
حکم عامّ در تخصیص به مخصّص مجمَل (7)
بررسی دلیل سوم بر تمسّک به عامّ در مخصّص مجمل مصداقی
استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن طهرانی قدّس الله سرّه، در جلسۀ پنجاه و سوم از سلسله جلسات درس اصول، باب عامّ و خاصّ و در ادامۀ بحث از سرایت اجمال خاصّ به عامّ، دلیل سوم قائلان به تمسّک به عامّ را بررسی میکنند. بنا بر این دلیل، اصل عدم مانع میتواند تمسّک به عامّ را موجّه سازد. استاد معظّم اشکال مرحوم آخوند بر این دلیل را بیان کرده و تقریری دیگر نیز خود بدان میافزایند. ایشان در ادامۀ بحث مسئلهای فقهی را بهعنوان نظیر مسئله، بیان میدارند. با اینحال در نهایت، ایشان اشکال مرحوم آخوند را به طریقی دیگر پاسخ میدهند و ظاهراً این دلیل را میپذیرند.
حکم عامّ در تخصیص به مخصّص مجمَل (7)
2أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم
بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
دلیل سوم بر تمسّک به عامّ در شبهات مصداقیّۀ مخصِّص
دلیل سوّمی که برای تمسّک به عامّ در شبهات مصداقیّه فرمودند و به نظر مرحوم آخوند مردود است، این است که ما یک عامّی داریم و یک خاصّی. در مورد عامّ، مقتضی موجود است و در مورد خاصّ که طبعاً مانع است، مقدار ممنوعیّت مانع، طبعاً در حدّ حجّیت مانع است.
این مطلب هم قبلاً عرض شد که به همان مقداری که این مانع در مصادیق معلومه حجّیت دارد، به همان مقدار، عامّ را تخصیص میزند و مانع از حجّیت عامّ و ظهور عامّ بالنّسبه به موارد معلومةُالخروج است، اما در آن مقداری که خودِ خاصّ هم حجّیت ندارد و در آن موارد مشکوکه تمسّک به خاص نمیتوان کرد، به همان مقدار، شکّ ما در دخول افراد مشکوکه در تحتِ عامّ و عدم دخول، به شک در مانعیّت و عدم مانعیّت برمیگردد. اصل، عدم مانع است و با تمسّک به اصل، رفع مانعیّت میشود. این بیان مستدلّین و متمسّکین به اصل در رفع مانع بود.
جواب مرحوم آخوند به دلیل سوم
جواب آخوند بر اساس تقریر استاد
در اینجا مرحوم آخوند جوابی میدهند که با تقریری از ما، آن جواب این است که ما در اینجا یک اصل عملی یا اصل لفظی برای عدم مانع نداریم؛ بهجهتاینکه اگر امر نمیآمد و تخصیص نمیآمد، در اینجا این اصل صحیح بود.
اصل عدم ورود مخصّص در اینجا مُحَکّم است، ولی با توجه به ورود مخصّص، دیگر ما در اینجا اصلی نداریم که بهواسطۀ آن، تمسّک به عدم مانع کنیم. مانع آمد؛ ولی شک در شمول و عدم شمولش داریم و اصلِ عدم شمول، دیگر در اینجا نیست.
تقریری دیگر از جواب مرحوم آخوند
بیانی که ما در اینجا داریم این است که امر، وجود رابطی است و صرف نظر از مأمورٌبه معنا ندارد. وجود رابطی وجودش در همان مربوط است و مانند معانی حرفیّه میمانند. امر بدون مأمورٌبه اصلاً معنا و مفهوم ندارد. اینکه شما خیال کنید امر، یک دستگاه جدایی دارد و مأمورٌبه دستگاه جدایی دارد و به همدیگر مربوط نیستند، اینطور نیست.
