
حکم عامّ در تخصیص به مخصِّص مجمَل (1)
بررسی تفصیل مرحوم آخوند در مخصِّص مجمَل
استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن طهرانی قدّس الله سرّه در جلسۀ چهل و ششم از سلسله جلسات درس خارج اصول فقه، باب عامّ و خاصّ، و در آغاز سال تحصیلی جدید (22 ربیع الثانی 1416 هجری قمری) بحثی مقدّماتی را در رابطه با مخصّص مجمَل مطرح میکنند. این بحث در رابطه با بررسیِ تفصیل مرحوم آخوند، میان مخصّص متصّل و منفصل است. مرحوم استاد چنین تفصیلی را بدون وجه دانسته و برای روشن شدن مسئله، معنای مخصِّص و ظهور را توضیح دادهاند. ایشان با تأکید دوباره بر این مطلب که کلام، بدون توجه به قرائن، ظهوری ندارد، ظهور نوعی مورد ادّعای دیگر اصولیّین را ردّ کرده و ظهور را ظهور شخصی میدانند؛ در نتیجه تفصیل میان مخصّص متّصل و منفصل بلاوجه خواهد بود.
حکم عامّ در تخصیص به مخصِّص مجمَل (1)
2أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم
بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
تقسیمبندی مرحوم آخوند در مخصّص مجمَل
مرحوم آخوند فصلی را در بحث تخصیص عامّ به مخصِّص مجملِ مفهومی یا مصداقی مطرح میکنند. مخصِّص درصورتیکه اجمال داشته باشد مفهوماً یا مصداقاً، میتواند مردّد بین أقلّ و أکثر باشد یا مردّد بین متباینین باشد و این مخصّص [میتواند] متّصل باشد یا منفصل. در این صور هشتگانه چه باید کرد؟1
قبل از شروع در اقسام این صور، از باب مقدّمه بیان مطلبی ضروری بهنظر میرسد ـ خیال میکنم قبلاً هم به آن اشاره شده است ـ که برای مباحث آتیۀ ما در باب عامّ یا اطلاقات خیلی مهمّ است؛ [آن مطلب اینکه] فرقی را که بین مخصّص متّصل و منفصل گذاشتهاند و مخصّص متّصل یا مقیِّد متّصل را دخیل در تغییر مفهوم مقیَّد یا عامّ میدانند، این فرق بلاوجه است.
مخصِّص و عدم فرق بین متّصل و منفصل
توضیح معنای مخصِّص
مخصّص عبارت است از تغییر مفهوم عامّ ثبوتاً. به این معنا که نفس متکلّم در مقام ثبوت، آن معنایی را که در مقام اثبات القاء کرده است، آن معنا باید خودش را با مخصّص، وفق بدهد. بهعبارتدیگر متکلّم نتوانسته است آن معنای ملقا را با عبارت واحد بیان کند و مجبور به تغییر آن و مجبور به القاء آن مطلب و مراد نفسانی، با عبارت و بیان دیگر شده است.
حالا یا یادش رفته است که در وهلۀ اول بیان کند و یا اینکه بهخاطر مصلحتی آن معنا را اوّلاً بلا اوّل القاء نکرده است. آن دیگر بسته به صلاح و بسته به مقام اثبات است که متکلّم به چه داعی آن مراد را اول بیان نکرده است. چهبسا آن مراد با یک مستثنای متّصل بیان میشود و چهبسا آن مراد با یک مستثنیٰ و تخصیص منفصل بیان میشود. از این نقطهنظر بین این دو فرقی نیست.
نقد تمایز بین مخصّص متّصل و منفصل
لذا کلام افرادی که بین مخصّص متّصل و منفصل مَیز قرار دادهاند و فرمودهاند: چنانچه عامّی و مخصّص متّصلی داشته باشیم، آن مخصّص متّصل از اول، آن معنای عامّ را در مراد مبیَّن از مستثنای متّصل ظهور میدهد و اگر تخصیص منفصلی داشته باشیم، آن حجّیت ظهور عامّ در همان کلام ملقای از متکلّم، تحقق پیدا میکند و در واقع این مستثنیٰ و مخصّص منفصل، از آن عامّ رفع ظهور میکند؛ نهاینکه در یک معنای ابتدایی، ظهور را در عامّ منعقد میکند. این کلام وجهی ندارد.
- . کفایة الأصول، ص 220.
