اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حجّیت عامّ در مابقی بعد از تخصیص (2)

نقد تفصیل مرحوم آخوند در مخصّص متّصل و منفصل

0
اصول
جلسات

در جلسۀ چهل و پنجم از سلسله جلسات درس اصول فقه، باب عامّ و خاصّ، استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن طهرانی قدّس الله سرّه بحث از حجّیت عامّ مخصَّص را در مابقیِ مصادیقِ آن ادامه می‌دهند. ایشان ابتدا تفصیل مرحوم آخوند را تقریر کرده و معانی قابل برداشت از آن را بیان و نقد می‌کنند. مرحوم استاد در ادامه بحثی مبنایی مبنی بر تفاوت مفاد تطابقی کلام با ظهور جدّی و تفهیمی طرح کرده‌اند و معنای مورد نظر مشهور اصولیّین از ظهور را ردّ می‌کنند. استاد معظّم با بحث تفصیلی از مراحل شکل‌گیری ظهور برای مخاطب، ظهور نوعی را نیز مردود می‌دانند و انعقاد ظهور را امری شخصی و وابسته به اطلاع از قرائن قلمداد کرده‌اند. ایشان در اخیر، دانستن تاریخ را به‌عنوان یکی از ضرورت‌ها در ایجاد ظهور با ذکر مثال‌هایی تبیین می‌کنند.

نسخه عربی

حجّیت عامّ در مابقی بعد از تخصیص (2)

11
  • اگر ما به شرایط آن زمان نگاه کنیم می‌بینیم که اصلاً در آن موقع مالیّت، خیلی به ندرت و در حدّاقل به نقدَین تعلّق می‌گرفت و عمدۀ مالیّت افراد براساس اجناس بود. معاملاتی که می‌کردند با اجناس معامله می‌کردند، مثلاً یک بُرد یمانی می‌دادند و ده تا گوسفند می‌گرفتند. یعنی اصلاً معاملات براساس نقدَین نبود و بعد کم‌کم، کم‌کم نقدَین پیدا شد تا اینکه اصلاً میزان سرمایۀ فرد روی نقدَین رفت. اگر ما این را لحاظ کنیم می‌بینیم اصلاً «لَیس في مالِ الیَتیمِ زَکاةٌ» ناظر به اجناس است نه‌اینکه ناظر به نقدین باشد. لذا هم نقدین را شامل می‌شود و هم جمیع آن اموال غیر نقدی را مانند گاو و... .

  • یا اینکه من‌باب‌مثال در مورد زکات داریم که در مأکولات خودتان زکات بدهید. در بعضی روایات «مأکولات» دارد، در بعضی روایات گندم و جو و مویز و خرما دارد. بعضی‌ها از اینکه در بعضی از روایات دارد که در مأکولات باید زکات داده شود، استفاده کرده‌اند که شامل عدس و نخود و برنج و همۀ این چیزها می‌شود، یعنی می‌گویند ظهور دارد.

  • ولی اطّلاع ما بر تاریخ آن زمان می‌رساند که اینکه زکات را منحصر می‌کند در گندم و جو و مویز و خرما، این موجب می‌شود که منظور از مأکولات هم همین‌ها باشند. نه‌اینکه مأکولات، در همۀ مأکولات ظهور داشته باشند، بعد گندم و جو و مویز و خرما یکی از مصادیق به‌حساب بیایند. ظهور مأکولات در آن موقع با توجه به اینها، در آن جهتِ غالبیِ مصرف آن زمان است.

  • لذا در همان زمان با اینکه برنج، مأکول غالبی نواحی طبرستان بوده است مثل الآن که در نواحی شمال، مازندران و... برنج مصرف غالبی آنها است، درعین‌حال ما می‌بینیم که ائمه علیهم السّلام مأکولات را گفته‌اند ولی گندم و جو و مویز و خرما را آورده‌اند و بقیّه را نگفته‌اند. این دلیل می‌شود بر اینکه مأکولاتی که در آن زمان گفته‌اند که در آنها زکات هست، این مأکولات ظهور در همین گندم و جو، مویز و خرما دارد؛ نه‌اینکه دیگر در همۀ مأکولات ظهور داشته باشد، و اینها از مصادیق مأکولات به‌حساب بیایند.1

    1. . رجوع شود به کتاب وسائل الشیعة، ج 9، ص 53.