
حکم عامّ در تخصیص به مخصّص مُجمَل (6)
دواعی انفصال مخصّص در عرف و شرع
در جلسۀ پنجاه و دوم از سلسله جلسات درس اصول، باب عامّ و خاصّ، استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن طهرانی قدّس الله سرّه بحث از سرایت اجمال مخصّص به عامّ را ادامه میدهند. در این جلسه، ذیل عنوان فوق، ابتدا این سؤال پاسخ داده میشود که در فرض عدم تفاوت میان مخصّص متّصل و منفصل، نسبت به ظهور کلام، چه داعی و انگیزهای در ذکر مخصّص به شکل منفصل وجود دارد؟ حضرت استاد در اینباره، میان عرف و کلام شارع تفاوت قائل میشوند. ایشان بعد از ذکر دواعی عرفی این مطلب، انفصال در تخصیص را در شرع نمیپذیرند و آن را ناشی از نحوۀ نقل روایات میدانند. استاد معظم در ادامه سرایت اجمال از مخصِّص مصداقی به عام را رد میکنند و دیدگاه عرف را مبنی بر بقای عامّ بر حجیت برشمرده و آن را با توجه به نگاه شرع به عرف، نزد شرع نیز پذیرفتهشده بیان میکنند.
حکم عامّ در تخصیص به مخصّص مُجمَل (6)
17تلمیذ: اگر اینطوری باشد 99.5 درصد خارج میشوند، یعنی عدّۀ قلیلی میماند!
استاد: آنوقت صحبت در این است که اگر ما افراد فهمیدۀ عرفی را بخواهیم لحاظ کنیم، نه حالا مجتهد ـ افراد فهمیدۀ عرفی یعنی آدمهایی که سرشان به تنشان بیارزد ـ شارع با اینها طرف است؛ این منظور من است. لذا شما میبینید خود عرف در مواردی به همدیگر مراجعه نمیکنند.
یک روز در همین صحن حضرت معصومه سلام الله علیها نشسته بودم، یک نفر ـ که نشان میداد اهل سبزوار یا نیشابور است؛ عمامه سرشان میبندند و یک کت بلند میپوشند ـ آمد و از ما مسئلهای را سؤال کرد. من جوابی دادم؛ گفت: آقا این حرفی که شما میزنید با آن حرفی که آخوند و امام مسجد ما گفته است خلاف است! گفتم: من نظرم این است؛ خودتان میدانید. بعد به حرف من اکتفا نکرد؛ دیدم رفت سراغ یک آخوند دیگر و همین قضیۀ ما را دارد از او سؤال میکند. ـ حالا نمیدانم او چه گفت ـ باز دیدم که رها نکرد، رفت سراغ یکی دیگر. این دیگر معلوم میشود آدم فهمیدهای است؛ نه مجتهد بود و نه باسواد بود؛ آدم، آدمِ بیسواد است، ولی آدم فهمیده است. ببینید، حساب میکند. این آدم فهمیده است.
یک نفرِ دیگر را هم داریم که تا میآید یک سؤال میکند، سر را پایین میاندازد و میرود و کار را هم انجام میدهد و...؛ اصلاً بیخیال است. حالا شرع با کدامیک از این دو طیف برخورد دارد؟! با عرف فهمیده برخورد دارد، نه مجتهد و درسخواندههای امروزی و... . باید ببینیم عرف فهمیده چه میکند؟ عرف فهمیده همین را میگوید که وقتی تو در این مورد یقین نداشتی پس باید داخل در تحتِ عموم قرار بدهی؛ تو نمیتوانی این را خارج کنی.
این بحثی که میخواهیم شروع کنیم، استصحاب عدم ازلی و تذکیه و عدم تذکیه است. اگر بخواهیم وارد آن شویم طولانی است و میماند؛ بماند برای روز شنبه.
