
حکم عامّ در تخصیص به مخصِّص مجمَل (4)
حکم تخصیص به مجمل مفهومی و مجمل مصداقی
استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن طهرانی قدّس الله سرّه در جلسۀ پنجاهم از سلسله جلسات درس اصول، باب عامّ و خاصّ، بحث از تخصیص عامّ به مخصِّص مجمل را پی میگیرند. ایشان در این جلسه بعد از بیان تکملهای در تخصیص به مجمل مفهومی، بررسی حکم عامّ در تخصیص به مجمل مصداقی را آغاز میکنند و با بیان دیدگاه مرحوم آخوند به نقد آن میپردازند. مرحوم استاد در ادامۀ بحث، اشکال مرحوم شیخ انصاری بر کلام شهید ثانی را مطرح میکنند که مرتبط با مسئلۀ مورد بحث است. ایشان با طرح تبیینی متفاوت از کلام شهید ثانی، آن را خارج از مسئلۀ سرایت اجمال مخصِّص به عامّ مخصَّص برمیشمارند.
حکم عامّ در تخصیص به مخصِّص مجمَل (4)
7لذا دلیل «لا تُکرِم الفُسّاق»، این موضوع مشکوک را نمیگیرد. وقتی که نگرفت آنوقت چطور این باعث میشود که در ظهور عامّ، خلل ایجاد کند؟! این «لا تُکرِم الفُسّاق» از اول میگوید: سرِ خودم مو ندارد، آنوقت چطور روغنِ سر شخص دیگری را به سرِ خودم بمالم؟! اول، سرم باید مو داشته باشد بعد آنوقت دعوا کنی که آیا این روغن مالِ سر من است یا مالِ سر تو است؟! [میگوید:] منکه خودم «لا تُکرِم الفُسّاق» باشم، نمیتوانم این مورد مشکوک را بگیرم، چطور میتوانم با این دلیل خودم این عامّ «أکرِم العُلماء» را از عمومیّت خودش بیندازم؟ این خیلی از اوّلی که شبهۀ مفهومیّه باشد، بدتر است!
بنابراین در دلیل «أکرِم العُلماءَ إلاّ الفُسّاقَ مِنهم»، مگر «إلاّ الفُسّاقَ»، آن ظهور عامّ را از بین نمیبرد؟! سؤال ما این است که آیا این «إلاّ الفُسّاقَ» باید ظهور داشته باشد یا لازم نیست ظهور داشته باشد؟! باید ظهور داشته باشد. آخر با چه [ملاکی میگویید که ظهور عامّ را از بین میببرد؟!] یا باید با نصّ خودش تخصیص بزند، یعنی از باب غلبۀ اظهر بر ظاهر باشد، یا از باب غلبۀ نصّ بر ظاهر باشد که این [أکرِم العُلماء] را تخصیص بزند.
ذات نایافته از هستیبخش *** کی تواند که شود هستی بخش1 آخر تویِ «إلاّ الفُسّاق» که خودت بر آن مورد مشکوک دلالت نمیکنی، چطور ممکن است آن عامّ را تخصیص بزنی؟! حالا ای کاش میگفتند که تخصیص میزند! میگویند که اصلاً ظهور منعقد نمیشود! ای وای! این دیگر خیلی عالی است! میگویند که از اول، عامّ نسبت به آن مورد مشکوک ظهور ندارد، نهاینکه ظهور دارد و این رادع و مانع ـ که مخصّص است ـ جلویش را میگیرد. پس ما میگوییم که از اول این «إلاّ الفُسّاق»، ظهور در مورد مشکوک ندارد تا اینکه در این زید، موجب اجمال عامّ بشود.
این یک اشکال که نه فقط بر مرحوم آخوند، بلکه بر کلّیۀ اصولیّین وارد است. یعنی اشکال بر اجماع اصولیّین است و این از آن جاهایی است که ترس دارد، چون میگویند: در مبانی، خلاف اجماع مطلب بیان نکنید.
- هفت اورنگ(جامی)، سبحة الأبرار، بخش 19، بیت 23.
