اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حجّیت عامّ در مابقی بعد از تخصیص (2)

نقد تفصیل مرحوم آخوند در مخصّص متّصل و منفصل

0
اصول
جلسات

در جلسۀ چهل و پنجم از سلسله جلسات درس اصول فقه، باب عامّ و خاصّ، استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن طهرانی قدّس الله سرّه بحث از حجّیت عامّ مخصَّص را در مابقیِ مصادیقِ آن ادامه می‌دهند. ایشان ابتدا تفصیل مرحوم آخوند را تقریر کرده و معانی قابل برداشت از آن را بیان و نقد می‌کنند. مرحوم استاد در ادامه بحثی مبنایی مبنی بر تفاوت مفاد تطابقی کلام با ظهور جدّی و تفهیمی طرح کرده‌اند و معنای مورد نظر مشهور اصولیّین از ظهور را ردّ می‌کنند. استاد معظّم با بحث تفصیلی از مراحل شکل‌گیری ظهور برای مخاطب، ظهور نوعی را نیز مردود می‌دانند و انعقاد ظهور را امری شخصی و وابسته به اطلاع از قرائن قلمداد کرده‌اند. ایشان در اخیر، دانستن تاریخ را به‌عنوان یکی از ضرورت‌ها در ایجاد ظهور با ذکر مثال‌هایی تبیین می‌کنند.

نسخه عربی

حجّیت عامّ در مابقی بعد از تخصیص (2)

4
  • آیا در انعقاد مراد جدّی و تفهیمی بین استثناء متّصل و منفصل تفاوت وجود دارد؟

  • حالا بیاییم سراغ این تفصیل مرحوم آخوند و ببینیم که در تشکیل مراد جدّی و در انعقاد مراد جدّی و تفهیمی، آیا بین استثناء متّصل و منفصل فرقی هست یا نه؟ لا شکّ بر اینکه استثناء متّصل در کلام، حکم قرینۀ لفظیّۀ مقارن با القاء کلام را دارد و وقتی که متکلّم این کلام را القاء می‌کند خود همین قرینۀ لفظیّه به آن کلام ظهور می‌دهد و به این لفظی که از ناحیۀ متکلّم القاء شده است، عقد ظهور می‌بخشد.

  • حالا ما فرض می‌کنیم که متکلّم این استثناء را قبل از بیان عامّ القاء کرده است. اول گفته: «لا تُکرِم زَیداً»، بعد بلا فاصله می‌گوید: «أکرِم کُلَّ عالمٍ». آیا در اینجا می‌توانیم بگوییم چون استثناء منفصل است، این موجب ظهور «أکرِم کُلَّ عالمٍ»، در غیر زید نمی‌شود بلکه ظهور «أکرِم کُلَّ عالمٍ»، در تمام علماء محفوظ است و این «لا تُکرِم زیداً»، فقط رفع ید از ظهور می‌کند و به ظهور دست نمی‌زند؟ نمی‌توانیم یک‌هم‌چنین حرفی بزنیم. چون ما گفتیم که در انعقاد ظهور بین متکلّم و بین مخاطب، قرائن سابقه و حالیّه دخالت مستقیم دارند.

  • چطور اگر ما با کلام، استثناء متّصل بیاوریم خود این آوردن استثناء متّصل در کلام واحد، قرینۀ بر انعقاد ظهور در مابقی از مستثنیٰ است؛ همین‌طور اگر آن استثناء ما، قبل از القاء کلام باشد آن هم با وجود زید قطعاً قرینه برای عدم انعقاد ظهور در غیر زید خواهد شد. بلکه موجب می‌شود که «أکرِم کُلَّ عالمٍ»، ظهور داشته باشد در عالمِ غیرِ زید، چون قبلش قرینه بوده است.

  • همین‌طور اگر این مولا «لا تُکرِم زیداً» را نگوید اما خود مخاطب این را از ارتباط با مولا بفهمد، مثلاً از خصومت بین مولا و بین زید اطّلاع دارد یا از حالت مولا اطلاع دارد؛ در اینجا تمام اینها ـ همان‌طوری‌که مرحوم کمپانی می‌فرمایند ـ1 قرائنی می‌شود برای‌اینکه درصورت القاء کلام از متکلّم، معنایی در ذهن مخاطب بیاید. آن معنایی که هنگام القاء کلام در ذهن مخاطب می‌آید، به آن می‌گوییم ظهور لفظی. در این‌صورت استثناء و تخصیص متّصل با منفصل چه فرقی می‌کند؟! چه تخصیص ما متّصل باشد چه منفصل فرقی نمی‌کند.

    1. نهایة الدرایة، ج 3، ص 172.