اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حجّیت عامّ در مابقی بعد از تخصیص (1)

اقسام مخصص و ادله نفی و اثبات

0
اصول
جلسات

در جلسۀ چهل و چهارم از سلسله جلسات درس اصول فقه، باب عامّ و خاصّ، استاد معظّم آیةالله حاج سید محمّد محسن طهرانی قدّس الله سرّه به بحث از حجّیت عامّ در مابقی بعد از تخصیص می‌پردازند. در این بحث ابتدا دیدگاه مرحوم آخوندو تفصیلی از ایشان را در مسئله بیان می‌کنند. سپس به تبیین دیدگاه کسانی می‌پردازند که حجّیت عامّ را نسبت به مابقی، در مخصص منفصل نفی کرده‌اند. ایشان پس از ذکر ادّلۀ مخالفان و جواب مرحوم آخوند به این ادلّه، در توضیح مسئله، بحثی را در رابطه با هویّت کلام و ظهور شخصی و جایگاه قرائن در انعقاد ظهور کلام آغاز می‌کنند. مرحوم استاد، انعقاد ظهور برای کلام را قبل از توجّه به قرائن، نمی‌پذیرند؛ چنان‌که ظهور عامّ قبل از فحص از قرینه، از سوی اصولیّین مردود دانسته شده است. تتمّۀ این بحث و نتیجۀ آن در مسئلۀ حاضر و نیز نقد تفصیل اول از مرحوم آخوند در جلسۀ بعد خواهد آمد.

نسخه عربی

حجّیت عامّ در مابقی بعد از تخصیص (1)

14
  • وجه افتراق ظهور شخصی با نظر برخی از معاصرین

  • این مسئله بماند تا بعد به نظراتی که امروزه در مجلات1 دارد مطرح می‌شود برسیم که یک وقت خیال نکنید این ظهور شخصی سر از آنجاها در می‌آورد. نه، ما برای کلام، ثبوت قائل هستیم، اما این نادان‌ها برای کلام ثبوت قائل نیستند. ما می‌گوییم که کلام، خودش فی‌حدّ نفسه ثبوتی دارد و ما در مقام اثبات داریم به آن ثبوت می‌رسیم. این نادان می‌گوید: کلام خودش طبیعت مهمله است و اصلاً ثبوت ندارد و شما هر اثباتی را برای کلام ثابت کردید، آن برای کلام می‌شود ثبوت.2

  • ما می‌گوییم: قضیه این نیست. خود کلام در نفس‌الأمر و در دل مولا یک ثبوتی دارد. اما ما راه برای این ثبوت را داریم پیدا می‌کنیم. متوجّه عرض من شدید که فرق در کجاست؟ اینها خیال می‌کنند چون در هر زمان یک عدّه آمدند و یک طور از قرآن استفاده کردند پس همان برای آنها حجّت می‌شود. این از بدبختی، حجّت است، نه‌اینکه حجّت است!

  • حجّت در آنجایی است که این راهی را که اینها پیدا کردند بتواند از آن ثبوت خبر بدهد و چون ما غیر از این راه، راه دیگری نداریم، ناچاراً این راه برای ما حجّت می‌شود؛ نه‌اینکه از اول، دین بی‌محتوا است! نه‌اینکه از اول، دین مبهم است! نه‌اینکه از اول، دین مثل طبیعت لابشرط‌مَقسمی به‌عنوان طبیعت مهمله است که شما هر قسمی را که به آن چسباندید، برای این [طبیعت مهمله] قسم می‌شود!

  • دین محتوا دارد و محتوایش همان است که در دل پیغمبر صلّی الله علیه و آله و در دل امام علیه السّلام است، این می‌شود محتوای دین. حالا ما در مقام اثبات چون جاهل هستیم و راهی به ثبوت نداریم، برحسب عرف و محاوره و عقل، راه‌هایی را در اختیار داریم و این راه‌ها از باب رسیدن به ثبوت برای ما وسیله و هدف می‌شود. نه‌اینکه دین از اول محتوا ندارد و هرچه شما به آن رسیدی می‌شود دین شما. لذا ما قائل به تخطئه هستیم و قائل به تصویب نیستیم. این حرف مُصوّبه است.

    1. کیهان فرهنگی، شمارۀ ترتیب 50 و 52 اردیبهشت‌ماه و شمارۀ ترتیب 2 و 4 تیرماه 1367 شمسی.
    2. نگرشی بر مقاله بسط وقبض تئوریک شریعت، ص 13.