اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حکم عامّ در تخصیص به مخصّص مُجمَل (6)

دواعی انفصال مخصّص در عرف و شرع

0
اصول

در جلسۀ پنجاه و دوم از سلسله جلسات درس اصول، باب عامّ و خاصّ، استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن طهرانی قدّس الله سرّه بحث از سرایت اجمال مخصّص به عامّ را ادامه می‌دهند. در این جلسه، ذیل عنوان فوق، ابتدا این سؤال پاسخ داده می‌شود که در فرض عدم تفاوت میان مخصّص متّصل و منفصل، نسبت به ظهور کلام، چه داعی و انگیزه‌ای در ذکر مخصّص به شکل منفصل وجود دارد؟ حضرت استاد در این‌باره، میان عرف و کلام شارع تفاوت قائل می‌شوند. ایشان بعد از ذکر دواعی عرفی این مطلب، انفصال در تخصیص را در شرع نمی‌پذیرند و آن را ناشی از نحوۀ نقل روایات می‌دانند. استاد معظم در ادامه سرایت اجمال از مخصِّص مصداقی به عام را رد می‌کنند و دیدگاه عرف را مبنی بر بقای عامّ بر حجیت برشمرده و آن را با توجه به نگاه شرع به عرف، نزد شرع نیز پذیرفته‌شده بیان می‌کنند.

حکم عامّ در تخصیص به مخصّص مُجمَل (6)

16
  • تلمیذ: چون به این دیگر شک نمی‌گویند! آخر احتمال با شک فرق دارد.

  • استاد: نه دیگر! می‌گویند: «اُنقُضه بِیَقینٍ آخر»؛ یعنی دیگر هیچ مُو لای درزش نرود! بله، این معنایش این است که چطور در اوّلی یقین داشتی، در دوّمی هم باید یقین پیدا کنی؛ یعنی می‌توانیم بگوییم در اینجا دایرۀ شرع یک قدری وسیع‌تر است؛ نه‌اینکه دیگر حتی اگر 1 درصد از یقینِ سابق باقی ماند باز استصحاب کن. اصلاً شرع که این مطلب را نمی‌گوید و این حرف را نمی‌زند.

  • در اجرای اصول عملیّه خیلی این بحث گسترش دارد. إن‌شاءالله در آنجا عرض می‌کنیم که اصلاً در بسیاری از موارد، متّخذ از عرف است و شرع برای خودش دلیل خاصّ و جداگانه ندارد.

  • تلمیذ: با این مطلب که فرمودید قضیۀ عرف را باز بُغرنج کردید. چون فرمودید که ما نمی‌توانیم به هر عرفی تمسّک کنیم.

  • استاد: نه، ببینید؛ عرفِ فهمیده چه می‌کند؟ در مسائل عرفی هم می‌بینید خود مردم دارای اختلاف هستند. فرض کنید که ننه‌قمر یک چیزی می‌گوید؛ آن دیگری یک چیزی می‌گوید؛ دیگری یک چیزی می‌گوید. من‌باب‌مثال یکی از مسائل، تواتری است که می‌گویند موجب علم است. الآن در مسائل عرفی با چند سخن و با چند گفتار برای شما علم پیدا می‌شود؟ پنج نفر از افراد بگویند، دَه نفر از افراد بگویند، یا بیست نفر بگویند؟

  • تلمیذ: افراد فرق می‌کنند.

  • استاد: بله، همین است؛ افراد فرق می‌کند.

  • تلمیذ: یکی هست که دو نفر هم به او بگویند برایش علم پیدا می‌شود.

  • استاد: أحسنت! پس معلوم می‌شود خودِ عرف تفاوت می‌کند. آن ننه‌قمر اگر دو نفر به او بگویند، رویش قسم حضرت عباس می‌خورد. اصلاً تمام شایعاتی که الآن پراکنده می‌شود به‌خاطر این است که ضابطه‌ای نیست. افراد به‌واسطۀ سعه و استعدادشان حدّ یَقِفی که ندارند، مراتب دارند و [از این میان، شخصی] فوراً شایعات را می‌گوید. مثلاً عکس آقای خمینی را در ماه انداختند! آیا شارع می‌گوید که به این عرف باید عمل کنی؟!