اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حجّیت عامّ در مابقی بعد از تخصیص (2)

نقد تفصیل مرحوم آخوند در مخصّص متّصل و منفصل

0
اصول
جلسات

در جلسۀ چهل و پنجم از سلسله جلسات درس اصول فقه، باب عامّ و خاصّ، استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن طهرانی قدّس الله سرّه بحث از حجّیت عامّ مخصَّص را در مابقیِ مصادیقِ آن ادامه می‌دهند. ایشان ابتدا تفصیل مرحوم آخوند را تقریر کرده و معانی قابل برداشت از آن را بیان و نقد می‌کنند. مرحوم استاد در ادامه بحثی مبنایی مبنی بر تفاوت مفاد تطابقی کلام با ظهور جدّی و تفهیمی طرح کرده‌اند و معنای مورد نظر مشهور اصولیّین از ظهور را ردّ می‌کنند. استاد معظّم با بحث تفصیلی از مراحل شکل‌گیری ظهور برای مخاطب، ظهور نوعی را نیز مردود می‌دانند و انعقاد ظهور را امری شخصی و وابسته به اطلاع از قرائن قلمداد کرده‌اند. ایشان در اخیر، دانستن تاریخ را به‌عنوان یکی از ضرورت‌ها در ایجاد ظهور با ذکر مثال‌هایی تبیین می‌کنند.

نسخه عربی

حجّیت عامّ در مابقی بعد از تخصیص (2)

9
  • اما تا متکلّم می‌گوید: «رَأیتُ أسداً»؛ فوراً که نمی‌گویید: عجب! شیر دیدی؟! بلکه صبر می‌کنید ببینید که متکلّم کجا می‌ایستد؟ یک وقت می‌گوید: «رأیتُ أسَداً في حَدیقةِ الحَیوانات»؛ هان! در اینجا این «أسد» در حیوان مفترس ظهور پیدا می‌کند؛ هنوز نصّ هم نیست! فقط ظهور است. چون ممکن است پهلوانی را در حدیقة الحیوانات دیده باشد. یک وقت می‌گوید: «رأیتُ أسَداً في الحمّام»، و سر کلمۀ حمّام می‌ایستد. در اینجا می‌گویید که منظورش رجل شجاع است.

  • چطور شما در کلام واحد فوراً یک ظهور را بر متکلّم تحمیل نمی‌کنید بلکه صبر می‌کنید که متکلّم در کجا می‌ایستد. تازه وقتی هم که ایستاد فکر می‌کنید، بالا و پایین، قرائن و تمام شواهد را در نظر می‌گیرید؛ شاید متکلّم، شیری داشته است و خواسته ببرد، آن را در حمّام بشوید. همۀ قرائن را شما در نظر می‌گیرید، وقتی همۀ قرائن را در نظر گرفتید حالا می‌گویید: پس این کلام متکلّم در این ظهور دارد. از این قضیه گذشت، فردا یک قرینه‌ای بر خلافش از متکلّم می‌شنوید، می‌گویید: پس چرا این را زودتر نگفت؟! این را باید می‌گفت دیگر! چرا از اول این‌طور نگفت؟! پس می‌گفت و ما را از اشتباه درمی‌آورد. این می‌شود رفع ید از ظهور.

  • تلمیذ: در این‌صورت تمام حکومت و ورود و این قوانین برای تشخیص ظهورِ واقعی است.

  • استاد: برای تشخیص ظهورِ واقعی است، نه ظهور اوّلی. بین ظهور جدّی و ظهور واقعی هم فرق است. در اینجا بهتر است که اصلاً ما ظهور واقعی را به معنای ثبوت بگیریم، برای تشخیص ثبوت است وإلاّ ظهور آن است که مخاطب می‌فهمد. آن چیزی را که مخاطب می‌فهمد به آن ظهور می‌گویند. ولی صحبت در این است که این‌که این آقایان می‌گویند، این نیست که مخاطب بفهمد.

  • حجّیت ظهور شخصی و عدم حجّیت ظهور نوعی

  • مخاطب از کلام متکلّم، یک مسئله را ابتدائاً می‌فهمد، یک مفاد ابتدایی می‌فهمد، ما به آن ظهور نمی‌گوییم. بلکه معنای مطابقی می‌گوییم. حالا مخاطب اگر بر مفادی مستقر شد و قرار گرفت، ما به آن می‌گوییم ظهور. آن ظهور می‌شود ظهور شخصی.