اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حجّیت عامّ در مابقی بعد از تخصیص (2)

نقد تفصیل مرحوم آخوند در مخصّص متّصل و منفصل

0
اصول
جلسات

در جلسۀ چهل و پنجم از سلسله جلسات درس اصول فقه، باب عامّ و خاصّ، استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن طهرانی قدّس الله سرّه بحث از حجّیت عامّ مخصَّص را در مابقیِ مصادیقِ آن ادامه می‌دهند. ایشان ابتدا تفصیل مرحوم آخوند را تقریر کرده و معانی قابل برداشت از آن را بیان و نقد می‌کنند. مرحوم استاد در ادامه بحثی مبنایی مبنی بر تفاوت مفاد تطابقی کلام با ظهور جدّی و تفهیمی طرح کرده‌اند و معنای مورد نظر مشهور اصولیّین از ظهور را ردّ می‌کنند. استاد معظّم با بحث تفصیلی از مراحل شکل‌گیری ظهور برای مخاطب، ظهور نوعی را نیز مردود می‌دانند و انعقاد ظهور را امری شخصی و وابسته به اطلاع از قرائن قلمداد کرده‌اند. ایشان در اخیر، دانستن تاریخ را به‌عنوان یکی از ضرورت‌ها در ایجاد ظهور با ذکر مثال‌هایی تبیین می‌کنند.

نسخه عربی

حجّیت عامّ در مابقی بعد از تخصیص (2)

13
  • تلمیذ: گویا اصطلاح حکومت و ورود تسامح است و اصطلاح صحیحی نیست. چون این حکومت و ورود استغناء نمی‌بخشد. دو دلیل بعد از اینکه انعقاد ظهور پیدا کردند با هم تضاد پیدا می‌کنند؛ لذا بحث حکومت و ورود را پیش می‌کشند.

  • استاد: اینها منافاتی با هم ندارد. یک وقت ما در مقام ثبوت بحث می‌کنیم، اصلاً در آنجا حکومت و... معنا ندارد، چون تبدّل در آنجا معنا ندارد. یک وقتی ما در مقام اثبات بحث می‌کنیم.

  • وقتی در مقام اثبات بحث کنیم همان‌طور که گفتم گاهی اوقات ممکن است برای مخاطب، ظهور منعقد بشود ولی بعداً کشف خلاف بشود و بگوید: بله، من اشتباه فهمیدم. اشتباه فهمیدن هم از این باب است که چون می‌بیند طرفش شارع است می‌گوید که اشتباه فهمیدم.

  • اما اگر طرفش مولای عادی بود همان‌طور که عرض کردم در اینجا دو قسم است. چه‌بسا ممکن است واقعاً نظر مولا اول بر عموم است بعداً برایش تبدّل رأی پیدا شده است. مثلاً مولا گفته است که برای سیصد نفر سفره بینداز و شما فسّاق مِن العلماء را حذف کن. در این‌صورت در این قم فقط دو نفر باقی می‌مانند و دیگر همه می‌روند پیِ‌کارشان. آن‌وقت سفره می‌شود دو نفری. یا مثلاً ثلثشان می‌روند و کم می‌شوند. بعداً برای مولا تبدّل رأی می‌شود.

  • در اینجا نمی‌توانیم بگوییم که مخاطب به ظهور اطّلاع پیدا نکرده است؛ نه‌خیر، مطّلع بر ظهور بوده است و آن ظهور هم برایش حجّت بوده و بعداً هم کشف خلاف نشده است، بلکه تبدّل رأی مولا بوده است، ولی چون در مورد شارع قضیه این‌طور نیست و شارع در مقام بَعث و زَجر، از اول به افراد و مصادیق این موضوع آگاه بوده است و بعد، بَعث رویش آمده و انشاء کرده است؛ لذا این عبد می‌فهمد که نه‌خیر، برای من کشف خلاف شده است، یعنی آن ظهوری که اول به آن معتقد و پایبند بودم و برایم حجّیت داشت، از این به بعد دیگر آن ظهور برای من حجّیت ندارد. نه‌اینکه بگوید من عالم به ظهور نبودم. مسائل باب تراجیح از این باب است؛ یعنی ظهور منعقد شده است.