
حجّیت عامّ در مابقی بعد از تخصیص (2)
نقد تفصیل مرحوم آخوند در مخصّص متّصل و منفصل
در جلسۀ چهل و پنجم از سلسله جلسات درس اصول فقه، باب عامّ و خاصّ، استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن طهرانی قدّس الله سرّه بحث از حجّیت عامّ مخصَّص را در مابقیِ مصادیقِ آن ادامه میدهند. ایشان ابتدا تفصیل مرحوم آخوند را تقریر کرده و معانی قابل برداشت از آن را بیان و نقد میکنند. مرحوم استاد در ادامه بحثی مبنایی مبنی بر تفاوت مفاد تطابقی کلام با ظهور جدّی و تفهیمی طرح کردهاند و معنای مورد نظر مشهور اصولیّین از ظهور را ردّ میکنند. استاد معظّم با بحث تفصیلی از مراحل شکلگیری ظهور برای مخاطب، ظهور نوعی را نیز مردود میدانند و انعقاد ظهور را امری شخصی و وابسته به اطلاع از قرائن قلمداد کردهاند. ایشان در اخیر، دانستن تاریخ را بهعنوان یکی از ضرورتها در ایجاد ظهور با ذکر مثالهایی تبیین میکنند.
حجّیت عامّ در مابقی بعد از تخصیص (2)
5منبابمثال اگر مولا بگوید: «أکرِم کُلَّ عالمٍ»، بعد بلا فاصله بگوید: «لا تُکرِم الفُسّاقَ مِن العُلَماء». این استثناء متّصل است یا منفصل؟ باید بگوییم که منفصل است. چون با هم که نیاورده است. آیا اینکه بلا فاصله بعدش آورده است با اینکه بگوید: «أکرِم کُلَّ عالمٍ إلاّ الفُسّاقَ مِنهم»؛ فرق میکند؟! چطور اینکه در «أکرِم کُلَّ عالمٍ إلاّ الفُسّاقَ مِنهم»، این «إلاّ الفُسّاقَ»، «کُلَّ عالم»ٍ را تخصیص میزند و باعث ظهور در غیر فسّاق میشود؛ همینطور اگر بگوید: «أکرِم کُلَّ عالمٍ» و بعدش بلا فاصله بگوید: «و لا تُکرِم الفُسّاقَ مِن العُلَماء»؛ این باعث ظهور در غیر فسّاق خواهد شد.
تلمیذ: حالا اگر این فاصله زیاد بود انعقاد ظهور چگونه است؟
استاد: آنجا را هم عرض میکنیم.
اگر بگویید که «رَأیتُ أسداً» و «في الحمّام» آن را نگویید، این گفتن «رَأیتُ أسداً»، با توجه به اینکه فرض کنید که مولا قبلش، در این روز گفته است: «رأیتُ رَجلاً شُجاعاً عَجیباً في الحمّام»، و شما میدانید که مولا امروز باغ وحش نرفته است؛ شیر هم که در خیابان نمیآید، یا در باغ وحش است یا در جنگل.
در اینجا وقتی که مولا امروز حمّام رفته است و قبلاً هم به شما گفته من پهلوانی را در حمّام دیدم. این قرائن هست و حالا مولا میگوید: «رَأیتُ أسداً». آیا این اسد ظهور در حیوانِ مفترس دارد؟! نهخیر، ظهور در رجلِ شجاع دارد. چه کسی میگوید در حیوان مفترس ظهور دارد؟! با وجود اینکه قرینه از این «رَأیتُ أسداً» منفصل است ولی انفصال، موجب عدم ظهور [اسد] در رجل شجاع نخواهد شد. همینطور اگر مولا بگوید: «رَأیتُ أسداً» و یک دقیقه بعد بگوید: «رأیتُ رَجلاً شجاعاً في الحمّام»، این قرینه میشود بر اینکه منظور از «أسد» در اینجا حیوان مفترس [رجل شجاع] بوده است.
حالا صحبت در این است که بین فاصلهای که مولا گفته است: «رَأیتُ أسداً» تا آن وقتی که گفته است: «رأیتُ رَجلاً شجاعاً في الحَمّام»، مخاطب چه برداشتی از این کلام «رَأیتُ أسداً» دارد؟ منظور شما که پرسیدید اگر فاصله زیاد بشود، همین است دیگر! که در این فاصله وقتی هنوز مخاطب نمیداند که آیا برای «رَأیتُ أسداً» قرینه خواهد آمد یا نه، در عرض این یک ساعت مخاطب چه برداشتی از این کلام دارد؟
