
حجّیت عامّ در مابقی بعد از تخصیص (1)
اقسام مخصص و ادله نفی و اثبات
در جلسۀ چهل و چهارم از سلسله جلسات درس اصول فقه، باب عامّ و خاصّ، استاد معظّم آیةالله حاج سید محمّد محسن طهرانی قدّس الله سرّه به بحث از حجّیت عامّ در مابقی بعد از تخصیص میپردازند. در این بحث ابتدا دیدگاه مرحوم آخوندو تفصیلی از ایشان را در مسئله بیان میکنند. سپس به تبیین دیدگاه کسانی میپردازند که حجّیت عامّ را نسبت به مابقی، در مخصص منفصل نفی کردهاند. ایشان پس از ذکر ادّلۀ مخالفان و جواب مرحوم آخوند به این ادلّه، در توضیح مسئله، بحثی را در رابطه با هویّت کلام و ظهور شخصی و جایگاه قرائن در انعقاد ظهور کلام آغاز میکنند. مرحوم استاد، انعقاد ظهور برای کلام را قبل از توجّه به قرائن، نمیپذیرند؛ چنانکه ظهور عامّ قبل از فحص از قرینه، از سوی اصولیّین مردود دانسته شده است. تتمّۀ این بحث و نتیجۀ آن در مسئلۀ حاضر و نیز نقد تفصیل اول از مرحوم آخوند در جلسۀ بعد خواهد آمد.
حجّیت عامّ در مابقی بعد از تخصیص (1)
9اگر مبهم باشد پس شما به «أکرِم کُلَّ عالمٍ» نباید عمل کنید بهخاطر اینکه مبهم است، درحالتیکه شما عمل میکنید. شما به «أکرِم کُلَّ عالمٍ» قبل از اینکه مخصّص بیاید عمل نمیکردید؟! عمل میکردید ولی در اینجا چاره ندارید و همینکه میخواهید عمل کنید، یکدفعه میگویند: «لا تُکرِم الفُسّاق مِن العُلماء». بنابراین «أکرِم کُلَّ عالمٍ» مبهم که نیست.
حالا اگر بگویید که ظهور در خاصّ دارد، [اشکال پیش میآید که] اگر خودش ظهور در خاصّ دارد دیگر چرا مخصّص منفصل آمد؟! مرحوم آخوند هم میفرمایند: به همین دلیل که در اینجا مخصّص میآید، خود آمدن مخصّص دلیل است که در اینجا ظهوری بوده وإلاّ اگر ظهور نبوده، برای چه شما مخصّص میآورید؟! در اینجا دیگر برای آوردن مخصّص دلیل نداریم!1
تلمیذ: ما در مخصّص متّصل هم میتوانیم همین را بگوییم.
استاد: چه بگوییم؟! در مخصّص متّصل هنوز کلام تمام نشده است. وقتی کلام تمام نشود مولا و متکلّم میتواند در این کلامش هر تصرّفی که میخواهد بکند. لذا گفتیم که آیۀ ﴿فَلَبِثَ فِيهِمۡ أَلۡفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمۡسِينَ عَامٗا﴾ یعنی از اول نهصد و پنجاه؛ نهاینکه اول بگوییم هزار سال، دوباره پنج دقیقه بعدش بگوییم که نه، پنجاه سالش را شما بینداز.
تلمیذ: انعقاد ظهور نمیشود.
استاد: بله، [برای عامّ انعقاد ظهور] نمیشود. بلکه از اول در خاصّ انعقاد ظهور میشود. شما یک وقت میگویید: «أکرِم کُلَّ رَجلٍ عالمٍ» و از اول ظهور میرود روی «رَجلٍ عالمٍ» و روی «رجل» نمیرود. یا اینکه بهجای این جمله، میگوییم: «لا تُکرِم کُلَّ رَجلٍ إلاّ العالِم منهم»، این هم یعنی عالِم را إکرام کن و با «أکرِم کُلَّ رَجلٍ عالمٍ» فرقی نمیکند. این «لا تُکرِم کُلَّ رَجلٍ إلاّ العالِم منهم»، غیر از این است که الآن متکلّم بگوید: «لا تُکرِم کُلَّ رجلٍ»؛ فردا بگوید: «لا تُکرِم إلاّ العُلماء، أکرِم العُلماء»؛ این فرق میکند. لذا در تمام اینها بحث به این برمیگردد که آیا اوّلاً بلا اوّل برای کلام ما ظهوری منعقد میشود یا ظهوری منعقد نمیشود؟ این اصل قضیه است.
- . همان.
