اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حجّیت عامّ در مابقی بعد از تخصیص (2)

نقد تفصیل مرحوم آخوند در مخصّص متّصل و منفصل

0
اصول
جلسات

در جلسۀ چهل و پنجم از سلسله جلسات درس اصول فقه، باب عامّ و خاصّ، استاد معظّم آیةالله حاج سید محمدمحسن طهرانی قدّس الله سرّه بحث از حجّیت عامّ مخصَّص را در مابقیِ مصادیقِ آن ادامه می‌دهند. ایشان ابتدا تفصیل مرحوم آخوند را تقریر کرده و معانی قابل برداشت از آن را بیان و نقد می‌کنند. مرحوم استاد در ادامه بحثی مبنایی مبنی بر تفاوت مفاد تطابقی کلام با ظهور جدّی و تفهیمی طرح کرده‌اند و معنای مورد نظر مشهور اصولیّین از ظهور را ردّ می‌کنند. استاد معظّم با بحث تفصیلی از مراحل شکل‌گیری ظهور برای مخاطب، ظهور نوعی را نیز مردود می‌دانند و انعقاد ظهور را امری شخصی و وابسته به اطلاع از قرائن قلمداد کرده‌اند. ایشان در اخیر، دانستن تاریخ را به‌عنوان یکی از ضرورت‌ها در ایجاد ظهور با ذکر مثال‌هایی تبیین می‌کنند.

نسخه عربی

حجّیت عامّ در مابقی بعد از تخصیص (2)

8
  • روی‌این‌حساب ما ظهور را به شکل‌گیری کلام در زمان القاء، می‌دهیم. تا وقتی که با توجه به قرائن و با توجه به احتمالات، در ذهن مخاطب هویّتی از این کلام پیدا نشود، هنوز ما برای کلام، ظهوری قائل نخواهیم بود. وقتی که مخاطب با توجه به شرایط متکلّم و خودش، شرایط محیط و قرائن لفظیّه، مقامیّه و حالیّه، محتوایی را برای خودش ایجاد کرد، وقتی که در یک‌هم‌چنین موقعیّتی قرار گرفت ما می‌گوییم حالا برای مخاطب ظهور منعقد شد.

  • بعد از این حال [انعقاد ظهور] اگر مخصّص و کلام و مطلبی از ناحیۀ مولا آمد که خلاف توقّع متکلّم شد، ما می‌گوییم این دلیل، دلیل حاکم است. اینجا است که رفع ید از ظهور می‌شود، نه‌اینکه تصادم با ظهور بشود. بنابراین ممکن است چند روز طول بکشد تا این ظهور برای مخاطب پیدا بشود. چند روز طول بکشد تا بالا و پایین و تمام قرائن را بسنجد، بعد بگوید که منظور مولا این بوده است. این‌طور نیست که به‌محض‌اینکه مولا کلامی را بگوید، فوراً پشت سرش ظهور باشد، همین ظهور نوعی که اینها می‌گویند.

  • تلمیذ: ما از باب تسامح به آن ظهور گفتیم. در حقیقت باید بگوییم اینجا اصلاً ظهوری نیست.

  • استاد: اصلاً ظهور منعقد نشده است. چطور اینکه اگر مولا کلامی را بگوید، آیا تا کلامش تمام نشود شما می‌گویید که برای این کلام ظهور منعقد شده است؟ یا صبر می‌کنید ببینید اینکه مثلاً مولا می‌گوید: «رأیتُ أسداً»، کجای کلامش می‌ایستد؟ یک وقت می‌گوید: «رأیتُ أسَداً في حَدیقةِ الحَیوانات». تا می‌گوید دیدم شیری را شما نمی‌گویید...؛

  • بله، معنای تطابقی ایجاد می‌شود. همان‌طوری‌که عرض کردم در مجاز، در کنایات و در معنای حقیقی، در تمام اینها ـ البته کنایه همان معنای حقیقی است ـ بخواهید یا نخواهید معنای مطابقی به ذهن می‌آید. رأیتُ یعنی دیدن ـ «رأی» گاهی اوقات به معنای رؤیت و دیدن است، گاهی اوقات به معنای فکر کردن و نظر دادن است ـ [تا متکلّم می‌گوید:] رأیتُ، آن معنا یعنی دیدم به ذهنم آمد، بعد که می‌گوید اسداً، بخواهید یا نخواهید معنای حقیقی شیر به ذهن شما آمد.