اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حجّیت عامّ در مابقی بعد از تخصیص (2)

نقد تفصیل مرحوم آخوند در مخصّص متّصل و منفصل

0
اصول
جلسات

در جلسۀ چهل و پنجم از سلسله جلسات درس اصول فقه، باب عامّ و خاصّ، استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن طهرانی قدّس الله سرّه بحث از حجّیت عامّ مخصَّص را در مابقیِ مصادیقِ آن ادامه می‌دهند. ایشان ابتدا تفصیل مرحوم آخوند را تقریر کرده و معانی قابل برداشت از آن را بیان و نقد می‌کنند. مرحوم استاد در ادامه بحثی مبنایی مبنی بر تفاوت مفاد تطابقی کلام با ظهور جدّی و تفهیمی طرح کرده‌اند و معنای مورد نظر مشهور اصولیّین از ظهور را ردّ می‌کنند. استاد معظّم با بحث تفصیلی از مراحل شکل‌گیری ظهور برای مخاطب، ظهور نوعی را نیز مردود می‌دانند و انعقاد ظهور را امری شخصی و وابسته به اطلاع از قرائن قلمداد کرده‌اند. ایشان در اخیر، دانستن تاریخ را به‌عنوان یکی از ضرورت‌ها در ایجاد ظهور با ذکر مثال‌هایی تبیین می‌کنند.

نسخه عربی

حجّیت عامّ در مابقی بعد از تخصیص (2)

12
  • پس همان‌طور که نظر مرحوم آقای بروجردی هم همین است، بدون اطّلاع بر زمان تشریع ـ فرق نمی‌کند، چه در زمان رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم و چه در زمان ائمه علیهم السّلام، هر دوی اینها تشریع است دیگر! ـ اصلاً ظهورگیری از این کلمات امکان ندارد. چطور ممکن است ما از این روایات ظهورگیری کنیم؟! اصلاً حجّیت ظهور منعقد نمی‌شود.1

  • روی‌این‌حساب هیچ فرقی بین استثناء متّصل و منفصل نیست؛ مگر اینکه مخصّص منفصلِ ما به‌نحوی بوده که تمامیت شرایط انعقاد ظهور برای مخاطب تمام شده باشد و بعد از آن، مخصّص آمده باشد؛ در این‌صورت می‌توانیم بگوییم که این مخصّص باعث رفع ید شده است نه‌اینکه باعث از بین بردن ظهور شده است.

  • تلمیذ: در اصول، بابی باز کنیم به نام باب ظهورات و یک سری مسائلی که در اصول عملیّه مطرح شده است، یعنی باب تعادل و تراجیح را در اینجا بیاوریم. چون آن تعارض بین دو ادلّه را هم دیگر نمی‌توانیم بگوییم تعارض است. چون ما می‌گوییم وقتی که یک روایت قرینه است، در این روایت دیگر اصلاً ظهور انعقاد پیدا نکرده است.

  • استاد: بله، ظهور نبوده است. درست است.

  • تلمیذ: حکومت و ورود هم باز به بحث الفاظ می‌آید. یعنی اصول عملیّه و... همه در بحث ظهورات لفظیّه مطرح می‌شود.

  • استاد: ما اصلاً خیلی از مسائلی را که در باب تعارض است از باب تعارض نمی‌دانیم. خیلی از این مسائل، اصلاً مورد شخصی بوده ولی این به موارد کلّی برده شده است و بعد هم در باب تعارض مطرح شده است.

  • خیلی از این روایات متعارض، مخصّص دیگری هستند، به‌جهت‌اینکه در یک زمان آمدند. بله، فرض کنید که یک حکم الآن آمده است و مخصّص آن مثلاً صد سال دیگر از یک امام دیگر آمده است، این معلوم می‌شود که در اینجا نسخ بوده است. ولی حالا نسخ در أزمانیّ بوده، تخصیص در أزمانیّ بوده، و در زمان اینها انجام گرفته است.

  • در باب حکومت و... هم تمام اینها از بحث تعارض خارج است و چه‌بسا بحث، بحث ترجیح یکی بر دیگری از باب عامّ و خاصّ و از باب اطلاق و تقیید و از این قبیل‌ها باشد. ما نمی‌توانیم تمام تعارض بین روایات را از قبیل تعارض در مفاد و... به‌حساب بیاوریم؛ نه‌خیر، این از باب جمع عرفی است دیگر! البته مرحوم شیخ هم در آنجا خیلی از اینها را از باب جمع عرفی گرفته است.2

    1. . رجوع شود به کتاب نهایة التقریر، ج 2، ص 336 و 337.
    2. فرائد الاصول، ج 2، ص 784.