اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حجّیت عامّ در مابقی بعد از تخصیص (1)

اقسام مخصص و ادله نفی و اثبات

0
اصول
جلسات

در جلسۀ چهل و چهارم از سلسله جلسات درس اصول فقه، باب عامّ و خاصّ، استاد معظّم آیةالله حاج سید محمّد محسن طهرانی قدّس الله سرّه به بحث از حجّیت عامّ در مابقی بعد از تخصیص می‌پردازند. در این بحث ابتدا دیدگاه مرحوم آخوندو تفصیلی از ایشان را در مسئله بیان می‌کنند. سپس به تبیین دیدگاه کسانی می‌پردازند که حجّیت عامّ را نسبت به مابقی، در مخصص منفصل نفی کرده‌اند. ایشان پس از ذکر ادّلۀ مخالفان و جواب مرحوم آخوند به این ادلّه، در توضیح مسئله، بحثی را در رابطه با هویّت کلام و ظهور شخصی و جایگاه قرائن در انعقاد ظهور کلام آغاز می‌کنند. مرحوم استاد، انعقاد ظهور برای کلام را قبل از توجّه به قرائن، نمی‌پذیرند؛ چنان‌که ظهور عامّ قبل از فحص از قرینه، از سوی اصولیّین مردود دانسته شده است. تتمّۀ این بحث و نتیجۀ آن در مسئلۀ حاضر و نیز نقد تفصیل اول از مرحوم آخوند در جلسۀ بعد خواهد آمد.

نسخه عربی

حجّیت عامّ در مابقی بعد از تخصیص (1)

16
  • نفر سوم می‌گوید: اصلاً امروز ظهر مولا مهمان دارد و مهمان‌هایش هم از قزوین می‌آیند، قزوینی‌ها هم انگور شانی دوست دارند. پس احترام به مهمان قرینه است بر اینکه گفته است که انگور شانی بخر. نفر چهارم می‌گوید: اصلاً مولا نه انگور شانی می‌خواهد و نه سفید می‌خواهد، نه قزوین رفته است و نه از آنجا مهمان آمده است. هیچ‌کدام از این حرف‌ها نیست بلکه مولا طبیعتش به انگور کشیده [و کلام مولا مطلق است].

  • حالا آن آقا که با مولا دکتر رفته است، مولا به او می‌گوید: آقا جان برو انگور قرمز بخر. در اینجا این آقا با خود می‌گوید: عجب! پس من اشتباه کردم. لذا اینکه می‌گوید «عجب!» یعنی من یک چیز دیگر فهمیده بودم. آن اوّلی می‌شود ظهور، این دوّمی می‌شود رفع ید از ظهور. یا به آن کسی که می‌گوید باید انگور شانی بخریم، مولا می‌گوید: برو انگور سفید بخر. در اینجا هم این آقا با خود می‌گوید: هان! پس من اشتباه کردم. اینکه پشت‌سرهم گفته می‌شود: پس من اشتباه کردم؛ یعنی رفع ید از ظهور، نه‌اینکه اینها می‌گویند: ظهور عبارت است از القاء کلام به‌نحوی که قرائن بیاید رفع ید از ظهور کنند؛ نه، کلام، خودش مبهم است و اصلاً ظهور ندارد.

  • لذا شما به عامّ قبل از فحص از مخصّص نمی‌توانید عمل کنید. چون همین‌قدر که شما ببینید که «ما مِن عامٍّ إلاّ و قد خُصّ»؛ تمام عامّ‌هایی که آمده است تخصیص خورده و در محاورات هیچ عامّی وجود ندارد که تخصیص نخورده باشد؛ همین برای شما این ذهنیّت را ایجاد می‌کند که تا وقتی که [بر عدم تخصیص] اطلاعی پیدا نکنید دست به‌طرف این عامّ نبرید. وقتی اطلاع پیدا نکردید تازه برایش ظهور منعقد می‌کنید. حالاکه برایش ظهور منعقد کردید یک‌دفعه می‌بینید بر خلافش یک قرینه یا یک تخصیص منفصل آمد.

  • حالا با توجه به مسائلی که عرض شد ما باید ببینیم که مولا وقتی که عامّ مخصَّص به متّصل یا به منفصل می‌آورد، آیا با همدیگر فرق دارد یا ندارد؟ در مخصّص منفصل قضیه چطور است؟ در مخصّص متّصل چطور است؟