
حکم عامّ در تخصیص به مخصِّص مجمَل (2)
مخصِّص مجمَل مفهومی
استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن طهرانی قدّس الله سرّه در جلسۀ چهل و هفتم از سلسله جلسات درس خارج اصول فقه، باب عامّ و خاصّ، بحث از مخصِّص مجمل را ادامه میدهند. مرحوم استاد در این جلسه پس از بیان تقسیمات مخصّص و تأکید بر عدم تفاوت مخصّص متّصل و منفصل از نگاه عرف، دلالت مخصص منفصل را اقوی میدانند. ایشان زمان را در عامّ و خاصّهای موجود در روایات اهلبیت علیهم السّلام، فاقد اثر دانسته و آنها را مانند آیات قران، در کنار هم قلمداد میکنند. استاد حسینی طهرانی در باره حکم مخصِّص مجمل مفهومی درصورت دَوَران امر بین اقلّ و اکثر میفرماید: در اینجا ما باید عمل به احتیاط کنیم؛ که البته این عمل به احتیاط، گاه خودش موجب تعارض بین احتیاطَین میشود؛ در آنجایی که عامّ اول وجوب وعامّ دوم تحریم باشد، در چنین موردی باید به تخییر عمل نمود.
حکم عامّ در تخصیص به مخصِّص مجمَل (2)
10حالا اگر عامّ اول ما إباحه باشد، فرض کنید که منبابمثال شارع میگوید: من تو را مخیّر میکنم بر خوردن همۀ این میوههایی که در اینجا هست؛ «کُلْ کُلَّ فاکهةٍ فی هذه الدّار». در اینجا «کُلْ» امر که نیست، اباحه است؛ این خوردن، مباح است. اگر بعد در اینجا ما شک کنیم مثلاً این عصیری که الآن روی چراغ است که آیا این با اشتداد نجس میشود یا با صرف غَلَیان هم نجس میشود، مقتضای احتیاط در اینجا اجتناب است. چون عامّ اول ما اباحه است، وجوب که دیگر نیست تا تعارض بین احتیاطَین واقع بشود. این مورد، مورد دَوران امر است بین اقلّ و اکثر.
حالا در مورد متباینیَن هم که مسئله روشن است و یک توضیح خیلی مختصری دارد که آن توضیح را به اضافۀ مطالبی که در این زمینه، مرحوم آخوند فرمودند مجتمعاً بعداً عرض میکنم.
اینکه فعلاً میبینید بیان مختصر است بهخاطر این است که وضع و حالم و کارهایی که پیش میآید بیش از این اقتضاء نمیکند اما بعداً إنشاءالله زیادتر میشود، شاید به همان سه ربع و بیشتر هم برسد.
تلمیذ: در مورد غلیان عصیرِ عنبی که فرمودید اینجا احتیاط، اجتناب است، اجمالش چگونه است؟
استاد: ممکن است بعضی دلیلها گفتهاند: «إذا غَلا» و بعضی گفتهاند: «إذا غَلا و اشتَدَّ»، آنوقت اگر اجمال در اینجا پیش بیاید باید احتیاط کرد.
تلمیذ: مورد احتیاط این است که اجتناب کنیم.
استاد: اجتناب کنیم از ابتدای غَلیان.
تلمیذ: در اینجا آن عامّی که دلالت بر إباحه کند چیست؟
استاد: در اینجا [دلیل عامّی که دلالت بر إباحه کند] فرض کنید «کُلُّ شیءٍ لَک حَلالٌ حتّیٰ تَعلمَ أنّهُ حرامٌ»1است. در اینصورت مقتضای احتیاط این است که ما به آن عامّ، عمل نکنیم و به این عمل کنیم. ولی اگر امر بین وجوب و بین حرمت باشد در اینصورت دیگر فتَخَیَّر؛ اینجا معذور است.
اللَهمّ صلّ علیٰ محمّدٍ و آلِ محمّد
- . الکافی، ج 5، ص 313:
«علیّ بن إبراهیم [عن أبیه] عن هارون بن مسلمٍ عن مَسعَدة بن صدقة عن أبیعبدالله علیه السّلام قال: سمعته یقول: ”کلّ شیء هو لک حلالٌ حتّیٰ تعلم أنّه حرامٌ بعینه“.»
- . الکافی، ج 5، ص 313:
