
الفاظ و ادات عموم
و نکره در سیاق نفی
استاد معظّم آیةالله حاح سید محمد محسن طهرانی قدّس الله سرّه در جلسۀ چهل و سوم از سلسله جلسات درس اصول، باب عامّ و خاصّ، بهعنوان مقدّمه در تشخیص عامّ و مطلق، الفاظی را که اصولیّین از ادات عموم برشمردهاند و دلالت بر ارادۀ استیعاب از مدخول خود دارند، ذکر کرده و دیدگاه خود را دربارۀ دلالت این الفاظ بیان نمودهاند. ایشان در ادامه به بحث مفصّلی در باره دلالت نکرۀ در سیاق نفی پرداختهاند و با ذکر اقسام طبیعت، در اخیر استفادۀ عموم از آن را نیازمند قرینه بر اطلاق یا مقدّمات حکمت میدانند. سپس از دلالت اسمجنس محلّیٰ به الف و لام و جمع محلّیٰ به الف و لام، بر عموم بحث کرده و این دلالت را در مورد دوّم پذیرفتهاند.
الفاظ و ادات عموم
2أعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم
بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
بهعنوان ورود در بحث عامّ، مقدّمهای از نظر تشخیص بین عامّ و اطلاق در اینجا عرض میشود. الفاظی را برای عامّ بیان کردهاند که این الفاظ بر انطباق مدخول ادات بر تکتک افراد بهنحو عموم و شمول دلالت دارد.
برخی از الفاظ و ادات عموم
یکی از آن الفاظی که به دلالت وضعی، دلالت بر عموم و شمول دارد «کلّ» است. یکی دیگر از آن الفاظ «جَمیع» است که این هم به همین کیفیّت است. البته الفاظ دیگری مانند «أکتَع و أبتَع و أبصَع و کافّه و قاطبه» و... هم هستند که اینها بهعنوان تأکید میآیند. اما آن الفاظی که بر استغراق جمیع افراد مدخول، دلالت میکند، همان «کلّ» است و «جَمیع». از دیگر الفاظ عمومی که شمردهاند: «مَن» شرطیه، «مَن» استفهامیه، «مَن» موصوله، «أیّ» شرطیه، «ما» شرطیه، همینطور «أیّ» استفهامیه و «ما» موصوله است.
البته بعضی از اینها بهنحو عامّ استغراقی و بعضیها بهنحو عامّ بدلی است. مثلاً در مورد «مَن جائَنی أُکرِمْه» که «مَن» شرطیه است، این «من»، بدلی نیست، این استغراقی است. یا «ما تَصنَعْ أصنَعْ» این هم استغراقی است. یا «أیّاً تَضرِبْ أضرِبْ» همینطور است. مثال استفهامی میشود مانند «مَن جائَک؟» که در اینجا این «مَن»، بدلی است. چون در اینجا نمیخواهند بگوید که [آیا] همۀ افراد پیش تو آمدند، بلکه میخواهند بپرسند از میان افراد چه کسی پیش تو آمد؟ پس این همان عامّ بدلی است. یا امثالذلک که اینها گفتن ندارد، در اینها بعضیهایش بدلی است و بعضیهایش استغراقی است.
البته آن مطلبی را که قبلاً عرض کردیم باز در اینجا مطرح است که آیا عامّ بدلی، [از اقسام] مطلق است و مجازاً به آن عامّ میگویند یا اینکه نه، واقعاً عامّ است. قبلاً عرض شد که عامّ بدلی هم [از اقسام] عامّ است، ولی عامّ است با یک قید اضافه؛ چطور اینکه در عامّ مجموعی هم قید اضافه داریم، در عامّ استغراقی هم قید اضافه هست؛ ولی در آن عامّ استغراقی، خودِ عدمالقید دلالت بر استغراق و انطباق جمیع افراد آن عامّ بر آن مدخولشان دارد. این راجع به عامّ بدلی است.
