
حکم عامّ در تخصیص به مخصّص مجمَل (5)
تمسّک به عامّ در اجمال مصداقیِ مخصّص منفصل
در جلسۀ پنجاه و یکم از سلسله جلسات درس اصول، باب عامّ و خاصّ، استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن طهرانی قدّس الله سرّه بحث از سرایت اجمال مخصّص به عامّ و امکان تمسّک به عامّ را ادامه میدهند. در این جلسه، بحث در رابطه با اجمال مصداقیِ مخصّص منفصل است. مرحوم استاد پس از بیان دیدگاه مرحوم آخوند، مبنی بر عدم امکان تمسّک به عامّ در فرض مسئله، دو دلیلی را که ایشان برای اثبات جواز تمسّک به عامّ ذکر کردهاند، بیان میکنند. استاد معظّم اشکالات مرحوم آخوند بر دلیل اول را نمیپذیرند، اما نسبت به دلیل دوم، با وجود ردّ اشکال مرحوم آخوند، اشکالی دیگر را متوجه آن میدانند و این دلیل را نمیپذیرند.
حکم عامّ در تخصیص به مخصّص مجمَل (5)
13اگر کسی بگوید: در اینجا عمل به استصحاب عدالت میکنیم، میگوییم: نه، آن بحث استصحاب عدالت، یک بحث دیگر است. ولی ما میگوییم: از نظر شرعی آیا در اینجا باید استصحاب به عامّ بکنیم یا نکنیم؟! یعنی باید همان عمل گذشتۀ خود را استمرار بدهیم؛ در اینجا هم استصحاب عمل به عامّ است دیگر! این با آن فرقی نمیکند.
جواب مرحوم آخوند به دلیل دوم مثبین ظهور عامّ در مسئله
جوابی که مرحوم آخوند در اینجا میدهند این است که شما در اینجا به استصحاب به عامّ تمسّک کردید و ابتدائاً و بدواً به خود عامّ تمسّک نکردید، و این دو مسئله است؛ یعنی در اینجا حجّیت قبلاً برای شما منعقد شده است و استصحاب آن حجّیت را میکنید، ولی در اینجا از اوّل در حجّیتش شک دارید که این از اوّل حجّت است یا نه؟ «أکرِم العُلماء» شامل این میشود یا نمیشود؟1
جواب صحیح به دلیل دوم مثبتین به ظهور عامّ در مسئله
ولکن اصلاً مرحوم آخوند به این مسئله جواب نداده است و باید جور دیگری جواب داد و اشکال از نظر دیگر به این دلیل وارد است، نه از نظر اینکه مرحوم آخوند گفته است. از نظری که مرحوم آخوند گفته است یک مطلب است، ولی این مطلبی که عرض میکنم مسئلۀ دیگری است.
ما در اینجا اصل سبب و اصل حاکم و محکوم داریم. استصحاب عمل به عامّ محکوم است و اصل حاکم ما استصحاب عدالت است. ما تا استصحاب عدالت جاری نکنیم، استصحاب عمل به عامّ در اینجا جاری نمیشود. پس اوّلاً بلا اوّل ما باید سراغ عدالت برویم، اگر در اینجا عدالت را ولو بالأصل توانستیم ثابت کنیم، در اینصورت استصحاب عمل به عامّ میکنیم. اگر عدالت را نتوانستیم ثابت کنیم، دیگر به عامّ هم نمیتوانیم عمل کنیم.
تلمیذ: اگر استصحاب عدالت کنیم که دیگر استصحاب عامّ را نمیخواهیم.
استاد: بله، دیگر استصحاب عامّ نمیخواهیم، ما هم همین را میگوییم. میگوییم وقتی که اصلِ حاکم هست، دیگر نوبت به اصلِ محکوم نمیرسد. بله، اگر اصل حاکم نبود، آنوقت اصل محکوم که اصل عمل به عامّ است در اینجا جاری میشود، ولی در اینجا ما اصلاً اصل حاکم داریم و وقتی اصل حاکم داشتیم، در اینصورت استصحاب عمل به عامّ دیگر جاری نمیشود.
- همان.
