اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حکم عامّ در تخصیص به مخصِّص مجمَل (2)

مخصِّص مجمَل مفهومی

0
اصول

استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن طهرانی قدّس الله سرّه در جلسۀ چهل و هفتم از سلسله جلسات درس خارج اصول فقه، باب عامّ و خاصّ، بحث از مخصِّص مجمل را ادامه می‌دهند. مرحوم استاد در این جلسه پس از بیان تقسیمات مخصّص و تأکید بر عدم تفاوت مخصّص متّصل و منفصل از نگاه عرف، دلالت مخصص منفصل را اقوی می‌دانند. ایشان زمان را در عامّ و خاصّ‌های موجود در روایات اهل‌بیت علیهم السّلام، فاقد اثر دانسته و آنها را مانند آیات قران، در کنار هم قلمداد می‌کنند. استاد حسینی طهرانی در باره حکم مخصِّص مجمل مفهومی درصورت دَوَران امر بین اقلّ و اکثر می‌فرماید: در اینجا ما باید عمل به احتیاط کنیم؛ که البته این عمل به احتیاط، گاه خودش موجب تعارض بین احتیاطَین می‌شود؛ در آنجایی که عامّ اول وجوب وعامّ دوم تحریم باشد، در چنین موردی باید به تخییر عمل نمود.

نسخه عربی

حکم عامّ در تخصیص به مخصِّص مجمَل (2)

4
  • چرا ما می‌گفتیم درصورت اُولیٰ اصلاً ظهوری منعقد نمی‌شود؟ به‌جهت‌اینکه جملۀ ثانیه که «إلاّ الفُسّاق مِنهم» است، به‌واسطۀ مقام اثباتش کشف می‌کند از عدم ارادۀ فسّاق از علماء در نفس مولا. یعنی این جملۀ ثانیۀ «إلاّ الفُسّاق مِنهم» می‌گوید که منظور و مراد مولا از «أکرِم العُلماءَ»، علمای غیر فاسق است. به‌همین ملاک ما در صورت ثانیه رفع ید از حجّیت ظهور می‌کنیم.

  • می‌گوییم که اگر این مولا می‌گفت: «أکرِم العُلماءَ» و بلا فاصله می‌گفت: «و لا تُکرِم الفُسّاقَ»، شما چه می‌گفتید؟ می‌گوییم که این «أکرِم العُلماءَ»، ظهور در عالِم فاسق و غیر فاسق دارد ولی چون بلا فاصله گفته است: «و لا تُکرِم الفُسّاقَ مِن العُلماء»، این «و لا تُکرِم الفُسّاقَ مِن العُلماء»، آن ظهور «أکرِم العُلماءَ» در فاسق را از حجّیت می‌اندازد و می‌گوید که بر فرض هم، ظهور دارد برای خودش داشته باشد و می‌گوید از این ظهور رفع ید کن. پس عالِم در عالمِ غیر فاسق منحصر می‌شود.

  • تلمیذ: گاهی اوقات انسان یک حرف می‌زند بعد تبدّل رأی پیش می‌آید.

  • استاد: این بحث را دیروز بیان کردم و گفتم که یک وقت صحبت در این است که تمام اینها به کشف از ثبوت برمی‌گردد، یعنی در مقام ثبوت آیا نظر مولا أوّلاً بلا أوّل بر عامّ به‌نحو عموم بوده است و بعد برحسب قرائن انصراف برای او پیدا می‌شود یا نه؟

  • من‌باب‌مثال اول نظر مولا این است که ـ بعضی‌ها همین را می‌گویند ـ آقا همۀ علماء، هرکه عمّامه بر سرش هست احترامش واجب است، الطّالِحاتُ للّهِ و الصّالحِون لی. بعد به او می‌گویند که آقاجان این‌که نمی‌شود، اوّلاً پول نداریم که همه را إکرم کنیم، وانگهی در میان مردم إکرام فاسق تبعات دارد، اینها ضدّ انقلاب هستند. اگر اینها را إکرام کنی به تو بد می‌گویند و... پس بهتر این است که فقط علمای عادل را دعوت کنی؛ و خلاصه اینکه این چیزها را می‌گویند و رأی مولا را می‌زنند. در اینجا ما می‌توانیم بگوییم که اوّلاً برحسب قرائن برای آن عامّ ظهوری منعقد شد و بعد خاصّ، حجّیت آن ظهور را سلب و رفع می‌کند، این یک حرف.