اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

الفاظ و ادات عموم

و نکره در سیاق نفی

0
اصول
جلسات

استاد معظّم آیةالله حاح سید محمد محسن طهرانی قدّس الله سرّه در جلسۀ چهل و سوم از سلسله جلسات درس اصول، باب عامّ و خاصّ، به‌عنوان مقدّمه در تشخیص عامّ و مطلق، الفاظی را که اصولیّین از ادات عموم برشمرده‌اند و دلالت بر ارادۀ استیعاب از مدخول خود دارند، ذکر کرده و دیدگاه خود را دربارۀ دلالت این الفاظ بیان نموده‌اند. ایشان در ادامه به بحث مفصّلی در باره دلالت نکرۀ در سیاق نفی پرداخته‌اند و با ذکر اقسام طبیعت، در اخیر استفادۀ عموم از آن را نیازمند قرینه بر اطلاق یا مقدّمات حکمت می‌دانند. سپس از دلالت اسم‌جنس محلّیٰ به الف و لام و جمع محلّیٰ به الف و لام، بر عموم بحث کرده و این دلالت را در مورد دوّم پذیرفته‌اند.

نسخه عربی

الفاظ و ادات عموم

6
  • استاد: این را هم گفته‌اند که «لا» در اینجا به معنای اسمی آمده است و وقتی که به معنای اسمی آمده لذا در اینجا این «لا» دیگر نیازی به خبر ندارد. چون اگر ما «لا» را به معنای حرفی بگیریم مسلّم است که حرف، کارش فقط ارتباط است و جنبۀ ربطی بین موضوع و محمول و مبتدا و خبر دارد. وقتی که شما می‌گویید: ما در اینجا نیازی به خبر نداریم؛ پس این «لا» ارتباط بین چه چیزهایی را برقرار کند؟

  • من‌باب‌مثال در «سِرتُ من البَصرةِ إلَی الکوفة»، این «مِن» بین «سِرتُ» و «بصره» را ربط می‌دهد به‌نحوی که اگر «مِن» نبود این دو نمی‌توانستند کاری انجام بدهند. [اگر «مِن» نباشد] «سِرتُ البصرَة؛ سیر کردم بصره!» یعنی چه؟! پس در اینجا یک «را» می‌خواهد، تا بگوییم: «سیر کردم بصره را». «را» می‌شود علامت ارتباط بین «بصره» و «سِرتُ» به‌عنوان مفعول‌فیه و ظرف برای سیر و مکان برای سیر است.

  • یا «خوردم زمین» یعنی چه؟! خوردم یعنی خوردم، زمین هم یعنی زمین. آیا منظور این است که زمین را خوردم؟! اینکه معنی ندارد. [بلکه منظور این است که] «خوردم به زمین». این «باء» بین خوردن و زمین، ارتباط برقرار می‌کند.

  • اگر در «سافَرتُ مِن قُم إلیٰ طِهران» «مِن» نداشته باشیم یعنی «مسافرت کردم قم!» مسافرت کردم قم یعنی چه؟! در «رفتم به قم»، «به» ربط می‌دهد اما «مسافرت کردم قم» معنا نمی‌دهد. شما باید در اینجا یک «مِن» بیاورید، و بگویید: مسافرت کردم از قم: مِن قُم إلیٰ فُلان. اصلاً در اینجا معنای «مِن» ارتباط بین دو کلمه است؛ یا به‌نحو فعل و فاعل و مفعولی، یا به‌نحو مبتدا و خبری و امثال‌ذلک و یا به‌نحو دو جمله که دو جملۀ شرطیه باشند که اینها متّصله باشند.

  • بالأخره این معانی حروف یک معنای ربطی است که آن معنای ربطی اصلاً زاییده و در کُمون این دو کلمه قرار گرفته است؛ که در بعضی از اوقات ما اظهار می‌کنیم و در بعضی از اوقات ما اظهار نمی‌کنیم؛ مثلاً نمی‌گوییم: «خوردم به زمین» بلکه می‌گوییم: «خوردم زمین.» چون در اینجا معنا روشن است حرف ربط را اظهار نمی‌کنیم.