اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حجّیت عامّ در مابقی بعد از تخصیص (1)

اقسام مخصص و ادله نفی و اثبات

0
اصول
جلسات

در جلسۀ چهل و چهارم از سلسله جلسات درس اصول فقه، باب عامّ و خاصّ، استاد معظّم آیةالله حاج سید محمّد محسن طهرانی قدّس الله سرّه به بحث از حجّیت عامّ در مابقی بعد از تخصیص می‌پردازند. در این بحث ابتدا دیدگاه مرحوم آخوندو تفصیلی از ایشان را در مسئله بیان می‌کنند. سپس به تبیین دیدگاه کسانی می‌پردازند که حجّیت عامّ را نسبت به مابقی، در مخصص منفصل نفی کرده‌اند. ایشان پس از ذکر ادّلۀ مخالفان و جواب مرحوم آخوند به این ادلّه، در توضیح مسئله، بحثی را در رابطه با هویّت کلام و ظهور شخصی و جایگاه قرائن در انعقاد ظهور کلام آغاز می‌کنند. مرحوم استاد، انعقاد ظهور برای کلام را قبل از توجّه به قرائن، نمی‌پذیرند؛ چنان‌که ظهور عامّ قبل از فحص از قرینه، از سوی اصولیّین مردود دانسته شده است. تتمّۀ این بحث و نتیجۀ آن در مسئلۀ حاضر و نیز نقد تفصیل اول از مرحوم آخوند در جلسۀ بعد خواهد آمد.

نسخه عربی

حجّیت عامّ در مابقی بعد از تخصیص (1)

8
  • وقتی‌که مولا می‌گوید: «أکرِم کُلّ عالمٍ»، قبل از اینکه مخصّص منفصل بیاورد شما چه می‌فهمید؟ خاصّ می‌فهمید یا «کُلّ عالمٍ»؟ «کُلّ عالمٍ» می‌فهمید. حالا یک ساعت بعد مولا می‌گوید: آقا ببخشید یادم رفت این را بگویم که «لا تُکرِم الفُسّاق»؛ یا اینکه اصلاً نگفت که یادم رفته است و فقط گفت: «لا تُکرِم الفُسّاق». شما در مقام مقابلۀ بین این دو کلام که از یک طرف گفته است: «أکرِم کُلّ عالمٍ»، و از طرف دیگر گفته است: «لا تُکرِم الفُسّاق»؛ شما در اینجا صَوناً لِکلام الحَکیم عَن اللَّغویة، بین این دو تا جمع می‌کنید.

  • یعنی از یک طرف می‌گویید که «أکرِم کُلّ عالمٍ»، در همۀ افراد و در استیعاب جمیع ماهیّت و در طبیعت مطلقۀ عالِم ظهور دارد، از طرف دیگر می‌گویید که «لا تُکرِم الفُسّاق» هم ظهور در همۀ افراد فاسق دارد. بنابراین اگر بخواهیم به این دو تا ظهور عمل کنیم با همدیگر برخورد می‌کنند. پس برای‌اینکه ما کلام حکیم را از لغویّت در بیاوریم یا باید به این عمل کنیم یا به آن عمل کنیم. اگر به این عمل کنیم، به آن عمل نکرده‌ایم و اگر به آن عمل کنیم، به این عمل نکرده‌ایم.

  • برای‌اینکه کلام حکیم از لغویّت در بیاید می‌گوییم که ما به هر دو عمل می‌کنیم. عمل به هر دو این است که با یکی دست از ظهور دیگری برمی‌داریم؛ نه‌اینکه این «أکرِم کُلَّ عالمٍ» ظهور نداشته باشد؛ ظهور دارد، ما به این ظهورش توجّه نمی‌کنیم و به این ظهور حجّیت نمی‌دهیم. بنابراین این «أکرِم کُلَّ عالمٍ» در آن معنای حقیقی و موضوع له خودش که استیعاب جمیع افراد عالِم است ظهور دارد ولی می‌گوییم: با اینکه شما ظهور دارید، اما ما به ظهورت کاری نداریم؛ ظهور، بی‌ظهور!

  • بنابراین «لا تُکرِم الفُسّاق مِن العُلماء» از ظهورِ «أکرِم کُلَّ عالمٍ» رفع ید می‌کند؛ نه‌اینکه اصلاً ظهور این «أکرِم کُلَّ عالمٍ» را از بین ببرد. و دلیل این قضیه این است که اگر «أکرِم کُلَّ عالمٍ» ظهور در همۀ افراد نداشت، چطور شما این را با مخصّص تخصیص زدید؟ اگر شما از اول برای «أکرِم کُلَّ عالمٍ» انعقاد ظهور نکردید، پس در تخصیص چه‌کار کردید؟ یا باید بگویید که «أکرِم کُلَّ عالمٍ» مبهم است یا ظهور در خاصّ دارد.