اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

الفاظ و ادات عموم

و نکره در سیاق نفی

0
اصول
جلسات

استاد معظّم آیةالله حاح سید محمد محسن طهرانی قدّس الله سرّه در جلسۀ چهل و سوم از سلسله جلسات درس اصول، باب عامّ و خاصّ، به‌عنوان مقدّمه در تشخیص عامّ و مطلق، الفاظی را که اصولیّین از ادات عموم برشمرده‌اند و دلالت بر ارادۀ استیعاب از مدخول خود دارند، ذکر کرده و دیدگاه خود را دربارۀ دلالت این الفاظ بیان نموده‌اند. ایشان در ادامه به بحث مفصّلی در باره دلالت نکرۀ در سیاق نفی پرداخته‌اند و با ذکر اقسام طبیعت، در اخیر استفادۀ عموم از آن را نیازمند قرینه بر اطلاق یا مقدّمات حکمت می‌دانند. سپس از دلالت اسم‌جنس محلّیٰ به الف و لام و جمع محلّیٰ به الف و لام، بر عموم بحث کرده و این دلالت را در مورد دوّم پذیرفته‌اند.

نسخه عربی

الفاظ و ادات عموم

3
  • نکرۀ در سیاق نهی و نفی 

  • یکی از آن مواردی را که از موارد عامّ شمرده‌اند نکرۀ در سیاق نفی یا نهی است و این را جزء عامّ استغراقی به‌حساب آورده‌اند. به‌جهت‌اینکه این نکره وقتی که در سیاق نفی می‌آید می‌بینیم معنای نفی در اینجا نفی طبیعت است و نفی طبیعت لا یَتحقّق إلاّ به نفی جمیع افراد آن طبیعت، و از طرفی خود اصل طبیعت یَتحقَّق بتَحقُّق فردٍ ما. از این نقطه‌نظر نکره‌ای که در سیاق نفی بیاید این نکره دلالت می‌کند بر انتفاء جمیع افرادی که در تحتِ این طبیعت داخل هستند.

  • همین‌طور در نهی وقتی که شارع و مولا از طبیعتی نهی می‌کند، امتثال نهی مولا حاصل نمی‌شود مگر به انتفاء جمیع افراد منهیّ‌عنه و اگر یک فرد را إتیان کند یُعَدُّ عاصیاً. از این نقطه‌نظر نکره‌ای که در سیاق نهی بیاید هم، بر انتفاء طبیعت دلالت می‌کند.

  • نظر آیةالله خویی در باره نفی خبر از لای نفی جنس

  • در خصوص لای نفی جنس یک قولی است که ظاهراً مرحوم آقای خویی در اینجا این مطلب را دارند که لای نفی جنس چون اصلاً برای نفی طبیعت می‌آید و طبیعت را برمی‌دارد لذا خبر ندارد. به‌جهت‌اینکه لای نفی جنس وجود را از طبیعت برنمی‌دارد و طبیعت را برمی‌دارد.

  • یک وقت می‌گوییم: افرادی که موجود هستند، آن افراد نیستند؛ ما در اینجا وجود را از این طبیعت برداشتیم. اما یک وقت می‌گوییم: فردی نیست، «لا رَجلَ فی الدّار»، یعنی اصلاً طبیعت رجل در خانه نیست؛ در اینجا انتفاء طبیعت می‌شود. لذا ایشان می‌فرمایند: ما در لای نفی جنس نیازی به خبر نداریم به‌جهت‌اینکه خبر باید وجود باشد که لای نفی جنس، نفی طبیعت می‌کند نه نفی وجود.1

  • اشکال بر دیدگاه آیةالله خویی

  • مسئله‌ای که در اینجا هست این است که این «لا»یی که شما می‌فرمایید که خبر ندارد، آیا خبر، لازم ندارد یا نباید داشته باشد؟ اگر خبر لازم ندارد این یک مطلب است؛ اما اینکه خبر نباید داشته باشد یک مطلب دیگر است.

    1. تقریرات فی أصول الفقة (بروجردی)، ص 160