اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حجّیت عامّ در مابقی بعد از تخصیص (1)

اقسام مخصص و ادله نفی و اثبات

0
اصول
جلسات

در جلسۀ چهل و چهارم از سلسله جلسات درس اصول فقه، باب عامّ و خاصّ، استاد معظّم آیةالله حاج سید محمّد محسن طهرانی قدّس الله سرّه به بحث از حجّیت عامّ در مابقی بعد از تخصیص می‌پردازند. در این بحث ابتدا دیدگاه مرحوم آخوندو تفصیلی از ایشان را در مسئله بیان می‌کنند. سپس به تبیین دیدگاه کسانی می‌پردازند که حجّیت عامّ را نسبت به مابقی، در مخصص منفصل نفی کرده‌اند. ایشان پس از ذکر ادّلۀ مخالفان و جواب مرحوم آخوند به این ادلّه، در توضیح مسئله، بحثی را در رابطه با هویّت کلام و ظهور شخصی و جایگاه قرائن در انعقاد ظهور کلام آغاز می‌کنند. مرحوم استاد، انعقاد ظهور برای کلام را قبل از توجّه به قرائن، نمی‌پذیرند؛ چنان‌که ظهور عامّ قبل از فحص از قرینه، از سوی اصولیّین مردود دانسته شده است. تتمّۀ این بحث و نتیجۀ آن در مسئلۀ حاضر و نیز نقد تفصیل اول از مرحوم آخوند در جلسۀ بعد خواهد آمد.

نسخه عربی

حجّیت عامّ در مابقی بعد از تخصیص (1)

15
  • تلمیذ: نتیجه یکی می‌شود. چه آنهایی که قائل به محتوا و ثبوت نیستند و چه آنهایی که هستند. چون بالأخره هر کسی از راه اثبات به آن معنا می‌رسد.

  • استاد: نه‌خیر، نتیجه یکی نمی‌شود. اختلاف، بین مشرق و مغرب است! همین‌که می‌گویند: پس هر کسی می‌تواند برای خودش دین دربیاورد و هر کسی آنچه که فهمیده است، آن دین او است؛ معنایش همین [اختلاف] است. ما می‌گوییم: نه‌خیر، راه دارد، راهی که شرع گذاشته است و می‌گوید که از این راه بروید. نه آن راهی که تو داری می‌روی.

  • او می‌گوید: حالاکه دین محتوا ندارد پس هرچه را که من فهمیدم برای من حجّت می‌شود. [ما می‌گوییم:] پس من از چه راهی می‌توانم حجّت را بفهمم؟ ولو از طیران طائر من به اینجا برسم، آیا حجّت است؟! نه‌خیر، باید از راهی که شرع گذاشته است بروی. این راه، پنجاه سال درس خواندن دارد، نه‌اینکه هر کراواتی و ریش‌تراشی بیاید بگوید: این‌که من فهمیدم حجّت است!

  • این دو راه خیلی تفاوت دارد. اگر تفاوت نداشت که این همه مسئله نبود. بین مشرق و مغرب با هم اختلاف دارند. دین محتوا دارد و شارع هم راهش را قرار داده است. قول زراره حجّت است، نه‌اینکه قول زراره هم از حجّت بیفتد؛ چطور اینکه از حجّت افتاد! قول ابی‌بصیر حجّت است، اجماع عقلا بر این حجّت است، راه عقل بر این حجّت می‌شود. اینها همه حجّت است و راهی است که اینها قرار دادند. بله، ممکن است انسان در این راه به خطا برسد؛ اشکال ندارد و ما معصوم نیستیم.

  • بنابراین محتوای کلام عبارت می‌شود از احتفاف کلام به قرائن حالیّه و لفظیّه‌ای که ظهور برای این کلام ایجاد کند. ظهور یعنی بتوانیم بگوییم: به حضرت عبّاس که مولا این را خواسته است!

  • فرض کنید الآن در مثال ما اگر از اوّلی بپرسند که مولا چه انگوری خواسته است؟ می‌گوید: دیشب من با او [نزد دکتر] بودم؛ دکتر گفت که انگور سفید بخور. من با او بودم، بی‌خود می‌گویید [که انگور قرمز می‌خواهد]. دیگری می‌گوید: بابا جان! چه انگور سفیدی؟! من می‌دانم این مولا همیشه انگور قرمز می‌خورد. نفر اول می‌گوید: تو با او دکتر رفتی؟! دیگری می‌گوید: دکتر نرفتم ولی از کجا معلوم که...؛ شاید «از فردا» بخواهد به حرف دکتر عمل کند.