اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حکم عامّ در تخصیص به مخصِّص مجمَل (3)

مخصِّص عرفی و شرعی

0
اصول

استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن طهرانی قدّس الله سرّه در جلسۀ چهل و نهم از سلسله جلسات درس اصول، باب عامّ و خاصّ، بحث از مخصِّص مجمل را ادامه می‌دهند. ایشان ابتدا مسئله‌ای کلّی را در رابطه با تفاوت مخصّص عرفی و شرعی بیان می‌کنند که ناظر به عدم فرق میان مخصّص متّصل و منفصل در ادّلۀ شرعی می‌باشد. به‌دنبال این مطلب، تبیین صریحی از چیستی انعقاد ظهور و تخصیص را طرح کرده‌اند. مرحوم استاد سپس به بحث از تخصیص عامّ به مجمل مفهومی بازمی‌گردند و با اشکالی به بیان مرحوم آخوند، نتیجۀ بحث را بیان می‌دارند که سرایت اجمال مخصّص مجمل مفهومی به عامّ و در نتیجه اشتغال ذمّه و لزوم رعایت احتیاط است.

حکم عامّ در تخصیص به مخصِّص مجمَل (3)

9
  • بنابراین بر فرض که مخصّص ما منفصل باشد و بر فرض که دلیل، دلیل عرفی باشد، باز در اینجا عرف، حاکم است بر اینکه دلیل مخصّص مجمل، موجب اجمال در دلیل عامّ می‌شود. در اینجا دیگر باید قائل به احتیاط شد. اینجا همان‌جایی است که احتیاط است. یعنی در اینجا از طرفی اشتغال به عامّ و از طرف دیگر آن دلیل لا تُکرِم، دامن‌گیر انسان می‌شود.

  • تلمیذ: مگر شما قائل به فرق بین دلیل شرعی و عرفی نشدید؟

  • استاد: نه، عرض من این است که ظهور عرفی و ظهور شرعی هر دو یک ظهور است؛ ولی باید این ظهورات را در ظرف خودش قرار داد. یعنی اگر به‌واسطۀ قرائن حالیّه، یک ظهور عرفی برای شما منعقد شد و در آنجا حکم به عدم ظهور یک دلیل عامّ کردید، باید همین قرائن منفصلۀ در ادلّۀ شرعیّه را مانند ظرف قرائن حالیّۀ در ظهور عرفیّه بگذارید. یعنی ظهور شرعی را در همان مکانی قرار بدهید که ظهور عرفی را در آن مکان قرار می‌دهید.

  • من‌باب‌مثل در مورد تکالیف یا در مورد جزاء می‌گویند که «عَمْدُ الصَّبیِّ سَهوٌ و خَطَأٌ»؛1 این یعنی امری که الآن از صبیّ سر زد، اگر از یک شخص بالغ سر می‌زد یک تبعاتی داشت، شما الآن این عمد صبیّ را باید نازل‌منزلۀ سهو بالغ قرار بدهید و چطور حدیث رفع2 می‌آید سهو و خطأ و نسیان و... را در بر می‌گیرد، همان حدیث رفع به‌واسطۀ منزله، عمد صبیّ را هم شامل می‌شود؛ عرض بنده این است.

  • تلمیذ: یعنی مخصّص منفصل شرعی می‌شود مخّصص متّصل عرفی؟

  • استاد: احسنت! مخصّص منفصل، می‌شود مخصّص متّصل عرفی.

  • تلمیذ: یعنی مخصّص منفصل عرفی اینجا فارق دارد با شرعی؟

  • استاد: بله، فارق دارد. به‌جهت‌اینکه ما گفتیم در مخصّص منفصل عرفی اگر از اول، موجب عدم انعقاد ظهور بشود، جزء قرائن حالیّه به‌حساب می‌آید، اما اگر بعد از یک مدّتی آمده است و ظهور منعقد شده است؛ در این مخصّص، از حجّیت ظهور رفع ید می‌کنیم، نه از خود ظهور. یعنی ظهور دارد اما از آن ظهورش رفع ید می‌کنیم. ولی همین مخصّص منفصل شرعی را مثل مخصّص متّصل عرفی اصلاً جزء قرائن حالیّه قرار می‌دهیم. بین شرع و بین عرف از این نقطه‌نظر باید تفاوت باشد.

    1. وسائل الشیعة، ج 29، ص 400:
      «و بإسنادِه عن محمّد بن أبی‌عُمیرٍ عن حمّاد بن عثمانَ عن محمّد بن مسلمٍ عن أبی‌عبدالله علیه السّلام قال”عَمدُ الصَّبیِّ و خطؤُه واحدٌ“.»
    2. وسائل الشیعة، ج 15، ص 369:
      «محمّد بن علیِّ بن الحسین فی التّوحید و الخصال عن أحمد بن محمّد بن یحیی عن سَعد بن عبدالله عن یَعقوبَ بن یزید عن حمّاد بن عیسی عن حَریز بن عبدالله عن أبی‌عبدالله علیه السّلام قال”قال رسول الله صلّی الله علَیه و آله وسلّم: رُفع عن أُمّتی تسعة أشیاء؛ الخطَأُ و النِّسیانُ و ما أُکرهوا علیه و ما لا یعلمون و ما لا یُطیقون و ما اضطرّوا إلیه و الحسدُ و الطّیرةُ و التَّفکُّرُ فی الوسوسةِ فی الخلوةِ ما لم ینطقوا بشفةٍ“.»