
عامّ و مقدّمات حکمت
بررسی دیدگاه میرزای نائینی
در جلسۀ چهل و دوم از سلسله جلسات درس اصول فقه، باب عامّ و خاصّ، آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه به بررسی دیدگاهی از مرحوم نائینی قدّس سرّه، در رابطه با دلالت عامّ میپردازند. براساس این دیدگاه، ادات عموم برای دلالت بر شمول یا استغراق، به مقدّمات حکمت نیز نیازمند هستند. مرحوم استاد دو اشکال را متوجّه این دیدگاه میسازند و با بحث از اقسام قضیۀ حملیّه، علاوه بر ردّ دیدگاه فوق از مرحوم نائینی، تعبیر ایشان در رابطه با برخی قضایا را مخالف روش مشهور و اصطلاح متداول میدانند. ایشان در پایان بحث نکتهای را از کلام مرحوم نائینی مبنی بر اینکه الفاظ عموم در بیان شارع بر چه قضایایی وارد نمیشوند؛ متذکّر شده و آن را میپذیرند.
عامّ و مقدّمات حکمت
7بناءًعلیٰهذا اگر قرار باشد ما نیاز به مقدّمات حکمت داشته باشیم در قضایای خارجیّه هم همینطور است. در «قُتِل جَمیعُ مَن فی العَسکَر» هم همین حرف را میزنیم. میگوییم: مولا گفته است: «قُتِل جَمیعُ مَن فی العَسکَر» در اینجا از کجا معلوم است که در «جَمیعُ مَن فی العَسکَر» منظورش آنهایی هستند که رَجّاله بودند و سوار اسب نبودند؟! آن بیچارهها پول نداشتند و پیاده بودند و نتوانستند فرار کنند، بنابراین گرفتار تیغ و تیر شدند.
همیشه همینطور بوده است! همیشه حکومت با پولدارها بوده است. آن بدبختها که پول ندارند باید زیر دست و پا نابود بشوند دیگر! همیشه به این کیفیّت بوده است. مثلاینکه فقط در حکومت امام زمان علیه السّلام است که بین پولدار و غیر پولدار فرق نمیگذارند! ولیکن اینطورکه ما میبینیم مثلاینکه الآن اینطور نیست.
در اینجا هم شاید منظور آنهایی بودند که در سمت شرقی عسکر بودند، نه در سمت غربی، «قُتِل مَن فی العَسکَر» یعنی هرکه در جانب شرقی بوده است. یا شاید آنهایی بودند که در ارتفاعات نبودند و در فلات بودند. شاید آنهایی بودهاند که زخمیشدند ولی آنهایی که زخمی نشدند، کشته نشدند. هزار احتمال داده میشود.
بنا بر مبنای مرحوم نائینی، در قضایای خارجیّه هم این احتمالات داده میشود؛ وقتی احتمال داده شد، ما برای رفع این احتمال نیاز به مقدّمات حکمت داریم. میگوییم: وقتی که مولا در مقام بیان است و اصناف و افراد مقتولین را بیان نمیکند، ما استفاه میکنیم که منظور مولا استیعاب جمیع افراد مَن فی العَسکَر خواهد بود، درحالتیکه لم یَقل به أحدٌ، کسی این حرف را نزده است.
تلمیذ: خود ایشان که گفتند.
استاد: در قضایای خارجیّه که نگفتند، در قضایای حقیقیّه گفتهاند. لذا ایشان میگویند که اصلاً قضایای خارجیّه ـ که قضایای شخصیّۀ ما میشود ـ از محطّ بحث خارج است. بهخاطر اینکه هیچوقت نمیتواند کبرای برای قضیه قرار بگیرد، بهخاطر اینکه ثبوتاً علّت برای نتیجه نمیتواند باشد.1
بهجهتاینکه علّت همیشه مقدّم بر معلول است. ما نمیتوانیم بگوییم که «زیدٌ فی العَسکرِ وکُلُّ مَن فی العَسکَرِ قُتِل؛ فَزیدٌ قُتِل». چون بودن در عسکر، برای کشتن زید نمیتواند دلیل باشد. چون ممکن است سنگی به او بخورد و یا از آسمان چیزی بیاید. بله از نظر اثباتی میتواند باشد. چون در این مجموعه بوده پس این از نظر اثباتی میتواند دلیل باشد برای اینکه زید هم جزء کشتهها بوده است.
- . همان، ج 1، ص 442.
