اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حجّیت عامّ در مابقی بعد از تخصیص (1)

اقسام مخصص و ادله نفی و اثبات

0
اصول
جلسات

در جلسۀ چهل و چهارم از سلسله جلسات درس اصول فقه، باب عامّ و خاصّ، استاد معظّم آیةالله حاج سید محمّد محسن طهرانی قدّس الله سرّه به بحث از حجّیت عامّ در مابقی بعد از تخصیص می‌پردازند. در این بحث ابتدا دیدگاه مرحوم آخوندو تفصیلی از ایشان را در مسئله بیان می‌کنند. سپس به تبیین دیدگاه کسانی می‌پردازند که حجّیت عامّ را نسبت به مابقی، در مخصص منفصل نفی کرده‌اند. ایشان پس از ذکر ادّلۀ مخالفان و جواب مرحوم آخوند به این ادلّه، در توضیح مسئله، بحثی را در رابطه با هویّت کلام و ظهور شخصی و جایگاه قرائن در انعقاد ظهور کلام آغاز می‌کنند. مرحوم استاد، انعقاد ظهور برای کلام را قبل از توجّه به قرائن، نمی‌پذیرند؛ چنان‌که ظهور عامّ قبل از فحص از قرینه، از سوی اصولیّین مردود دانسته شده است. تتمّۀ این بحث و نتیجۀ آن در مسئلۀ حاضر و نیز نقد تفصیل اول از مرحوم آخوند در جلسۀ بعد خواهد آمد.

نسخه عربی

حجّیت عامّ در مابقی بعد از تخصیص (1)

13
  • مثالی برای شما می‌زنم؛ فرض کنید که مولا می‌گوید: برو انگور بخر! ما باشیم و این کلام، می‌گوییم انگور در اینجا مطلق است و هر انگوری را شامل می‌شود. در اینجا افراد متعددی هستند و مولا به هر کدام از اینها صد تومان می‌دهد و می‌گوید: بروید انگور بخرید.

  • حالا یک نفر دیشب با مولا [نزد] دکتر رفته است و دکتر به مولا گفته است که برای شما انگور خوب است ولی انگور سفید، نه انگور قرمز. الآن به‌خاطر ارتباط و قرینۀ حالیّۀ دیشبی، آن شخصی که دیشب با مولا بوده، از این انگور، انگور سفید می‌فهمد. یک آقای دیگر چون زیاد با مولا بوده و می‌داند که مولا از انگور قرمز از همۀ انگورها بیشتر خوشش می‌آید و معمولاً وقتی می‌گوید که برو انگور بخر، منظورش انگور قرمز است؛ این آقا از این کلام مولا انگور قرمز می‌فهمد. این آقا که به او صد تومن داده شده است [یعنی نفر سوم، با خود] می‌گوید: چون امروز ظهر مولا افرادی را دعوت کرده است و آن افراد از انگور شانی زیاد خوششان می‌آید پس این قرینه می‌شود که منظور مولا الآن انگور شانی است. آن آقا [یعنی نفر آخر] هم چون از هیچ‌کدام از این قضایا خبر ندارد این انگور را به اطلاق خودش می‌گیرد و می‌گوید: ظهور در اطلاق دارد.

  • ما می‌بینیم چهار ظهور در اینجا منعقد است و هر کدام از این ظهورات با دیگری در تعارض است و هر کدام برای ظهور خودشان دلیل و حجّت دارند. این می‌شود ظهور شخصی.

  • یعنی این کلام مولا که اول گفته است: برو انگور بخر، هویّتی ندارد؛ بلکه هویّت خودش را در ارتباط با افراد و قرائن حالیّه و لفظیّه پیدا می‌کند؛ این می‌شود هویّت کلامیّه. هویّت کلامیّه یعنی شکل‌بندی و پیکربندی کلام. ظهور یعنی پیکربندی کلام دیگر! یعنی ما در مقام اثبات، آن کلامی که مُثبِت ثبوت است و می‌تواند از دل مولا خبر بدهد را کار داریم. بنابراین قرائن حالیّه و مقالیّه قرائنی هستند که برای کلام در دید مخاطب ظهور را ایجاد می‌کنند. آن مخاطب هرکه می‌خواهد باشد.