
حکم عامّ در تخصیص به مخصّص مُجمَل (6)
دواعی انفصال مخصّص در عرف و شرع
در جلسۀ پنجاه و دوم از سلسله جلسات درس اصول، باب عامّ و خاصّ، استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن طهرانی قدّس الله سرّه بحث از سرایت اجمال مخصّص به عامّ را ادامه میدهند. در این جلسه، ذیل عنوان فوق، ابتدا این سؤال پاسخ داده میشود که در فرض عدم تفاوت میان مخصّص متّصل و منفصل، نسبت به ظهور کلام، چه داعی و انگیزهای در ذکر مخصّص به شکل منفصل وجود دارد؟ حضرت استاد در اینباره، میان عرف و کلام شارع تفاوت قائل میشوند. ایشان بعد از ذکر دواعی عرفی این مطلب، انفصال در تخصیص را در شرع نمیپذیرند و آن را ناشی از نحوۀ نقل روایات میدانند. استاد معظم در ادامه سرایت اجمال از مخصِّص مصداقی به عام را رد میکنند و دیدگاه عرف را مبنی بر بقای عامّ بر حجیت برشمرده و آن را با توجه به نگاه شرع به عرف، نزد شرع نیز پذیرفتهشده بیان میکنند.
حکم عامّ در تخصیص به مخصّص مُجمَل (6)
14تلمیذ: بله، راحت است ولی در تحلیل عقلی، ولیکن عرفاً اینطوری نیست دیگر!
استاد: عرف هم خیال میکنم همین را بگوید. اگر عرفی خلاف این را گفت شما او را متنبّه کنید!!
تلمیذ: اگر کسی از «أکرِم العُلماء و لا تُکرِم الفسّاق» فقط این را بفهمد که علمای عدول را اکرام کند، این را سرزنش میکنیم؟
استاد: نباید اینطور بفهمد، ما میگوییم بیخود میفهمی! هر دو را باید بفهمی!
تلمیذ: چون اینها هیچکدام تنها تنها نیستند، وقتی با هم بودند یک مطلب را میرسانند.
استاد: نه، اوّلاً که مورد داریم تا مورد! یک وقت شما میگویید که از روی حساب شرایط مولا و... ما میفهمیم که چون مولا عنایت به عدالت دارد این حرف را میزند. لذا مولا هم فرق میکند تا مولا؛ مولای نادان داریم، آدم داریم، عاقل داریم و... . یک وقت مولا میگوید که علمای صالح را اکرام کن؛ در اینجا اگر به یک موردِ مشکوک برخورد کنیم، آیا میتوانیم اکرام کنیم؟! نمیتوانیم اکرام کنیم. تمسّک به عامّ [در شبهۀ مصداقیّۀ خود عامّ] میشود و در اینجا جایز نیست؛ در شبهۀ مصداقیّه اصلاً به عامّ ـ در خود دلیل نه در دلیل مخصّص ـ نمیشود تمسّک کرد. در شبهۀ مصداقیّۀ هر دلیلی نمیشود به خودش تمسّک کرد.
یک وقت نه، منظور مولا این است که اینهایی که دیگر اینقدر فِسقشان ظاهر است که در کوچه و برزن مشهورند، دعوت نکند. میگوید که اینها را دعوت نکنیم که آبرویمان برود. بعد میگوید که آنهایی را که فاسق هستند و میدانی اینها فاسق هستند را دعوت نکن! در اینجا حالا اگر دو تا مورد مشکوک هم آمد که این مسئله به جایی برنمیخورد. پس مورد داریم تا مورد. بله، آنجایی که شما میفرمایید حتماً کسی [فقط اکرام عادل را] بفهمد، حتماً در آنجایی است که نظر مولا روی عدالت بوده است، اما در اینجا نه، یک قدری توسعه دارد؛ میگوید: آنهایی که معلومالفسق هستند را دعوت نکن.
تلمیذ: در آنجا لابد یک قرینۀ دیگری بوده است.
