ما شبهۀ مصداقیّه باشد و آن، داخل در تحتِ آن عامّ نتواند بشود ـ در همۀ موارد، چه ذبائح و چه غیر ذبائح، چه مربوط به مأکولات و چه غیر مأکولات ـ در اینجا قاعدۀ حلّیّت، مانحنفیه را در بر میگیرد. بنابراین تمسّک به اصل برای رفع مانع در اینجا کافی نخواهد بود. این از باب تذکیه است.
